افزودن دیدگاه

تصویر نگار۴۳

باران عزیزم ، حرفاتو چندبار خوندم  .حتی توی نوشته هاتم میشد دردو رنجی را که کشیدی حس کرد . ولی هنوزم سر حرفم هستم عشق نیست .

می دونی چرا ؟

چون عشق به انسان نیروی جنگیدن و مبارزه میده ، عشق شعف و شور می بخشه، یه عاشق حتی در هجران وقتی میسوزه  بازم شعف و نشاط داره  چون اونو یاد محبوبشم راضی می کنه. این چه جور عشقیه که از دوتا جوون دوتا آدم افسرده و مریض ساخته؟ پارادوکس !!!!

درد و رنج عشق شیرینه ، سوختنش خواستنیه، حتی هجرانش . خوشبحالت اگه عاشق بشی چون بنظر من قلبی که پذیرای عشق باشه یه قلبه بزرگه و خدا توی قلبهای کوچیک و دنیایی نمی گنجه.

باران دوست عزیز و مودبم  ، اگه معتقدی عشقه پس یاعلی نشون بده نیروی معجزه گر عشقو ، از پیله ی  تاریک غم و افسردگی بیا بیرون . اینو بدون محصول عشق آرامش روحه و آرامش روح یعنی سلامت جسم .  وقتی هردوتون به آرامش جسم وروح رسیدید بهتر و عاقلانه هم می تونید موانع را از سر راه بردارید  البته با توکل بخدا .

 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.