افزودن دیدگاه

تصویر محمدخان خانی

متعجبم از این همه رنگارنگی زندگی

می چرخد مهره هااز روی هرزگی

می میردهر روزدسته گل های یاس

در دست یتیمان حوس بازو بی احساس

در چهارراه ارزشی مسجدو منبر

قطور زنجیری انداخته رخت چنبر

می تراود شور شب شعار

در کویر بی روح مصادیق بیمار

هرکه دارد حرفی زهشیار

نگاهش می کنند مثل یک بیمار

هیاهو می کند در دشت خشک لاله

گل کفتارگرسنه و شیدای لاشه

توگویی جنگی پلشت است بر سر تشت

لاشه هایی که بویش کرده همه جا نشت

گرفته شمیم احد زدین احمدعنبربو

دود اسپند مشتی پیر ننه ی سیاه رو

بی داد است مشیون شیون محشر

دست مارا جدا کن خدا زین معجر

یک طرف غم شادی دشمن

آن طرف شادی بی غم مشتی ناثمن

چه گویم زصورت خونین پیرمغمور کهن

که برده توان ،غم جوان از مادران میهن

هرکسی ازظن سوءبه قصه ای کرده خو

مازدسته گل فاطمه(س) گرفته ایم بو

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 108