افزودن دیدگاه

تصویر o.m.i.d
نویسنده o.m.i.d در

ازدواج فقط نیاز جنسی نیستش که طرف تا دید نیاز به ارضای این غریزه ی کوفتی داره بدو بره دنبال فراهم کردن امکانات ازدواج بدون اینکه به جنبه های دیگه زندگی به آمادگی های روحی و اقتصادی و بلوغ فکری و ..... توجه کنه. در ضمن دوست عزیز یه کارشناس خبره به هیچ وقت ازدواج رو به عنوان راه درمان اصلی برای این موضوع مطرح نمیکنه چون اون کارشناس از تمامی تبعات منفی جنسی و جسمی این اعتیاد خبر داره و میدونه این عوارض چه قدر ویران کنندس برای یه ازدواج. بنابراین اولین توصیه ای که میکنه اینکه در کنار یادگرفتن روشا برای کنترل این غریزه کثیف به متخصصای ارولوژی و طب سنتی مراجعه کنه برای چکاپ شدن و اطمینان از سلامت جنسیش چون این کار مثه اسیدای قوی صنعتی نابود میکنه سیستم تناسلی رو. بنابراین ازدواج شرایطشون رو بدتر میکنه و هیچ کمکی بهشون نمیکنه. این از این.

من هیچ وجوبی برای ازدواج نمیبینم چون همین اسلامی که همچین حکمی داده قبلش هم گفته کسانی که شرایط اردواج نداره( حالا شرایط هم میتونه اقتصادی هم سلامتی هم فرهنگی و خیلی چیزای دیگه) باید عفت و پاکی پیشه کنه. تو شرایط منم که از نظر سلامتی دارای نقص زیادیم و به این راحتیا درمان پذیر نیس نباید به فکر ازدواج باشم.

اینکه طرف تا قبل از ازدواج پاک بوده و حالا بعد از ازدواج دچار شده با کسی که قبل از ازدواج هم این مشکلا رو داشته از زمین تا آسمون اختلاف دارن. پس هیچ جوره نمیشه مقایسه کرد.

اگه دقت کرده باشین من گفتم هم پاکی و هم سلامتی که خوب دو مورد هم ارتباط تنگاتنگی با هم دارن. مانعی که در اثر انحراف جنسی برای ازدواج پیش میاد دقیقا همون عوارض جنسی اینکار هستش که متاسفانه هیچ راه حلی حداقل از نظر علم پزشکی برای رفع کردنش قبل از ازدواج وجود نداره و خوب بعد از ازدواجم که معلوم نیس درمان بشه یا نه. آدم عاقل تو همچین وضعیتی بین بد و بدتر گزینه بد رو انتخاب میکنه که خوب گزینه بد مجرد موندن و تن ندادن به خفت و خواری عوارض و خرد نشدن غرور هستش.

دلایلم برای کناره گیری از ازدواج کاملا معلومه. شخصیتای بزرگی مثه نیوتون بدون ازدواج و با بی اعتنایی به این غریزه به مقامای علمی بسیار بزرگی رسیدن.

این فشار روحی و جنسی که وجود داره برای یه دوره خاص( مخصوصا جوونی) هستش که خوب اینم با عمل به راهکارای مربوط به سرکوب و کنترلش میشه مهارش کرد بدون اینکه بخوای به یه ازدواج خفت بار تن بدی.

در مورد داستان حضرت علی هم باید بگم که ایشون با افراد عادی مثه ما خیلی فرق داشتن و بینششون و طرز دیدشون با ماها متفاوت هستش و مطمئنا چیزی میدونستن که برای اون جوون همسر اختیار کردن. پس نمیشه گفت چون حضرت علی این کار رو کرد دیگه همه ی ما هم باید اینکار رو بکنیم. من از یکی از کارشناسا شنیدم که میگفتن مدت زمان پاکی هر شخصی برای رسیدن به ثبات حداقل باید به اندازه تعداد سالای گرفتاری باشه و خوب تا تعادل در شخص نباشه ازدواج حماقته محضه.

افسردگی من مربوطه شکستایی هستش که عامل خودارضایی بوده نه شکستایی که در راه ترک خودارضایی خوردم. وقتی کسی بتونه این نیاز سرکش رو کنترل بکنه و در کنارش خودشو سرگرم کارای مختلف کنه و اصلا به وجود این غریزه اهمینی نده انگار نه انگار که اصلا همچین چیزی تو وجودش هست دیگه نباید مشکلی داشته باشه. نیاز به همدم و تنهایی و اینها رو هم میتونه از طریق ارتباط عاطفی با خونوادش تا حد زیادی برطرف کنه و یا حتی اینکه خودشو به بیخیالی بزنه. به هر حال مسئله ازدواج رو نمیشه سرسری گرفت.

همونجوری که تو پاراگراف آخر گفتین اصل این غرایز بد نیس. منم اینو قبول دارم ولی وقتی این غریزه سرکش بشه و آینده شما رو متحول بکنه و  کاری کنه از یه حیوونم پست تر بشی و همه چیزتو تو زندگی ببازی سر ندونم کاری و اینکه هیچی از سرنوشت خودت به خاطر عدم کنترل این غریزه لجن ندونستی و زندگیت رو نابود کردی اون موقع هیچ وقت به دید یه نعمت الهی به این غریزه نگاه نمیکنی و اونو بدترین دشمن زندگیت میبینی. سرکشی این غریزه چنان بلایی به سر من آورده که حالم از این زندگی بهم میخوره و حتی بارها به خودکشی فکر کردم. من هیچیم مثه یه جوون ۲۱ ساله نیس. من مثه پیرمرد ۷۰ سالم. دیگه هیچ امیدی به آینده ندارم. حالم از این دنیا بهم میخوره و دعام اینکه زودتر خلاص بشم.

 

رای شما +

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.