نعمت و عبادت باید مقدمه برای سلوک باشد

08:39 - 1396/08/07

انسان در زندگی باید نعمات و عبادات را تنها برای تقرب به خدا انجام دهد و انجام عبادت برای نفس عبادت و توجه به نعمات برای خود نعمت، نه برای تقرب و سلوک الی الله، نه تنها راهگشا نیست بلکه آسیب‌زا هم هست.

نعمت و عبادت

انجام دادن عبادت و عمل صالح برای انسان راهگشا و راه نجات است؛ البته افراد بسیاری اهل عبادت بوده اند که حتی در مقامات معنوی به درجات بالایی رسیده اما در آخر کار، مردود شده و نتوانستند از امتحانات الهی موفق خارج شوند، مانند شیطان که به فرموده‌ی امیرالمومنین علی(علیه السلام) 6000 سال عبادت کرد تا به این مقام رسید[1] یا داستان بلعم باعورا که در سوره اعراف آیات 175 و176 بدان اشاره شده است، همچنین می بینیم در کربلا قاتلین اباعبدالله(علیه السلام) نماز جماعت می خوانند.
بنابر این باید گفت که انسان در نعمت و عبادت نباید به نفس نعمت و عبادت توجه داشته باشد، زیرا اگر انسان به بُعد مادی نعمت توجه داشته باشد، دنیاطلب و مادی گرا می شود، همچنین اگر به نفس عبادت توجه داشته باشد، در درون او عجب و یک نوع خودبرتربینی ایجاد می شود. لذا در هر دو امر سفارش به این شده است که به نفس نعمت دنیوی و عبادت توجه نکنید بلکه اینها را مقدمه ای برای سلوک و رشد معنوی محسوب کنید. بطور مثال اگر انسان صاحب نعمتی شد و این نعمت را مقدمه ای برای رشد و ترقی محسوب کرد، نعمت را در راه صحیح استفاده می کند؛ اگر صاحب زیبایی باشد، زیبایی را برای گناه و فریب استفاده نمی کند؛ اگر دارای نیرو و قدرت است، برای خدمت به خلق استفاده می کند و این یعنی همان شکر در نعمت هاست و در مقابل اگر نعمتی از او گرفته شود، در همان مسیر دانسته و برای کمبود آن، مصیبت و عزا نمی گیرد.
در عبادت نیز اینگونه است اگر انسان عبادت را برای خود عبادت و نفس عمل عبادی بودن انجام دهد نه برای تقرب و رشد و سلوک، یک نوع عجب و خود برتربینی در او ایجاد می شود که مثلا من بودم که نماز شب می خواندم، من بودم که در گرمای تابستان روزه می گرفتم و این آسیب نه تنها موجب رشد در انسان نمی شود بلکه در مواقعی که امتحانی برای انسان به وجود و یا مشکلی در سر راه او پدید آید، سریع به سراغ اعمال عبادی خود می رود که چرا برای من که نماز شب می خواندم این اتفاق افتاد و کسی چون من که خمس و زکات اموالم را پرداخت می کند چرا این مشکل مالی برایش ایجاد شده است.
به همین دلیل است که انسان هم نعمات و هم عبادات را باید پلی برای ترقی و رشد و سلوک الی الله بداند.
لذا در ماجرای شیطان، این تکبر و غرور کاذب او از عبادت، موجب گمراهی او شد: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبي‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرينَ [بقره/34] و (یاد کن) هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، (و به خاطر نافرمانی و تکبرش) از کافران شد.»
در ماجرای صحرای کربلا نیز رنگ و لعاب مادیات و دنیا، موجب دیدن خود مال دنیا و مقدمه‌ی گمراهی را پدید آورد.

پی‌نوشت:
[1]. نهج البلاغه، نشر موسسه امیر المومنین قم، 1375 ش، خطبه 192، ص 112 .

امتیاز: 
Average: 5 (1 vote)

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 309