استفاده از روایات ضعیف، برای کوبیدن تشیع

09:35 - 1396/09/12

- در روایتی نقل شده که امیرالمومنین(علیه‌السلام) فرموده‌اند: «بزرگی شکمم به خاطر دانش فراوان است». این روایت از حیث سندی بسیار ضعیف بوده و قابل قبول نیست.

امیرالمومنین

اخیرا دشمنان تشیع و اسلام، برای تضعیف اعتقادات شیعه و سست کردن آن‌ها، روایتی را از امیرالمومنین(علیه‌السلام) نقل کرده و به تمسخر حضرت پرداخته و آیین تشیع را موهوم می‌خوانند. حدیت بدین شرح است: «مردی از امیر المؤمنان(علیه‌السلام) در مورد دلیل کوتاهی قدش و بزرگی شکمش و کچلی سرش پرسید، حضر ت پاسخ داد: الله عزوجل من‌ را نه قد بلند آفرید و نه کوتاه، بلکه متوسط آفرید تا قدکوتاه‌ها را (از بالا به پائین) دو نیم می‌کنم و بلند قد را (از کمر) تقسیم کنم؛ اما دلیل بزرگی شکمم این است که رسول خدا به من دری از علم آموخت که از آن در، هزار در دیگر باز می‌شود؛ پس (این علم‌ها) در شکمم جمع شدند...»[1] سپس به تمسخر حضرت پرداخته که علم ایشان به جای مغز در شکم ایشان جمع شده است.

در پاسخ می‌گوییم:
اولا: چنین نیست که به صرف وجود یک روایت در منابع حدیثی، بتوان آن را مسلم دانست و به عنوان یک اعتقاد به یک فرقه نسبت داد، چرا که این مسلم و قطعی است که روایات جعلی و کاذب، در بین متون حدیثی اعم از شیعه و سنی وارد شده است، اگر چه در بین شیعه به علت دقت نظری که علمای شیعه داشته اند، کمتر دیده می‌شود، ولی حقیقتی انکارناپذیر است. به همین خاطر علم رجال تاسیس شد تا روایت را از حیث سندی بررسی کرده و صحیح را از کاذب جدا کرده و مبنای اعتقاد خود قرار دهیم.
برای صحیح بدون روایت چند گزینه مطرح است: 1. سند خود روایت؛ 2. کثرت روایت: اگر روایتی به صورت فراوان در منابع روایی نقل شده باشد، و لو سند برخی ضعیف باشد، قابل قبول است؛ 3. عمل کردن فقهای شیعه به آن. لذا اگر روایتی یکی از ویژگی های بیان شده را نداشته باشد، مورد قبول نیست.

ثانیا: در مورد این حدیث هم باید گفت: اولا: این روایت فقط با یک سند در کتاب خصال مرحوم صدوق(ره) نقل شده و عین همان روایت با همان سند در علل الشرایع و بحار نیز آمده است، لذا تنها یک روایت است که تکرار شده است. پس خبر واحد بوده و در هیچ کتاب دیگری نقل نشده است. لذا این خود نقطه ضعف بزرگی برای آن محسوب می‌شود. ثانیا: سند آن مجهول است، زیرا در سند آن چندین فرد مجهول وجود دارد.[2] پس این روایت هیچ کدام از ملاک‌های یاد شده را دارا نیست، لذا نمی‌توان آن را پذیرفت و صحیح تلقی کرد و گفت شیعه چنین نگاهی به امام خود دارد.

نتیجه:
این روایت به دو دلیل بسیار ضعیف است: 1. روایت تنها یک خبر واحد است و در هیچ کتاب دیگر روایی نقل نشده است. 2. افراد مجهولی که مورد اعتماد نیستند در سند روایت وجود دارد. پس روایت مورد قبول نیست و نمی‌توان مضمون آن را پذیرفت.

پی‌نوشت:
[1]. الخصال، ابن بابويه، محمد بن على‏، جامعه مدرسين‏، قم‏، چاپ اول، 1362 ش‏، ج‏1، ص 190.
[2]. المفید من معجم رجال الحدیث، محمد الجواهری، مکتبه المحلاتی، قم، چاپ دوم، ۱۴۲۴ق،  ص ۱۵۰.

امتیاز: 
No votes yet

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 270