افزودن دیدگاه

تصویر امین-مشاور ازدواج

سلام

بدترین حالت این است که شما به همین وضعیت ادامه دهید و نخواهید تکلیف خودتان و طرف مقابل را روشن کنید زیرا با این کار روز به روز وضعیت روحی هر دوی شما خراب تر شده و شرایط ازدواج نیز برای شما مشکل خواهد شد. لذا اگر میخواهید مشکلات روحی و حتی جسمی شما از این بیشتر نشود باید هر چه سریع تر موضع خود را مشخص کنید.

با تمام اتفاقاتی که در این مدت پیش آمده، شما هر راهی را که انتخاب کنی با مشکلاتی روبرو خواهی بود. ازدواج شما با ایشان ممکن است با سختی سازگاری و پذیرش خانواده طرف و همچنین مخالفت احتمالی پدر و مادر شما؛ بعلاوه سختی زندگی در شهری دور از محل زندگیت(البته اگر حدسم درست باشد) همراه باشد که کم مشکلاتی نیست. از طرفی رد کردن ایشان هم با سختی فراموش کردن عشقی همراه خواهد بود که خود را گرفتار آن کردید.

با این حال اگر شرایط شما برای ازدواج با فرد دیگری فراهم باشد و چنانچه در گفته هایتان گفتید انگیزه شما برای ازدواج با ایشان کم شده و به قولی راحت تر میتوانید فراموشش کنید، قطعا ازدواج با فرد دیگر، مشکلات کمتری برای شما خواهد داشت و ریسک ازدواجتان کمتر خواهد بود. شاید بگویید پس طرف که این همه سختی را به جان خریده چه میشود که در پاسخ عرض  میکنم: اولا شدت عشق و علاقه ایشان تا زمانی خواهد بود که امید رسیدن به شما را داشته باشد و وقتی ببیند رسیدن به شما ممکن نیست راحت تر میتواند شما را فراموش کند و زندگی جدید برای خودش بسازد مثلا برای اینکه این اتفاق بیفتید شما میتوانی مخالفت را به گردن خانواده ات بیندازی. میتوانی با آنها هماهنگ کنی و جریاناتی که پیش آمده را بگویی. وقتی خانواده ات از جانب خودشان مخالفت کنند، طرف از چشم شما نخواهد دید و دلش از رسیدن به شما نا امید میشود ثانیا به دلیل مشکلات به وجود آمده و رویاسازی هایی که شما و طرف مقابل در این مدت از هم داشته اید، احتمال اینکه بعد از ازدواج به مشکل بخورید وجود دارد چون نه شما و نه ایشان این انتظار که حتی به طرف مقابل کمترین بی توجهی را داشته باشید ندارید و اگر احیانا این اتفاق بیفتد که می افتد، صد برابرِ فردی که عشق قبلی نداشته ضربه میخورید. این اتفاقات کوچک کم کم چشم شما را باز کرده و ممکن است از انتخاب خود پشیمان شوید و حتی خود را بابت سختی هایی که کشیدید به شدت ملامت کنید! در حالی که اگر این ازدواج بدون عشق قبلی بود احتمال این مسئله کاهش پیدا میکرد و سازگاری طرفین بیشتر میشد. لذا اگر بعد از ازدواج خدایی نکرده چنین اتفاقی بیفتد هم برای شما سخت خواهد بود و هم برای ایشان.

اما اگر به هر دلیلی نمیتوانید این کار را بکنید، بهتر است با پیش گرفتن مسیر ازدواج، تکلیف خود را روشن کنید؛ یعنی به طرف اجازه دهید رسما از طریق خانواده اقدام به خواستگاری کند البته اگر خانواده اش راضی شده اند. منتها برای اینکه مشکلات احتمالی این ازدواج را به حداقل برسانید به این موارد توجه داشته باشید:

1- اگر فکر میکنید خانواده شما با مشکل شما منطقی برخورد میکنند بهتر است قبل از آمدن آنها مسئله را به طور سربسته به آنها بگویی چون اگر اینها را از زبان پدر و مادر طرف بشنوند حتما شکه خواهند شد. مثلا میتوانی بگویی دو سال قبل پسری از من خواستگاری کرد و از من خواست این مسئله را به شما بگویم ولی چون هنوز به خانواده اش نگفته بود من قبول نکردم. بعد که به خانواده اش گفت آنها مخالفت کردند و او را به زور به ازدواج فرد دیگری در آوردند ولی مثل اینکه زیر بار نرفته و بعد از یک هفته از او جدا شده. الان دوباره میخواهد که به خواستگاری بیاید. ممکن است خانواده ات از نحوه آشنایی شما سوال کنند که بهترین پاسخ این است که فردی را به عنوان واسطه معرفی کنید.(البته این در صورتی است که به آنها نگفته باشی وگرنه باید با روش دیگری آنها را قانع کنی)

2- چون خانواده طرف از شما تصویر مثبتی ندارند، احتمال اینکه برخورد خوبی با شما یا حتی خانواده شما نداشته باشند وجود دارد. لذا اولا باید خود را نسبت به هر برخوردی آماده کنی ثانیا قبل از آمدن آنها این موارد را غیر مستقیم به طرف گوشزد کنی مثلا بگویی به نظر من این ازدواج به صلاح نیست چون با این اتفاقات ممکن است خانواده شما برخورد خوبی نداشته باشند و این نه تنها باعث مخالفت خانواده من میشود بلکه ممکن است رابطه من با خانواده ات خراب شود و باعث مشکلی بعدی شود. بعلاوه اینکه آنها مرا به عنوان عروس خود نخواهند پذیرفت و ... . این صحبت ها باعث میشود طرف در این باره با خانواده اش صحبت کند و احتمال چنین اتفاقاتی به حداقل برسد.

3- چه قبل از آمدن آنها و چه بعد از آمدنشان باید سعی کنی خود را نسبت به این ازدواج بی تفاوت نشان دهی مخصوصا جلوی خانواده طرف. مثلا اگر خانواده اش شرطی دور از عقل و انتظار برای شما گذاشتند شما به راحتی بگو من چنین شرطی را قبول نمیکنم. به عبارتی باید تصور کنی هیچ علاقه ای به طرف نداری و او را نمیشناسی و اولین بار است که به خواستگاری شما می آیند. این برخورد نگاه خانواده اش به شما را عوض خواهد کرد چون آنها در حال حاضر فکر میکنند شما داری خودت را به پسرشان تحمیل میکنی و هر چه هست زیر سر شماست ولی وقتی ببینند اصرار بر این ازدواج از طرف شما نیست و از طرف پسرشان است نگاهشان عوض خواهد شد.

4- هر چند فکر میکنید طرف را کاملا میشناسید ولی پیشنهاد میکنم به این شناخت اکتفا نکنید و حتما از خانواده خود بخواهید نسبت به شناخت طرف و خانواده اش به شما کمک کنند و بعد از صحبت هایی که در جلسات آشنایی صورت میگیرد، حتما تحقیقات لازم را انجام دهید. چون اگر تصور شما با آنچه که بعدا با آن روبرو میشوید خیلی فاصله داشته باشد، احتمال پشیمانی و شکست شما به همان میزان زیاد خواهد شد.

پیروز و سربلند

رای شما -

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.