افزودن دیدگاه

تصویر من تنها نیستم
نویسنده من تنها نیستم در

سلام عزیزم منم مشکل تو رو دارم خیلی سخته واقعا میفهممت... الان27سالمه یه عمر با ترس و عذاب وجدان زندگی کردم الان ابجی کوچیکم و بزرگم ازدواج کردن اما من نه...فقط  چون دختر بدی نیستم و فامیل رو سرم قسم میخورن کمتر پشت سرم حرف میزنن که اونم با بالا رفتن سنم داره میزانش بیشتر مبشه...راستش هرکی میگه چرا جواب نمیدی به خواستگارت میگم متنفرم از مردا....اما حقیقت چیز دیگست...به هرحال اشتباه منو نکن به یکی از خواستگارات که مطمینی خصوصیات اخلاقی و انسانی والایی داره جواب بده البته طرز بیان مطلبت به اون اقاپسر خیلی مهمه یادت باشه حتما با مشاور صحبت کنی تا روش صحیح بیانشو بهت یگه تا خدایی نکرده سوتفاهم برا طرف ایجاد نشه بالاخره باید به اون شخصم حق داد...اونم تو جامعه ی الان سخت میشه اعتماد کرد ...ولی اینو بدون اگه نگی یه عمر ترس و هراس اینو داری که نکنه یه روز بفهمه...من خودم عذاب وجدان میگیرم اگه نگم حس میکنم به طرفم خیانت کردم چون حقیقتو پنهان کردم...هرچند این بخاطر افکار پوسیده ی ماست که پاکی دخترو به یه غشای نازک پرده میدونیم که با تمرین ورزشم ممکنه پاره شه من خودم رزمیکارم دوستم در حین تمرینات از دست داد بکارتشو...در کل توکلت به خدا باشه بازم میگم حتما با مشاور مشورت کن از گفتن حقیقت نترس مطمین باش گفتن حقیقت هرچقدرم سخت باشه اما وقتی میگی دیگه روحت اروم میشه دیگه ترس نداری یه روز اگه همسرم بفهمه چکار کنم اتفاقا اونروز تو بزرگترین ظلمو به خودت کردی چون هم شوهرت ابروتو میبره هم مهریت رو نمیده هم بهت میگه خیانت کردی این واقعا دردآوره عزیزدلم مخصوصا تهمت خیانت....چون دردتو خوب حس میکنم از ته قلبم از خدا میخام خوشیخت شی پاک ترین دختر ایران زمین...

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.