تردید در «ولایت فقیه» شگفت‌انگیز است

09:09 - 1395/01/25

چکیده: مزه‌ی فقه را نچشیده و رمز کلمات معصومین(علیهم‌السلام) را نفهمیده است کسی که در اصل «ولایت‌فقیه» تردید و وسوسه می‌کند.

ولایت فقیه

در طول سالیان غم انگیز و طولانی «غیبت کبری»، علمای طراز اول شیعه، برای کم کردن آلام و رنج‌های ناشی از غیبت حجت حق(عجل‌الله‌فرجه)، در آرزوی تحقق عملیِ نظریه‌ای بودند که از متون اصیل اسلامی، استنباط شده بود. بقای معارف شیعه و عزت شیعیان در این دوران پر تلاطم، در گرو عملی شدن نظریه‌ای بود که سال‌ها در قفسه‌ی کتابخانه‌های بزرگان دین، خاک می‌خورد و به هر دلیل، امکان عملی کردن آن وجود نداشت. نظریه‌ی «ولایت فقیه» که در میان اَعلام و برجستگان شیعه، قدمتی بیشتر از هزار سال دارد آنچنان مورد اتفاق و موافقت علما بوده است که هرگونه تشکیک و وسوسه در خصوص آن، شگفت‌آور توصیف شده است: «اگر به عموم ولایت فقیه باور نداشته باشیم، بسیاری از امور مربوط به شیعیان، معطل می‌ماند. شگفت‌آور است که شماری از افراد، در این باره وسوسه می‌کنند. اینان گویا مزه فقه را نچشیده‌اند و تعابیر و معانی و رمز کلمات امامان معصوم(علیهم السلام) را نفهمیده‌اند و در عناوینی مثل: حاکم، قاضی، حجّت، خلیفه و غیر اینها که در کلمات امامان(علیهم السلام) درباره‌ی فقها آمده است، دقّت نکرده‌اند. طرح این عنوان‌ها و مانند اینها از سوی امامان(علیهم السلام) دلالت دارد که آن بزرگواران در دوره غیبت، نظم و سامان یافتن امور شیعیان را خواستار بوده‌اند.»[۱]
آن‌چه واضح است این‌است که حتی تردید در امر «ولایت فقیه» موجب شگفتی و تعجب بزرگان است؛ چه رسد به اینکه عده‌ای به اسم دین و در لباس دین، به ضدیت و عناد با آن بپردازند. و امروز این افتخار، نصیب ملت شریف ایران شده است که پس از قرن ها، شاهد حاکمیت الهی «ولی فقیه» در دوران معاصر باشد. قطعاً چنین توفیقی، حاصل لیاقت این مردم مؤمن و خداجوست و امید است که با استمرار این قدرشناسی، زمینه‌ی توفیقات بیشتر هم فراهم گردد... اللهم عجل لولیک الفرج

پی‌نوشت:
[1] جواهر الکلام، شیخ محمدحسن نجفی متوفای(۱۲۲۶ ه.ق)/ ج۲۱، ص۳۹۷/ چاپ بیروت

امتیاز: 
No votes yet

نظرات

تصویر مرکز تحلیل سیاسی باصر
نویسنده مرکز تحلیل سیاس... در

با سلام
یادداشت تان در بخش ویژه باشگاه مخاطبان این مرکز درج گردد.
http://www.baaser.ir/?p=4989
در پناه مهدی فاطمه سربلند باشید .
ما را از به روز رسانی پایگاه خود مطلع فرمائید .

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

اکثر مردم با اصل ولایت فقیه مشکل ندارن هرچند که خیلی ها نمیدونن ولایت فقیه چی هست و اگر بفهمند قطعا با اصل آن هیچ مشکلی نخواهند داشت ولی الان تو مملکت ما اکثرا شخص ولایت فقیه رو قبول ندارن که تا حدودی زیاد نظرشون محترم و درست.

تصویر رضا رستمی

در جواب نظر شما یاد این ضرب‌المثل افتادم: «کافر همه را به کیش خود پندارد!» ... این تحلیل نادرست و غیرمحترم شما، همان چیزی که از بعد از رحلت حضرت امام(ره) تا امروز، از زبان ضدانقلاب و رادیوهای بیگانه نیفتاده که البته غلط‌بودن آن نیازی به استدلال نداره.

تصویر بانو_الف
نویسنده بانو_الف در

البته کس دیگری این حرف حساب رو از زبان من و امثال من زده
 

تصویر من بیسواد شما باسواد
نویسنده من بیسواد شما باسواد در

فقیه بما هو فقیه ،ولایت دارد اما اینکه ولایت مطلقه(تشکیل حکومت بدون اذن امام معصوم علیه السلام)از کجا آمده الله اعلم!!!؟شاید هم خیالتان راحته که صاحب زمانی یا وجود ندارد یا ظهور نمیکند!!!

تصویر رضا رستمی

سلام.
مطلب اصلی اینکه شما بر چه اساسی «ولایت مطلقه» را به معنای «تشکیل حکومت بدون اذن امام معصوم علیه‌السلام» فرض کرده‌اید؟! با عرض معذرت، چنین فرضی از بیخ و بن باطل است چون معنای «ولایت مطلقه»، عدم وجود محدودیت فقیه در امور غیراختصاصی امام معصوم (علیه‌السلام) است. توضیحش بماند برای بعد ولی در حیرتم از تعریفی که ارائه کرده‌اید!

تصویر من بیسواد شما باسواد
نویسنده من بیسواد شما باسواد در

جواب از آقای رستمی :(1-توضیحش بماند برای بعد .امیدوارم منظورت قیامت نباشه چون اون موقع دیگه کار از کار گذشته)(2-ولی در حیرتم از تعریفی که ارائه کرده‌اید.حیرت از شماست که هیچ دلیل روایی وقرانی نمی آورید وبه یک دلیل عقلی بسنده میکنیدیعنی "معنای «ولایت مطلقه»، عدم وجود محدودیت فقیه در امور غیراختصاصی امام معصوم (علیه‌السلام) است. "وهمین مطلب "عدم وجود محدویت فقیه پراست از اشکال.اون هم بدون دلیل(منظورم ادله اربعه میباشد)

تصویر رضا رستمی

یادتون باشه که بازی با کلمات، سبب نمیشه اصل اون حرف عجیبی که زدید فراموش بشه. شما گفتید «ولایت مطلقه به معنای تشکیل حکومت بدون اذن امام معصوم است»(!!!) و بنده هم تعریف درست آن را عرض کردم که امیدوارم لااقل یاد گرفته باشید و جای دیگری این حرف را تکرار نکنید!
نکته‌ی دیگر اینکه شما از یکطرف، قائلین به «ولایت مطلقه فقیه» را متهم می‌کنید که دلیلی جز «دلیل عقلی» ندارند و از طرف دیگر، حرف از فقدان دلیل از ادله‌ی اربعه می‌زنید! خب برادر من! مگر عقل در زمره‌ی ادله‌ی اربعه نیست؟!
یک نکته‌ی کلی عرض کنم: بحث بر سر مطلقه یا مقید بودن ولایت فقیه، یک بحث کاملا علمی است و نیازی به الفاظ تند و تیزی مثل الفاظ شما ندارد. اگر شما واقعا دلایل کافی و متقنی بر اثبات ادعای خود دارید، می‌توانید به همان تمسک کنید و حتما مأجور هم خواهید بود. اگر هم بنا بر یک بحث علمی دارید یادتان باشد که بکارگرفتن الفاظ نامناسب و کنایه و ... راه خوبی نیست.

تصویر من بیسواد شما باسواد
نویسنده من بیسواد شما باسواد در

جواب از آقای رستمی(چون این مطالب به اختصار بیان شده لطفا با دقت بخوانید حتی اگر دو سه مرتبه هم شده ،بخوانید:1-نوشتید:یادتون باشه که بازی با کلمات ...ج- اونی که داره با کلمات بازی میکنه کسایی دیگر هستند نه من درحالیکه همین لفظ "مطلقه"از آقایان ورجال سیاسی میباشد حالا از کدام روایت بیرون کشیده اند من  نمی دانم  وخودشان هم نگفته اند.من در کامنت بالا نوشتم فقیه بما هو فقیه ولایت دارد (درامور حسبیه)شما توجه نکردید!برای اینکه ما بفهمیم فقیه ولایت داردیا نه ، ما استناد به روایت می کنیم اما تشکیل حکومت دادن چطور؟آیا روایت داریم ؟شاید شما اشاره کنید به مقبوله عمربن حنظله ویکی دوروایت دیگر.اگر این را بگویید(به فرض صحیح بودن سند) تازه شما به خبر واحد استناد کرده اید ،سلمنا از شما پذیرفتیم حال نوبت "دلالت"روایت است.آیا این خبر وروایت دلات بر تشکیل حکومت دارد؟در حالیکه متن چنین روایتی دلالتی بر تشکیل حکومت  ندارد ومنظور من هم "بی اذن امام معصوم" همین است یعنی عدم الدلیل.( به قول اصولیون عدم الدلیل، دلیل علی عدم)2-نوشتید: چون معنای «ولایت مطلقه»، عدم وجود محدودیت فقیه در امور غیراختصاصی امام معصوم (علیه‌السلام) است.ج- شما "مطلقه "را معنای تحت الفظی کردید .تازه اشکالات از اینجا شروع میشود .الف-عدم محدودیت فقیه را آیا امام اجازه داده یانه ؟دلیل روایی میخواهد برادر من.ب- ...درامور غیر اختصاصی امام معصومعلیه السلام.معنای این جمله میدانی یعنی چه ؟یعنی بعضی از امور هستند که اختصاص به امام دارد و بعضی امور هستند که اختصاص به امام ندارد(غیر اختصاصی)وآن غیر اختصاص یعنی فقاهت.پس امام معصوم یا فقاهت ندارد یا فقاهت را به عهدۀ غیر خودش گذاشته(محول کرده)!!خودت قضاوت کن ،از این کلام شما چیزی غیر از این برداشت میشود کرد!!آیا این تعریفی که شما کردید جای حیرت ندارد!!معنای "مطلقه "را منهم  میفهمم ولی آقایان برداشت نامنا سب دارند مضافا اینکه برای شرعی نشان دادن  حکومت دست به چنین ترفندهایی میزنند -3- نوشتید :نکته‌ی دیگر اینکه شما از یکطرف.... ...! خب برادر من! مگر عقل در زمره‌ی ادله‌ی اربعه نیست؟! ج-ابتدا یک مقدمه ای را عرض میکنم ،اول بایستی بدانیم  معنایی که از عقل وعقلا کرده اند چیست؟عقل حکم به حسن وقبح  میکند وعقلا حکم به ، استحقاق عقاب داشتن یا نداشتن عملی میکنند(اجمالا)واگر این معنارا قبول کنید (وچاره ای جز قبول آن ندارید)حال میپرسیم که آیا از پیش خود فتوا دادن  قبیح نیست آیا عقلا چنین شخصی را مستحق عقاب نمیدانند؟! به یک آیه اشاره میکنم ......قل آلله اذن لکم ام علی الله تفترون (59)وما ظن الذین یفترون علی الله الکذب یوم القیامه....(60)یونس. وعلاوه براین عقل،با ادله سه گانه "کتاب وسنت واجماع "سروکار دارد نه اینکه از پیش خودش چیزی بسازد وبه خودی خود نمی توان به عقل و مبانی عقل استناد کرد،فتأمل .4-نوشتید: یک نکته‌ی کلی عرض کنم: بحث بر سر مطلقه یا مقید بودن ولایت فقیه، یک بحث کاملا علمی است و.... ج- مرحبا به ناصرنا .تمام حرف من هم همین است که با یک مطلب عقلی،علمی ،نمیتوان یک مسسئله فقهی وشرعی را ثابت کرد یعنی سابه بانتفاء موضوع .ففهم5-نوشتید : نیازی به الفاظ تند و تیزی مثل الفاظ شما ندارد.خودت قضاوت کن این هم ادعای خمینی : حفظ نظام و حفظ حکومت از حفظ جان یک نفر ولو امام عصر ارزشش بیشتر و مهم تر است :آیت الله خمینی در صحیفه امام _جلد 15_ صفحه 219  .خودت قضاوت کن این حر فها تند وتیز نیست درسته؟؟ اگر ما شیعه هستیم این چطور اعتقاد یه ؟!!!!6- گر شما واقعا دلایل کافی و متقنی....ج- دلایل کافی وقانع کنندهای برای خودم وهر شنوندۀ شیعه  دارم .برای اینکه خیالت راحت بشه .آیت الله خویی وبعض از م ر ا ج ع (ت ق یتاً نام نمی برم) قائل برنبودن دلیل بر تشکیل حکومت توسط فقها میباشد .نه تنها دلیل نداریم بلکه از امیرالمؤمنین علیه السلام وارد شده بر نهی از خروج کردن در زمان غیبت.6-... بکارگرفتن الفاظ نامناسب و کنایه... ج- من الفاظ کنایه ونا مناسب بکار نبردم بلکه صریح وروشن گفتم(البته باید بگم که من، هم مملکتم را دوست دارم وهم علمای متقی

تصویر رضا رستمی

جهت اطلاع عرض میکنم که برخلاف نظر شما، برخی از علمای بزرگ، قایل به «ولایت مطلقه» هستند و نظر شما که آنرا فقط به رجال سیاسی نسبت دادید صحیح نیست. به عنوان مثال: «مرحوم محقق كركی» در کتاب رسائل ج 1، ص 142. و همچنین «مرحوم علاّمه نراقی» در کتاب عوائد الايام ص187. و نیز «مرحوم محمدحسن نجفی» (صاحب جواهر) در کتاب "جواهر الكلام فی شرح شرايع الاسلام" ج 1، ص 397.
همانطور که ملاحظه کردید علمای نامداری به این نظریه معتقد هستند و کلام شما که آنرا به رجال سیاسی، نسبت دادید نادرست است.
در مورد دلالت روایی بر «ولایت مطلقه فقیه» هم اجازه بدهید تا به استدلال علما بر روایت "عمر بن حنظله اشاره" اشاره کنم:  فقيه با ويژگيهاي معين، از سوي امامان(علیهم‌السلام) گمارده شده و از سوي آنان در همه اموري كه نيابت در آنها دخالت دارد، نايب است؛ زيرا امام صادق(علیه‌السلام) مي فرمايد: «فاني جعلته عليكم حاكما» این نیابت، کلی است و همه‌ی زمانها را شامل می‌شود و وقوع آن در زمان امام صادق(علیه‌السلام) به گستره‌ی آن خدشه‌ای وارد نمی‌كند.» همچنین باید عرض کنم که شيخ انصارى بر خلاف رأيى كه در كتاب مكاسب اظهار نموده است در كتاب القضا مى‏گويد: «اين كه امام(ع) وجوب رضايت به قضاوت حاكم در مخاصمات را به اين دليل مى‏‌داند كه او را حاكم و حجت على‏ الاطلاق قرار داده است، دلالت دارد كه حكم حاكم در منازعات و حوادث از شاخه‏‌هاى‏‌ حكومت مطلقه و حجيت عامه‌ی فقيه حاكم است و اختصاصى به مورد قضاوت وتخاصم ندارد.»(كتاب القضا، ص 47 - 49)
در مورد امور اختصاصی و غیر اختصاصی ائمه (علیهم‌السلام) برداشت عجیب و غریبی کرده‌اید که واقعا حیرت‌انگیز است و لازم است برای شما این مطلب را توضیح دهم: پیامبر و امامان (علیه‌وعلیهم‌السلام) یک سری اختیاراتی داشتند که ربطی به حاکم‌بودن یا نبودنشان نداشت؛ بلکه از آن جهت که رسول و امام بودند آن اختیارات را هم داشتند و به همین خاطر هم بود که هر امری که از ناحیه‌ی آن حضرات، صادر میشد دیگران باید اطاعت میکردند حتی اگر امر به خودکشی بود (النبی اولی بالمومنین من انفسهم.) بدیهی است که چنین اختیاراتی مخصوص خود آن حضرات است و حتی با اعتقاد به ولایت مطلقه هم برای فقیه، ثابت نیست؛ اما آن دسته از اختیاراتی که مربوط به شأن حکومت‌داری و حاکم‌بودن است و جهت تسهیل امور جامعه بکار میرود برای فقیه هم ثابت می‌شود.
(واقعا حرفی که در این زمینه (موارد اختصاصی و غیراختصاصی معصومین) زدید و نتیجه‌ای که گرفتید محیرالعقول است. در ضمن! شما مگر برای حضرات معصومین، شأن فقاهت قایل هستید؟ مگر اعتقادی به لدنّی بودن علم آنها ندارید؟!)
در مورد جایگاه عقل هم متاسفانه اطلاعات کافی ندارید. نوشتید که (به خودی خود نمی توان به عقل و مبانی عقل استناد کرد.) باید خدمت شما عرض کنم که درخصوص مستقلات عقلیه، میتوان به‌خودی‌خود به حکم عقل استناد کرد و عقل به تنهایی و بدون وساطت خطاب شرعی، حجت است. برخی مثالهای آن هم عبارت است از حسن عدل، قبح ظلم، وجوب مقدمه واجب و ... . (به عنوان یکی از منابع، میتوانید رجوع کنید به کتاب «قوانین الاصول» جلد دوم، نوشته‌ی مرحوم میرزای قمی)
آن‌چه که از حضرت امام خمینی(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) ذکر کردید -اگر فقط اندکی به آن فکر کنید- کلامی کاملا صحیح است و نمونه‌ی بارز آن وجود مقدس سیدالشهدا(علیه‌السلام) بود که برای حفظ اصل اسلام، جان مبارکش را فدا کرد. برادر من! حفظ حکومت در کلام امام راحل (رحمةالله‌علیه) به معنای حفظ اصل اسلام است و فداشدن همه‌ی افراد -حتی حضرات معصومین(علیهم‌السلام) برای اسلام- امری پذیرفتنی است.
روایتی که در مورد نهی از خروج در دوران غیبت، آمده را بارها جواب داده‌اند اما ظاهرا توجه نکرده‌اید. پاسخ به این شبهه را از بیان آیت‌الله جوادی آملی (از کتاب "امام مهدی موجود موعود/ص153" تقدیم میکنم: «چنانچه روایاتی یافت شود كه مطلقاً هر قیامی را محكوم به شكست و ناروا بدانند، به دلیل مخالفت با خطوط اصلی معارف قرآن و سنّت قطعی معصومان (علیهم‌السلام) مورد پذیرش نیست، زیرا آیات و روایات فراوانی در اقامه امر به معروف و نهی از منكر، جهاد فی سبیل الله، اقامه حدود الهی و احیای كلمة الله كه منحصر در زمان و مكان خاصی هم نیستند نشان می‏‌دهد جلوگیری از احیای دین در شرایط مهیّا و گاه ضرورت، سخنی ناروا و زعمی آفل است.
فتوا به حرمت وجود حكومتی دینی در عصر غیبت، فتوا به حاكمیت قوانین غیرالهی و حكومت افراد ناشایست بر امّت اسلامی است كه قطعاً مرضی خدا و رسول گرامی‏‌اش نبوده و نخواهد بود.
انقلاب و حكومتی چون انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران، خیزشی مبارك است كه نه رهبران آن مردم را به خویش می‌‏خوانند و نه شرایط قیام و اقدام و برپایی حكومت دینی برایشان مهیا نبود، در نتیجه این خیزش مقدس به برپایی حكومتی انجامید كه معادلات سیاسی جهان را به هم ریخت و سرلوحه حركت بسیاری از مسلمانان و سایر انسان‏های استثمار شده قرار گرفت. این انقلاب مردم را به امامت ولی‏‌عصر (عجل‌الله‌فرجه) می‏خواند و امام و مأموم آن همصدا می‏‌گویند كه ما امّت ولی‌عصر (عجل‌الله‌فرجه) هستیم و آن حضرت، امام ماست. هر كوششی در این كشور به یمن امامت ولی‌عصر (عجل‌الله‌فرجه) است و این امّت بی‏‌صبرانه ظهور مبارك او و تسلیم پرچم نظام اسلامی به دست با كفایت ایشان را انتظار می‏‌كشند.»

تصویر من بیسواد شما باسواد
نویسنده من بیسواد شما باسواد در

جواب از آقای رستمی: اگر لحن بیان من (مطالبی که مینویسم)کمی تند است وبه مزاج خیلی از آقایان نمی سازد دلیل نمی شود از حق اعراض کرد.مضافاً اینکه قبول نکردن این امر(مربوطه)دلیل نمی شود که ماباهمه علما مخالف باشیم ویا همه کلماتشان را رد کنیم(بقول اصولیین:اثبات شیئ نفی ما عدا نمیکند )یا مثلا در پی براندازی رژیم یا چیزهای دیگر(مسئله صرفا اعتقادی ،علمی میباشد)درثانی من از پذیرفتن حرف حق هیچ ابائی ندارم وخوشحال میشوم کسی با ادله مرا راهنمایی کند ثالثا قبل ازاین خود بنده یکی از سینه چاکان ولایت کذایی بود البته چشم وگوش بسته وبدون دلیل!اونموقع داشته هایم بسیار کم وضعیف بود.الغرض بپردازیم به بحث اصلی   1-نوشتید... برخی از علمای بزرگ، قایل به «ولایت مطلقه» هستند... به عنوان مثال: «مرحوم محقق كركی... ج- به نظر شما اسم سه نفر از علما بزرگ بردن دلیل براجماع است به فرض از شما قبول کنیم چون علما بزرگ دیگر مخالف هستند پس اجماعی منعقد نشده.مضافا اینکه آیا ولایت داشتن فقیه بمعنای تشکیل حکومت است؟حالا بررسی اجمالی از این سه بزر گوار درهمان صفحه ای که ذکر کردید میپردازیم الف-محقق کرکی: (المقدمة الثانية : اتفق أصحابنا رضوان الله عليهم على أن الفقيه العدل الامامي الجامع لشرائط الفتوى ... ربما استثنى الأصحاب القتل والحدود مطلقا - فيجب التحاكم إليه ، والانقياد إلى حكمه و ه أن يبيع مال الممتنع من أداء الحق إن احتيج إليه ، ويلي أموال الغياب والأطفال والسفهاء والمفلسين ، ويتصرف على المحجور عليهم)آیا شما ازاین مطلب" تشکیل حکومت" میفهمید یا امور حسبیه فقیه؟! ب-علامه نراقی: (... مرسلة الفقية قال امير المؤمنين قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم اللهم ارحم خلفائي قيل يا رسول الله ومن خلفائك قال الذين ياتون بعدى ويروون حديثى وسنتى ورواه في معاني الاخبار... رواية السكوني عن ابى عبد الله عليه السلام قال قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم الفقهاء امناء الرسل ما لم يدخلوا في الدنيا... الى ان قال وقال على ابن محمد عليه السلام لولا من يتبقى بعد غيبة قائمنا من العلماء الداعين إليه والدالين عليه الى ان قال لما بقى احد الا ارتدعن دين الله اولئك هم الافضلون عند الله عزوجل الرابعة عشر رواية ابى خديجة قال قال لى أبو عبد الله عليه السلام انظروا الى رجل منكم يعلم شيئا من قضايانا فاجعلوه بينكم فانى قد جعلته قاضيا فتحاكموا إليه ...الخ ) آیا شما ازاین مطلب" تشکیل حکومت" میفهمید یا امور حسبیه فقیه؟!

ج-مرحوم محمد حسن نجفی: (حجة الشيخ تناول الأدلة للخارج)دراین صفحه من چیزی را دراین رابطه نیافتم-{منابع کتابخانه مدرسه فقاهت}

2- نوشتید:علمای نامداری به این نظریه معتقد هستند...من از این مطالب بزرگواران مطلقه را نفهمیدم درحدیث پیامبر که درمطلب فوق ،فقها رامقید به" ما لم يدخلوا في الدنيا" کرده (قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم الفقهاء امناء الرسل ما لم يدخلوا في الدنيا)یعنی ولایت ازحالت اطلاق بیرون میآیدومقید میشود{دیگه من از فقها امروزی وآقا زاده ها حرفی به میان نمی آورم که چطوری شیفته دنیا هستند. توازاین مجمل بخوان حدیث مفصل را}

3- الف -استدلال علما بر روایت "عمر بن حنظله اشاره"... زيرا امام صادق(علیه‌السلام) مي فرمايد: «فاني جعلته عليكم حاكما» ج-در معنای حاکم اشتباه کردید چون معنای حاکم  درلغت عرب به معنای قاضی هست ومعنای فارسی حاکم بمعنای حکمران است

ب- شيخ انصارى ... در كتاب القضا مى‏گويد: «اين كه امام(ع) وجوب رضايت به قضاوت حاكم در مخاصمات ج- مرحبا به ناصرنا ماهم همین معنای  شیخ مد نظر داشتیم به معنای قاضی در تخاصم نه به معنای حکمران.

پ-در ادامه نظر شیخ  نوشتید: دلالت دارد كه حكم حاكم در منازعات و حوادث از شاخه‏‌هاى‏‌ حكومت مطلقه و حجيت عامه‌ی فقيه حاكم است و اختصاصى به مورد قضاوت وتخاصم ندارد.ج- من نفهمیدم که این بیان از خود شیخ اعظم است یا از کسی دیگر نقل کردید.در صورت دوم امیدوارم که از آقایان زمان ما نباشد چون هیچ عاقلی حرف بدون دلیل قبول نمیکند!

وباز هم دراختصاصی وغیر اختصاصی به خطا رفتید بااینکه یک مقدار تصحیح کردید.ما میگیم نره تو میگی بدوش ، شأن حکومت‌داری و حاکم‌بودن برای فقیه ثابت نیست .اون از بیانات این سه بزرگوار ومطالب قبلی مرا هم اضافه کن.

4- نوشتید-در مورد جایگاه عقل هم متاسفانه ...ج- درمطالب قبلی (شماره 3)، بنده  دقت نکر دید مجبورم دو باره تکرار کنم: عقل حکم به حسن وقبح  میکند وعقلا حکم به ، استحقاق عقاب داشتن یا نداشتن عملی میکنند(اجمالا) حال میپرسیم که آیا از پیش خود فتوا دادن  قبیح نیست آیا عقلا چنین شخصی را مستحق عقاب نمیدانند .ما درصدد بیان "حکم الله" واقعی هستیم  که از کتاب وسنت استنباط میشود واجماع علما هم حاکی از کتاب وسنت میباشد( شماره 3)را با دقت بخوانید منظور من کاملا واضح است .(ما که نمیخواهیم منطق یا اصول را ثابت کنیم که شما از مستقلات وغیر مستقلات سخن به میان میاوری بلکه منطق واصول فقه، ابزاری برای استنباط هستند)و "عقل،با ادله سه گانه "کتاب وسنت واجماع "سروکار دارد نه اینکه از پیش خودش چیزی بسازد" برای  بدست آوردن "حکم الله واقعی"یا استنباط احکام شرعی واگر هم از مقدمات عقلیه ومستقلات عقلیه وبطور کلی قوانین اصول استفاده میکند بخاطر همین جهت است . . به آیه ذکر شده هم توجه کنید.وجوابی برایش نیاوردید در روز قیامت همین یک آیه کافیه که خیلی ها رو روانه جهنم کند.شیخ انصاری درجلد یک اصول(رسائل)قسمت المقام الثانی  در این مورد قلم فرسایی کرده ،لطفارجوع کنید

5-نوشتید-الف-روایتی که در مورد نهی از خروج در دوران غیبت، آمده را بارها جواب داده‌اند اما ... ج- جناب استاد نظر خودشان را بیان کرده اندو اونهم برای توجیه این حکومت است. دوبا ره تکرار میکنم ما احتیاج به ایه وروایت داریم.

ب- ودر ادامه مطلب فوق  نوشتید: زیرا آیات و روایات فراوانی در اقامه امر به معروف و نهی از منكر، جهاد فی سبیل الله، اقامه حدود الهی و احیای كلمة الله ... تا اونجایی که ما میدانیم همین موارد مختص به حکومت عدل امام معصوم علیه السلام است . خودت قضاوت کن دراین حکومت خیلی امر به معروف ونهی از منکر میشه !!! خیلی عدالت رعایت میشه (من دیگه از آقا زا ده ها چیزی نمیگم) در مورد جهاد فی سبیل الله بحث زیادی را میطلبد فقط  به یک مورد اشاره کنم کسانی که دررکاب امام معصوم کشته میشوند شهید محسوب میشود حالا سئوال میکنم اگر حکومتداری ولایت فقیه ثابت نشود آیا باز هم کشته های جنگ، شهید محسوب میشوند؟! اشکال نکنید که در جهاد  دفاعی ،اذن امام (ع)نمیخواهد؟چون برای این مورد دلیل داریم.واگر اشاره بکنین به دفاع هشت ساله ایران وعراق بایستی  بگویم کلیپی که به دست من رسیده مقصر اصلی(جنگ هشت ساله) را (خ م ی نی) نشان میدهد میتوانید جستجو کنید تحقیق به عهده خود شما اگر یافتید منصفانه قضاوت کنین

پ- ودر ادامه مطلب فوق : واحیای کلمه توحید.ج- اگرفکر کردید که  خمینی یا خامنه ای کلمة الله را احیا کرده اند، به  خون سید الشهدا وسایر امامان معصوم(ع) توهین کردید وشاید هم نمیدانید که کلمه توحید بوسیله چه کسانی رفعت داده شد .اشاره کنم :ضربة علی افضل من عبادة ثقلین(اجمالا)وهمچنین روایات زیاددیگر در همین زمینه

7-- ودر ادامه مطلب فوق:اقامه حدود الهی .از شماییکه از این حکومت تمام قد جانبداری میکنید آیا گذرتان به داد گاه ودادسرا افتاده تا اقامه حدود را ببینی بنده خودم ازدور خبرها را میشنوم. حال با همه این تفاصیل آیا فقیه متواند حکومت داری کند.با اینکه برای استاد احترام قائلم ولی ایشان یک طرفه به قاضی رفته اند .از این استاد بزرگوار میپرسیم در صورت نبود چنین فرضیه ای آیا فردای قیامت حاضرند جواب پیامبر(ص)وفاطمه الزهرا(س) وامامان معصوم (ع)باشد؟؟؟! بعلاوه  روی کرسی درس نشستن ودم از دین وعدالت اجتماعی زدن وادعا کردن  کجا وتا عملی کردن وادای حق بجا آوردن کجا؟!

8- نوشتید:الف-انقلاب و حكومتی ... در نتیجه این خیزش مقدس به برپایی حكومتی انجامید كه معادلات سیاسی جهان را به هم ریخت و سرلوحه ...ج- اگرچنین برداشتی درست باشه ،گاندی ومردم هند .انقلاب فرانسه .نلسون ماندلا وآفریقای ی جنوبی وسایر نقاط جهان که قبل از انقاب ایران بوده اینگونه ادعا کنند!! پس نشان میده ما ایرانیها خیلی از خودمچکریم!                                                                                                                           

ب-نوشتید:آن‌چه که از حضرت امام خمینی(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) ذکر کردید -اگر فقط اندکی به آن فکر کنید- کلامی کاملا صحیح است و نمونه‌ی بارز آن وجود مقدس سیدالشهدا(علیه‌السلام) بود که برای حفظ اصل اسلام، جان مبارکش را فدا کرد...

ج- چقدر بد قیاس کردید !!!!مقایسه سید الشهدا با خمینی !

9- این انقلاب مردم را به امامت ولی‏‌عصر (عجل‌الله‌فرجه) می‏خواند و امام و مأموم...ج- اگر چنین ادعایی درست باشه بایستی صاحب الزمان(عج)تا حالا ظهور میکرد .ادعای مشهور مد نظرتان هست که پرچم این انقلاب به دست صاحب اصلی اش میرسه!!!!اگر قائل شویم که حکومت  عدل است پس چرا ظهوری واقع نشد واگرحکومت ظلم وجور باشد یعنی  زیر سئوال بردن عصمت وامامت چون امام(ع) به حکومت ظالمانه راضی هستند (اجمالا)در حالیکه روایتی از ائمه علیهم السلام نداریم(معاویه علیه لعنه)برای مشروعیت خودش وحکومتش حدیث جعل میکرد ولی دست آقایان از همه جا کوتاهه  به نا چار به حرفهای قلمبه سلمبه متمسک شده اند

10-الحمد لله خواسته کسانیکه دوست داشتند حکومت ولایت فقیهی در این کشور باشد محقق شدوما هم بعینه دیدیم که درآن چه خبر است(قیاس ولایت ائمه اطهار باحکومت ولایت فقیهی همین میشود که هست)  
 

تصویر رضا رستمی

تابحال فکر می‌کردم با شخص متفکری مواجه هستم که گرچه اشکالات علمی دارد ولی بدنبال حقیقت است ولی حالا معلوم میشه «خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم!» جنابعالی برای اثبات خودتان، نه تنها به محضر عالم بزرگ جهان اسلام یعنی آیت‌الله جوادی‌آملی اهانت کردید و ایشان را توجیه‌کننده‌ی حکومت نامیدید بلکه به جامعه‌ی ایرانی هم توهین کردید و همه را خودشیفته و خودمتشکر (یا بقول خودتان «خود مچکر») نامیدید! رویه‌ی غیرمحترمانه‌ی شما نیازمند پاسخ علمی نیست چرا که علم و آگاهی را نیاز به ظرفی است به نام «ادب» و «بی‌ادب محروم ماند از لطف رب.» اگر واقعا دغدغه‌ی قیامت دارید فکری به حال این گناهان کبیره کنید که فردا خیلی دیر است!
بازی با کلمات و مغالطات متعددی که در متن اخیر شما دیده می‌شود حاکی از یک آشفتگی و روان‌پریشی است. هر عاقلی که متن قبلی بنده را بخواند می‌فهمد که هیچ مقایسه‌ای میان سیدالشهدا(علیه‌السلام) و امام‌راحل(علیه‌الرحمه) انجام نشده بود ولی شما بدلیل عدم توانایی در پاسخگویی منطقی، به پرت و پلا گویی روی آوردید! البته دلیل چنین روحیه و رفتاری در کلمات خودتان، قابل فهم است؛ آنجا که خود را قبلا از طرفداران معرفی کردید و اکنون به جرگه‌ی اهانت‌کنندگان پیوستید! چه خوب گفت یکی از علمای فرهیخته که «هر داغی ممکن است یکروز سرد شود ولی هیچ پخته‌ای، دیگر خام نمی‌شود.» فافهم.
با ملاکی که ارائه کردید باید اصل اسلام را غیرکاربردی و غیرمنطقی بدانید؛ چون با وجود گذشت 15 قرن، هنوز اسلام نتوانسته حکومتی جهانی و عدل‌گستر بوجود بیاورد! متاسفم برای طرزفکرتان که هنوز درک نکردید که «بی‌لیاقتی برخی افراد را نباید به حساب اصل اسلام و حکومت اسلامی نوشت» و اینکه تنها حکومت بی‌نقص در تاریخ بشریت، حکومت حضرت مهدی(عجل‌الله‌فرجه) خواهد بود.
پرت‌وپلاگویی را به اوج رساندید وقتی حرف از انقلاب فرانسه و گاندی و ماندلا به میان آوردید! عدم درک تفاوت ماهوی میان آن حرکات و خیزش مقدس مردم ایران از سوی شما، حالا دیگر برایم جای تعجب ندارد چون بقدر کافی از شما شناخت پیدا کرده‌ام!
یک مطلب را دلسوزانه به شما تذکر می‌دهم: آیا دقت کرده‌اید که رویه‌ی غیرشرعی شما کار را بجایی رسانده که در جنگ هشت ساله، طرف صدام را گرفته‌اید و امام راحل را محکوم کرده‌اید؟ می‌بینید شیطان چگونه قدم به قدم، شما را وادار به سخنان سخیف و نسبت‌های ناروا می‌کند؟ فقط چند دقیقه فکر کن! با این حرفی که زدی، جنایات صدام را توجیه کردی و من فکر نمیکنم دوست داشته باشی در قیامت، شریک اقدامات او باشی!
چند نکته‌:
-بجای تعلیم معنای کلمه‌ی «حاکم»، یه سری به لغتنامه‌ی فیروزآبادی بزن و ببین که به معنای فرمانروا و حکمران هم بکار می‌رود.
- تفسیری که از نهی رسول خدا برای عدم ورود علما به دنیا کردید حتی مرغ بریان را هم می‌خنداند! کار بجایی رسیده که معنای دنیازدگی را هم باید به شما یاد داد؟!
- در مورد قائلین به ولایت مطلقه اصلا بحث از اجماع نبود که حالا چنین حرفی زدید. شما گفتید فقط رجال سیاسی قایل به این حرف هستند و بنده هم از باب مثال، نام سه عالم برجسته را آوردم تا بفهمید ادعایتان نادرست است. چرا موضوع را عوض می‌کنید؟...
حرفهای علمی را بقدر کافی گفته‌ام که اگر گوش شنوایی باشد اثر خواهد کرد. این چند سطر را هم از روی اکراه نوشتم و اگر نبود رعایت برخی مصالح، اصلا دوست نداشتم وقتم را صرف پاسخ به این کلمات دون‌پایه کنم.

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 332