افزودن دیدگاه

تصویر o.m.i.d
نویسنده o.m.i.d در

بزارین رک و راست بهتون بگم که چرا ازدواج نمیکنم. به دو دلیل فراریم از ازدواج:

۱- ناتوانی جنسی: ممکنه بگین از کجا میدونی که همچین مشکلی داری. باید بگم که کاملا مشخصه شخصی مثل من که به مدت ۵ سال اعتیاد داشته به اینکار و در حد افراط( بعضی روز ها ۵ بار ) این کار رو انجام داده قطعا به بیماریای مثه زودانزالی و نباروری و عدم لذت از رابطه و.... مبتلا شدم و تو این هیچ شک و شبهه ای نیست. ممکن بگین خوب اینا راه درمان داره و مشکل خاصی نیست که باید خدمتتون عارض بشم که طبق پرس و جو و تحقیقایی که من کردم متاسفانه این بیماریا راه درمان قطعی براش وجود نداره و کسی که بهش مبتلا بشه تقریبا باید قید ازدواج رو بزنه. چون متاسفانه اعتیاد ۵ ساله این غریزه کوفتی رو از حالت طبیعی خارج کرده و بیشتر این مشکلات هم ریشه ذهنی داره و کدای طبیعی مربوطه تو ذهن به طور کل از بین رفته و تا اونجایی که من میدونم کاری از دست هیچ کس بر نمیاد برگردوندن این مسیر به حالت طبیعی. 

۲- مشکلاتی هست که برای آینده تحصیلی و شغلی من به وجود اومده و منو از استعدادام و تواناییام به شدت دور کرده. من الان دانشجوی ترم ۲ پرستاریم. رشته ای که هیچ وقت بهش فکر نمیکردم و به عنوان شغل آینده بهش فکر نمیکردم ولی خوب به خاطر عوارض این کوفتی و اثراتی که روی حافظه و تمرکز و هوشم گذاشته بود باعث شد که نتونم توی کنکور موفق بشم و به رشته پزشکی که رشته مورد علاقم هست برسم و یجورایی از سر ناچاری وارد رشته پرستاری شدم. الانم باتوجه به وضعیتم چاره ای جز ادامه ی این رشته ندارم و باید این رشته رو هرجوری هست ادامه بدم گرچه واقعا زجر میکشم تو این رشته. عزم خودم رو جزم که بعد از این ۴ سال دوباره با آمادگی کامل کنکور بدم برای پزشکی. چون هیچ جوره حاضر نیستم به عنوان یه پرستار تو بیمارستان خرد و خاکشیر بشم‌. چون متاسفانه تو این کشور این رشته هیچ جایگاهی نداره و جز بی احترامی چیزی نصیب پرستارا نمیشه. حالا هر چند سال که طول بکشه پشت کنکور میمونم تا پزشکی قبول شم. بعدشم که یه مسیر تقریبا ۲۵ ساله برای به ثمر رسوندن پزشکی تا بالاترین مراحل در پیش دارم که خوب همین وضعیتم تا حد زیادی دیگه فرصت ازدواج به من نمیده و منم حاضر نیستم تحت هیچ شرایطی دست از پزشکی بکشم و یا اینکه در طی دوران تحصیل ازدواج کنم چون تحصیل تو پزشکی و ازدواج منافات داره با هم دیگه.

میبینین همه ی شرایط دست به دست هم دادن تا من مجبور بشم این غریزه رو سرکوب بکنم و هیچ چاره ای جز این ندارم.

حالا نظرتون چی هست؟؟؟؟ بازم میگین من نباید قید ازدواج رو بزنم؟؟؟؟

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.