مشكل‌گشای محرومان

22:14 - 1393/12/15

امام عسكری علیه السلام در طول 28 سال عمر پربار خویش علاوه بر اینكه در تداوم راه نبوت و امامت نهایت تلاش خود را به كار گرفت و با تربیت شاگردان ممتاز و رهنمودهای خردمندانه خویش شایسته‌ترین خدمات را به امت اسلامی عرضه نمود، به عنوان امام امت و غمخوار ملت از هیچ كوششی در راه رفع گرفتاری‌ها و مشكلات مسلمانان به ویژه شیعیان فرو گذاری نكرد. آنچه در زیر می‌خوانید، نمونه‌هایی از تلاش‌ها و عنایات آن حضرت در این زمینه می‌باشد.
1- حسن بن ظریف كوفی، یكی از یاران امام عسكری علیه السلام است كه در شهر بغداد ساكن بود. (14)
وی می‌گوید در ذهن من دو سؤال بود كه می‌خواستم به صورت مكاتبه‌ای از امام عسكری علیه السلام سؤال كنم. هنگام نوشتن نامه یكی از مسائل را فراموش كردم، اما مساله دیگر را طرح كرده و از محضر آن حضرت خواستار پاسخ شدم.
سؤال اول من این بود كه: حضرت قائم علیه السلام هنگام ظهور در میان مردم چگونه و در كجا داوری و قضاوت خواهد كرد؟ و می‌خواستم در مورد معالجه تب ربع (كه یكروز در میان به سراغ بیمار می‌آید) دوایی از آن حضرت طلب كنم، ولی فراموش كردم.
جواب نامه‌ام كه آمد نوشته بود: از چگونگی قضاوت امام قائم علیه السلام پرسیدی. چون او قیام كند به علم خود در میان مردم داوری كند؛ مانند داوری‌های حضرت داود علیه السلام و گواه نخواهد. و می‌خواستی از علاج بیماری تب ربع بپرسی و فراموش كردی، برای معالجه تب، این آیه را در ورقه‌ای بنویس و به همراه شخص بیمار قرار ده: «یا نار كونی بردا و سلاما علی ابراهیم.» (15) .
طبق فرموده امام عسكری علیه السلام این آیه را نوشته و به همراه بیمار گذاشتم، خوب شد. (16)
2- ابوهاشم جعفری، از شاگردان آن حضرت می‌گوید: روزی از فشار زندگی و فقر مادی به آن حضرت شكایت كردم. امام علیه السلام با تازیانه‌اش خطی بر روی زمین كشید و یك شمش طلا از آن بیرون آورد كه در حدود پانصد اشرفی بود. سپس آن را به من داد و فرمود: «یا ابا هاشم! خذ واعذرنا؛‌ای ابوهاشم! بگیر و ما را معذور دار..» (17)
3- ابوحمزه نصیر، خدمتگزار آن حضرت می‌گوید: بارها شنیدم كه امام حسن عسكری علیه السلام با غلامان ترك و رومی و صقالبی (زبان مردم بلغار و قسطنطنیه و چكسلواكی و یوگسلاوی) ، به زبان خود آنان سخن می‌گفت و ضمن احوالپرسی، به درد دل‌ها و مشكلات آنان گوش می‌داد. من تعجب می‌كردم و با خود می‌گفتم: حضرت عسكری در مدینه متولد شده و تا هنگام رحلت پدرش (امام هادی علیه السلام) جایی نرفت و كسی او را ندید تا درس بخواند یا با اهل این زبان‌ها مكالمه نماید، پس چگونه به زبان‌های مختلف سخن می‌گوید؟
در همین فكر بودم كه ناگاه آن حضرت متوجه من شد و فرمود: «ان الله تبارك و تعالی بین حجته من سائر خلقه بكل شی ء و یعطیه اللغات و معرفة الانساب و الآجال والحوادث و لولا ذلك لم یكن بین الحجة والمحجوج فرق (18) ؛ همانا خداوند حجت خود را با هر چیزی از سایر مردم روشن [و ممتاز] كرده و آگاهی به زبان‌ها و شناخت نسب‌ها و مرگ‌ها و حوادث [آینده] را به او عطا می‌فرماید. اگر چنین نبود، بین حجت خدا و سایر مردم فرقی نبود..»

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.