افزودن دیدگاه

تصویر یه مرد
نویسنده یه مرد در

سلام

برادر کم شعور اگه شما اینطور که گفتین نامردین به پای همه پسرا ننویسین البته این بعد حرفتون رو قبول دارم که نباید به راحتی اطمینان کرد! ولی داداش من اینطوریا هم نیست که همه پسرا مثل شما فقط فکرشون لای پاهاشون باشه! به هر حال از قدیم گفتن کافر همه را به کیش خود پندارد.

والبته در مورد شما خواهر من بنده با خانومم قبل از ازدواج دوست بودم (اولین و آخرین دوست دخترم بود و اولین و آخرین خانوم زندگیم به لطف خدا خواهد ماند) چون من در مرحله اول عاشق روحش شدم و در مرحله دوم جسمش ده سال پیش موقع ازدواج متوجه شدم بکارتش مشکل داره؛ اولش کمی ناراحت شدم که از اول بهم نگفته بود ولی به روم نیاوردم و بعدا حتی ازش نخواستم که موضوع رو برام بازگو کنه چون نتونستم به خودم این اجازه رو بدم که گذشتش رو کالبد شکافی کنم با این که تو گذشته خودم حتی لکه ای کوچیک هم نبود همین الان هم که این متن رو می‌نویسم اصلا برام مهم نیست و از اول تا الان هر جور نا ملایمتی هم بینمون پیش اومده حتی به ذهنم هم این موضوع خطور نکرده تا چه برسه بخوام سر این موضوع منتی بزنم یا خدا نکرده سرافکنده ش کنم!

شما هم حتما پیش یک مشاور و روانکاو برو چون این موضوع تنها آسیبی نیست که به شما رسیده احتمالا در ابعاد دیگر زندگیتون هم تاثیر داشته و متوجه نیستین!

و در مورد ازدواج هم کسی رو انتخاب کنین که مطمعنین شما رو می خواد نه تنتونو وسعی کنین در مراحل اول موضوع رو بگین که اگه خدا نکرده در مورد انتخابتون اشتباه کرده باشین دیر نشده باشه و در آخر هم از همه مهم تر بعد خود و خدای هر کس هیچ کسی نزدیک تر از پدر و مادر به انسان نیست پس رازتونو حد اقل برای یکیشون که راحت ترین فاش کنین چون هم سبک تر می شید و هم مطمعنا کمکتون خواهند کرد!

امید وارم موفق و خوشبخت بشین

 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.