آیت الله حاج شیخ مهدی مهدوی لاهیجانی

20:34 - 1395/09/29

«عالمی بزرگ و ناشناخته»

محمد تقی ادهم نژاد

تولد سبز

حضرت آیت الله حاج شیخ مهدی مهدوی فرزند حسین بن مهدی بن زین العابدین لاهیجانی، یکی از عالمان و فقیهان معاصر لاهیجان است. عنوان «حاج شیخ» لقبی بود که به خاطر برجستگی علمی و درخشندگی بحثهای فقهی وی از سوی علمای اعلام و مراجع عظام نجف اشرف، مانند آیات عظام: نائینی، آقا ضیاء عراقی، غروی اصفهانی و... به ایشان داده شد و بعدها در ایران، به ویژه موطن اصلی ایشان (لاهیجان) به همین عنوان شهرت یافت. حاج شیخ در دو سالگی همراه پدرش از نجف به لاهیجان هجرت کرد و تا سال 1337ق در گیلان زیست.

مرحوم حاج شیخ، در شب جمعة نیمة شعبان سال 1313ق در نجف اشرف و در بیت علم و تقوا متولد شد. به یمن چنین ولادتی، نامش را «مهدی» گذاشتند. مادرش، سیده هاجر، از زنان بافضیلت و پدرش، شیخ حسین، از روحانیون برجسته بود که علاوه بر خدمات دینی، همانند مرمت مسجد جامع لاهیجان و اقامة نماز جماعت در آن و تبلیغات دینی، از دوستان میرزا کوچک خان جنگلی، رهبر نهضت جنگل به شمار می رفت و منزلش پایگاه و محل رفت و آمد مبارزان جنگل بود و در حقیقت از چهره های فعال سیاسی و انقلابی به شمار می آمد و با نهضت مقدس جنگل همکاری داشت.[1]

تحصیل علوم دینی

حاج شیخ در همان دوران کودکی، خواندن قرآن را از پدر، و خط و ادبیات فارسی را نزد میرزا کاظم لاهیجی و سید کاظم لاهیجی فرا گرفت. علم صرف و نحو و مقداری از «معالم الاصول» و تفسیر و منطق و علوم ریاضیات و احکام را نزد آیت الله حاج شیخ عبدالحسین کوشالی (متوفای 1361ق)، شیخ بهاء الدین لاهیجی (متوفای 1339ق) شیخ عبدالرحیم درگاهی و سید اسدالله کیسمی در لاهیجان فراگرفت، سپس برای ادامۀ تحصیلات در معیّت برادر دانشمندش، حاج شیخ محمد مهدوی (1317 – 1407ق) به رشت نقل مکان نمود و در آنجا نزد شیخ اسماعیل رشتی و سید مهدی لشت نشایی و شیخ عبدالکریم کوچصفهانی تلمّذ کرد و در ایام جوانی در منطقه گیلان (لاهیجان و رشت) از اساتید آن عصر استفادة کامل کرد.[2]

بازگشت به نجف اشرف

روح کاوشگر و فکر فعال مرحوم حاج شیخ در طریق کسب علوم و معارف الهی، او را واداشت تا برای تکمیل معلومات، علی رغم مشکلات عدیده ای که گریبانگیرش بود، به زادگاه خویش (نجف اشرف) بازگردد و برای این منظور ناچار از فروش جهیزة همسر و کسب اجازه از وی شد.[3]

ایشان پس از ورود به نجف اشرف و اقامت در جوار حرم ملکوتی امیرمؤمنان (ع) تمام اوقات خود را وقف تحصیل، تحقیق و تدریس کرد.

اساتید وی در علوم پایه، سطح و درس خارج افرادی همچون: شیخ مرتضی طالقانی، شیخ حبیب اردبیلی، شیخ علی اکبر خوانساری، میرزا ابوالحسن مشکینی، شیخ محمدحسین تهرانی، شیخ عبدالحسین رشتی، شیخ محمدجواد بلاغی و شیخ محمدحسین کاشف الغطاء، حاج شیخ شعبان رشتی، حاج میرزا ابراهیم اصطهباناتی، سید ابوالحسن اصفهانی، حاج سید حسین غروی اشکوری، میرزا محمدحسین نائینی، آقا ضیاء الدین عراقی، سید محمد حسینی فیروزآبادی، شیخ احمد کاشف الغطاء، سید جمال الدین گلپایگانی بودند.[4]

آیت الله مهدوی از جمله معدود عالمان زبده و برجسته ای است که بیش از بیست اجازة اجتهاد از دست مبارک مراجع عظام و علمای طراز اول نجف اشرف دریافت داشته  و نیز اجازات روایی فراوانی از برخی از برجستگان علمی حوزة علمیة نجف اشرف دارد که اسامی برخی از آنان عبارت است از آیات عظام: حاج شیخ شعبان رشتی، شیخ عبدالحسین رشتی، سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء الدین عراقی، سید جمال الدین گلپایگانی، شیخ محمدکاظم شیرازی، سید عبدالهادی شیرازی، میرزا ابراهیم اصطهباناتی، سید حسین طباطبایی بروجردی، سید حسین غروی اشکوری و...[5]

زندگی زاهدانه

دوران تحصیل برای عموم طلاب و دانش پژوهان دینی، اغلب با تحمل مشقات و رنج ناملایمات سپری می شد. آن دسته از طلاب که از بلاد اسلامی به منظور تحصیل علوم و کسب معارف دینی به نجف اشرف می آمدند، غالباً با فقر مالی روبرو بودند. آیت الله حاج شیخ مهدی مهدوی نیز همانند دیگر دوستان خود، سالها با فقر و گرسنگی دست به گریبان بود. خود ایشان می فرماید: «زمانی که با برادرم، حاج شیخ محمد در مدینة العلم نجف در مدرسه بودیم، بعضی از روزها هیچ چیز در بساط نداشتیم؛ نه پولی که غذا تهیه و نه حتی نان خشکی که بدان وسیله سدّ جوع کنیم.»[6]

با وجود چنین شرایط دشواری، مرحوم حاج شیخ هرگز درس و بحث را تعطیل نکرد و حتی در زندگی خویش از سهم امام استفاده نمی کرد و در زندگی زاهدانه ای قرار داشت. در تأمین معاش از اموال موروثی پدر، مخصوصاً از زمینهای کشاورزی (چای و برنج) همسرش، که او نیز از پدر خود به ارث برده بود، استفاده می نمود. تلاش داشت در امور اقتصادی و معیشتی و هزینه های زندگی به خود متکی باشد و به سهم امام و اعانات کسبة بازار و تجار چشم ندوخته بود.[7]

بازگشت به لاهیجان و فعالیتهای علمی و تبلیغی

مرحوم حاج شیخ در سال 1361ش به دنبال یک بیماری سخت، به قصد زیارت امام هشتم (ع) به ایران مسافرت کرد و پس از زیارت، به منظور صلة رحم و دیدن دوستان و آشنایان، به لاهیجان رفت. بیماری ممتد و توصیة بستگان و دوستان به اقامت در لاهیجان تا بهبودی کامل، او را در زادگاهش تا آخر عمر مقیم ساخت. بازگشت این عالم فرزانه به لاهیجان منشأ خدمات و برکات علمی و دینی فراوانی شد. مراجعت ایشان به لاهیجان با دوران فعالیت شدید کمونیستها، توده ای ها و سایر گروه های ضد دینی در گیلان و همچنین مبارزات ضد دینی رضاخان مقارن بود. اهم فعالیتها و اقدامات آن روحانی خدوم و با اخلاص عبارت است از:

الف) زندگی سیاسی

مرحوم حاج شیخ در سال 1316ش، در حالی در لاهیجان رحل اقامت افکند که این شهر همانند سایر شهرهای شمالی کشور، جولانگاه تبلیغات مرامهای الحادی و ضددینی بود و کمونیستها، توده ایها و سایر گروه های محارب، برای جذب مردم، به ویژه نسل جوان، دست به فعالیت شدیدی زده بودند.

آیت الله مهدوی بدون توجه به مشکلاتی که داشت، با عزمی راسخ و مبارزة فکری و علمی بنیادین و ریشه دار، رسالت خویش را در مقابل اندیشه های پوشالی کمونیستم و مارکسیسم آغاز کرد و اولین سخنرانی روشنگرانه و هشدار دهنده اش در بقعة آقا میرشهید لاهیجانی را در حالی ایراد کرد که حکومت دیکتاتوری رضا خان نه تنها از تبلیغات دینی و ارشاد اسلامی جلوگیری به عمل می آورد؛ بلکه هرگونه فعالیتهای دینی را نیز به شدت سرکوب می کرد.

همچنین آیت الله کاشانی، آن روحانی نستوه و مبارز، در جریان ملی شدن صنعت نفت با ایشان ارتباط داشت و در سفری که به منظور پاره ای از مذاکرات و ایجاد هماهنگی در حرکت حق طلبانه مردم به لاهیجان آمده بود، به منزل ایشان وارد شد.[8]

در جریان مبارزات حضرت امام)، به سال 1342ش رژیم منحوس شاه او را به تهران تبعید کرد و قصد محاکمه و احیاناً اعدام ایشان را در سر داشت. مرحوم حاج شیخ و جمعی از علمای بزرگ سراسر ایران، به نشانة اعتراض نسبت به این کار خیانت بار، به سمت تهران حرکت کردند. آیت الله مهدوی به اتفاق دو تن از علمای بزرگ و سرشناس گیلان (آیت الله حاج سید محمود ضیابری و آیت الله سید حسن بحرالعلوم رشتی) به طرف تهران آمدند. بین راه رودبار- قزوین، اتومبیل حامل آنان توسط ساواک متوقف شد و خود حضرات پس از دستگیری و بازجویی به زندان قزل قلعه انتقال داده شدند و مدتی در تهران محبوس بودند.[9]

آن بزرگوار همواره از مبارزان و انقلابیون حمایت می کرد و با سیاستهای سرکوب گرانة رژیم شاه به اشکال گوناگون در حال مبارزه و حامی انقلاب و امام راحل) بود. آیت الله صادق احسانبخش، نمایندة امام در گیلان و امام جمعة فقید رشت، دربارة ارادت مرحوم حاج شیخ به امام راحل) می نویسد: «حضرت آیت الله مهدوی دربارة امام به نگارنده گفت: من در دست مبارک امام اثری می بینم که این دست وقتی به طرف سر مردم بلند می شود، همه تسلیم اویند. بعد از پیغمبر اکرم (ص) و علی (ع) عزتی را که امام خمینی) به اسلام و مسلمین و قرآن و تشیع داده است، هیچ عالمی از عالم اسلام بعد از غیبت صغرا نداده.»[10]

ب) شخصیت علمی

حاج شیخ در حوزة بزرگ و تاریخی نجف اشرف و در میان طلاب عرب و غیر عرب، از شهرت علمی و محبوبیت خاصی برخوردار بود. اساتید بزرگوار و مراجع تقلید، خصوصاً آیات عظام: نائینی، عراقی و اصفهانی، به ابتکارات علمی و استعداد سرشار، امانت و عدالت ایشان توجه داشتند و در ارجاع برخی از اوامر به معظم له ابراز علاقه می فرمودند. از حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالنبی اراکی) نقل شده است که: «حاج شیخ از مجتهدین به نام بود و در درس آقا ضیاء الدین عراقی که استاد المحققین بود، جزء چهره های ممتاز به شمار می رفت. مرحوم آقا ضیاء اغلب به اشکالات توجهی نداشت و به درس حساس بود؛ اما وقتی ایشان اشکالی را مطرح می کرد، آقا ضیاء کاملاً سکوت کرده و تا آخر به سخنان او گوش می دادند.»[11]

آیت الله مرعشی نجفی) که سالیان متمادی با آن بزرگوار هم مباحثه بود، مکرر از آیت الله مهدوی با عظمت یاد می کرد و می فرمود: «حاج شیخ از لحاظ علمی و تقوا چهره ای شاخص و برجسته بود و استعداد و مراتب علمی ایشان، در جهان تشیع کم نظیر بود و اگر در حوزه های قم یا نجف می ماند، جزء مراجع بزرگوار تقلید به شمار می آمد.»[12]

شاگردان و تربیت یافتگان

حاج شیخ به امر تدریس و تربیت طلاب، اهتمام خاصی داشت. بسیار اتفاق می افتاد که معظم له به منظور تبلیغ دین، سوار بر اسب، در دل شبهای تاریک به روستاها می رفت تا راهی به روشنایی بگشاید. او در سفرهای تبلیغی در سطح روستاها، نیروهای جوان و مستعد را شناسایی نموده، از اولیای آنان می خواست تا فرزند خود را در اختیار وی بگذارند تا در حوزة علمیه به تعلیم و تربیت آنان بپردازد.[13]

و به تربیت ده ها نفر از طلاب که بسیاری از آنان از شخصیتهای برجستة علمی و خدمتگزاران صدیق انقلاب بوده، در مشاغل گوناگون مشغول خدمت شدند، پرداختند  که اسامی چند نفر از برجستگان تربیت شده در مکتب علمی وی عبارتند از: حاج شیخ زین العابدین قربانی (نمایندة ولی فقیه در گیلان و امام جمعة رشت)[14]، حاج شیخ محمدعلی فیض لاهیجی (عضو جامعة مدرسین حوزة علمیة قم)، حاج شیخ محمد ایمانی لاهیجی) (حاکم شرع استان مازندران، منصوب از طرف امام راحل))[15]، حاج شیخ محمدواصف گیلانی)[16] و برخی دیگر از علما و مبلّغان دینی که هم اکنون در استان گیلان مشغول به خدمات علمی و تبلیغی هستند.

ج) خدمات و باقیات الصالحات

شهر عالم پرور لاهیجان در دو قرن گذشته دارای پنج حوزة علمیه بوده است که عبارتند از:

1. مدرسة علمیة جامع، جنب مسجد جامع لاهیجان؛

2. مدرسة علمیة شعربافان، واقع در خیابان کاشف شرقی، محلة شعربافان؛

3. مدرسة علمیة صادقیه، جنب بقعة آقا میر شمس الدین بن موسی الکاظم (ع)؛

4. مدرسة علمیة سلیمانیه، واقع در محله خمیر کلایه؛

5. مدرسة علمیة اکبریه، جنب مسجد اکبریه، محلة چهار پادشاهان.[17]

البته اکنون جز دو مدرسة اول، اثری از سایر مدارس دینی دیده نمی شود.

مرحوم حاج شیخ مهدی مهدوی بعد از سقوط حکومت ظالمانه رضاخان در شهریور سال 1320ش با عزمی راسخ و همتی مردانه، اقدام به احیای آثار دینی و اسلامی نمود و دو مدرسة باقیمانده؛ یعنی مدارس جامع و شعربافان لاهیجان را که در آن روزها به صورت مخروبه و متروکه درآمده بودند، بازسازی و تجدید بنا نمود و با جذب مشتاقان علوم اسلامی، توانست با نظم و دقت خاصی شاگردان ارزشمندی را تربیت کند.[18] مراجع عظام نجف پس از اطلاع از فعالیتهای بی دریغ آیت الله مهدوی، مردم منطقه را به مساعدت و همیاری با ایشان فراخواندند. نتیجة حمایتهای مراجع و فعالیتهای مخلصانة آن مرحوم، رونق حوزة علمیة لاهیجان بود که طالبان علم و عاشقان معارف دین، از شرق و غرب گیلان، به منظور تربیت اسلامی و تحصیل علم و نهایتاً تبلیغ در بین مردم، به این حوزه جذب شد. این مدارس بعد از رحلت آن عالم فرزانه توسط آیت الله قربانی مرمت گردید.

آثار ماندگار آیت الله مهدوی عبارتند از:

1. بازسازی و تجدید بنای مدارس علمیة جامع و شعربافان؛

2. بازسازی مسجد جامع لاهیجان؛

3. احداث حسینیة جامع لاهیجان؛

4. احیای موقوفات مدارس و بازپس گیری آنان از دست رژیم پهلوی؛

5. احداث و مرمت ده ها مسجد، مدرسه، حمام و امور عام المنفعة؛

6. تأسیس هیئت مذهبی.

حاج شیخ بعد از سقوط رضاخان در راستای احیای شعائر مذهبی اقدام به تأسیس هیئت مذهبی در سطح شهر لاهیجان نمود. این هیئت که اعضای آن جمعی از ارادتمندان خامس آل عبا( و از میان طبقات مختلف تجار، کسبه و ... بودند، در شبهای جمعه به صورت سیّار در منازل اعضا برگزار می شد و در ماه های محرم، صفر و رمضان، در حسینیۀ جامع اقدام به تشکیل جلسات پربار معنوی می نمودند. نماز جماعت، یادگیری احکام و مسائل دینی، آموزش قرآن، وعظ و سخنرانی، ذکر مدایح و مراثی، پذیرایی مفصل و... از جمله فعالیتهای این هیئت می باشد.

هم اینک این هیئت، با سابقة بیش از 70 سال، یکی از مهم ترین و با معنویت ترین هیئتهای مذهبی شهرستان لاهیجان و از جمله آثار ماندگار آیت الله مهدوی می باشد که البته دستگیری از محرومان و فقیران، احداث و خرید منازل برای نیازمندان و... نیز جزء دیگر فعالیتهای این هیئت می باشد.[19]

رحلت و مدفن

آیت الله حاج شیخ مهدی مهدوی لاهیجانی پس از یک قرن زندگی زاهدانه و بی آلایش و پس از عمری تلاش در راه احیای شریعت حقّة جعفری (ع) و خدمات ماندگار علمی و تربیت صدها انسان ارزشمند، سرانجام روز جمعه 21 صفر المظفر سال 1413ق، مصادف با 30 مرداد ماه 1371ش در صد سالگی دعوت حق را لبیک گفت و به جوار رحمت حق شتافت.

پیکر پاک این شخصیت بزرگ علمی و دینی با حضور هزاران نفر از مردم شهرهای شرق گیلان و مسئولان محلی و با اقامة نماز توسط آیت الله حاج شیخ محمدعلی امینیان) نمایندة مجلس خبرگان گیلان، بعد از تشییع با شکوه در حسینیّة جامع لاهیجان و در کنار مرقد مطهر برادرش، آیت الله حاج شیخ محمد مهدوی لاهیجانی به خاک سپرده شد.[20]

عاش سعیداً و مات سیعداً

_________________________________________

[1]. ر.ک: مجله حوزه، مهر و آبان 1372، ش 58، مقاله «زندگی سیاسی آیت الله مهدوی»، ص 201.

[2]. شرح حال اساتید فوق در کتاب دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، از صادق احسانبخش آمده است.

[3]. مجله حوزه، ش 58، ص 199.

[4]. شرح حال اساتید معظم له در مجموعه 10 جلدی گلشن ابرار به تفصیل آمده است.

[5]. پیشینه تاریخی فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، ص 867.

[6]. مجله حوزه، ش 58، ص 200.

[7]. خورشید تابان، شرح حال آیت الله حاج شیخ محمد ایمانی لاهیجانی، محمدتقی ادهم نژاد، ص 29.

[8]. مجله حوزه، ش58، ص 201؛ دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص 622.

[9]. خاطرات صادق، صادق احسانبخش، صص 115 – 118 (با تلخیص و ویرایش).

[10]. دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص 622؛ سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی، ج 3، صص44–45.

[11]. مجله حوزه، ش 58، ص 203.

[12]. همان، ص 203.

[13]. مجله حوزه، ش 58، ص 203.

[14]. مروری بر گذر عمر، زین العابدین قربانی، ص 60.

[15]. خورشید تابان، ص 28.

[16]. ستارگان حرم، ج 14، ص 22.

[17]. پیام حوزه، نشریه شورای عالی حوزه علمیه قم، ش 14؛ پیشینه تاریخی فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، ص311.

[18]. گنجینه دانشمندان، ج 7، ص 14.

[19]. خورشید تابان، صص 28 – 30؛ گنجینه دانشمندان، ج 7، ص 14؛ نشریه پیام حوزه، ش 14.

[20]. مجله حوزه، ش 58، ص 204.

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.