بهشتی شدن گرگ حضرت یوسف(ع)

09:23 - 1396/01/30

- اگر ذره ای انصاف و تحقیق، چاشنی کار شبهه افکنان می شد، هیچ گاه به راحتی تولید شبهه علیه آموزه های اسلامی نمی کردند.

گرگ

مقصود از گرگ حضرت یوسف!
در تفسیر منهج الصادقین در در ذیل آیات 17 و 18 از سوره مبارکه یوسف: «قالُوا يا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنَّا صادِقينَ، وَ جاؤُ عَلى‏ قَميصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَميلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى‏ ما تَصِفُونَ؛[یوسف/17] گفتند: «اى پدر! ما رفتيم و مشغول مسابقه شديم، و يوسف را نزد اثاث خود گذارديم و گرگ او را خورد! تو هرگز سخن ما را باور نخواهى كرد، هر چند راستگو باشيم! و پيراهن او را با خونى دروغين(آغشته ساخته، نزد پدر) آوردند گفت: «هوسهاى نفسانى شما اين كار را برايتان آراسته! من صبر جميل(و شكيبايى خالى از ناسپاسى) خواهم داشت و در برابر آنچه مى‌گوييد، از خداوند يارى مى‌طلبم!»

این چنین بیان می‌شود: «مروی است که... پدر، ایشان را گفت: اگر چنانست که راست می‌گوئید، این گرگ که یوسف را خورده بگیرید نزد من آورید تا صدق قول شما را از او معلوم کنم. ایشان به صحرا رفتند و گرگی بگرفتند و دست و پای وی را ببستند و نزد پدر آورده بی‌فکندند و گفتند: این گرگی است که یوسف را خورده. یعقوب گفت: ای گرگ نزد من آی! آن گرگ بیامد و نزد یعقوب بایستاد. یعقوب گفت: ای گرگ! شرم نداری که میوه دل من و روشنی هر دو چشم مرا بخوری؟ گرگ به آواز آمد که: به حق پیری و موی سفید تو که من فرزند تو را نخورده ام! به درستی که خون و گوشت شما که پیغمبرانید بر ما حرام است و من مظلومم و بر من دروغ بسته اند و در این زمین غریبم...»

[1]. تفسير منهج الصادقين في إلزام المخالفين،  ج‏5، ص23.

وقتی از ماهیت و محتوای بسیاری از شبهات اینترنتی و ماهواره ای که علیه آموزه‌های و منابع اسلامی مطرح می‌شود خوب نگریسته شود متوجه می‌شویم که شبهه افکنان، بدون قضاوت منصفانه و بدور از تحقیق و با تکه‌برداری از آیات و روایات نسبت‌هایی را به منابع اسلامی تحمیل می‌کنند که واقعیت خارجی نداشته بلکه نوعاً برداشت های غیر علمی و دور از حقیقت شبهه افکنان است.  در این نوشتار به بررسی و پاسخ یکی از این شبهات اینترنتی خواهیم پرداخت:

اتهام دروغگویی به علامه مجلسی:
بنگاههای شبهه پراکنی در یکی از شبهات خود قائل شده‌اند که علامه مجلسی دروغگو و دروغ پرداز است، و برای ادعای خود قطعه‌ای از یک روایت را انتخاب می‌کنند، و بدون اینکه به اصل ماجرا کاری داشته باشند ایشان را مورد اتهام و دروغ گویی قرار می‌دهند، در روایتی علامه مجلسی سخن از سه حیوان بهشتی به میان می‌آورد، از جمله «گرک یوسف»، شبهه افکنان با دیدن این روایت، شبهه طرح می‌کنند که اصلاً یوسف را گرگ نخورده تا اینکه آن گرگ به بهشت رود و یا اینکه گرگ مجرم را که به بهشت نمی‌برند! جواب این شبهه را در ذیل چند نکته بیان می کنیم.

نکته اول: اولین نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که علامه مجلسی روایات فراوانی را در کتب روایی خود جمع آوری کرده است، ولی این به معنای آن نیست که آنها را تأیید کرده باشد، و یا قائل به حقانیت آن روایات باشد، بلکه اصل روایات باید از لحاظ سندی مورد بررسی و واکاوی قرار گیرند. در واقع علامه مجلسی بدون اعمال سلیقه شخصی مجموعه‌ای از روایات را که خطر از بین رفتن آنها وجود داشت را در این کتاب جمع کرده است، هدف ابتدایی او از جمع آوری این روایات این بود که مانع از بین رفتن منابع روایی شود، هر چند که او در کتاب بحار الانوار سعی داشته است که با بیان بعضی توضیحات، حکم قوی و یا ضعیف بودن روایات را نیز مشخص کند، ولی آنچه مشخص است در این امر موفق نبوده؛ چرا که تکلیف بسیاری از روایات مشخص نشده و علامه تنها آنها را در کتاب خود نقل کرده است.    

نکته دوم: شبهه افکنان تکه‌ای از یک روایت را برداشته‌اند و اصلاً توجهی به سایر روایات مرتبط با آن نکرده‌اند، و همین مطلب باعث فهم ناقص آنان در خصوص معنای دقیق روایات شده‌ است، برای نمونه مقصود از گرگی که به بهشت راه خواهد یافت را در سایر منابع روایی می‌توان مشاهده کرد، آنچه مسلم است در این روایات نیز هیچ گاه سخن از خورده شدن یوسف توسط گرگ نشده است.

مقصود از گرگ حضرت یوسف!
در تفسیر منهج الصادقین در در ذیل آیات 17 و 18 از سوره مبارکه یوسف: «قالُوا يا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنَّا صادِقينَ، وَ جاؤُ عَلى‏ قَميصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَميلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى‏ ما تَصِفُونَ؛[یوسف/17] گفتند: «اى پدر! ما رفتيم و مشغول مسابقه شديم، و يوسف را نزد اثاث خود گذارديم و گرگ او را خورد! تو هرگز سخن ما را باور نخواهى كرد، هر چند راستگو باشيم! و پيراهن او را با خونى دروغين(آغشته ساخته، نزد پدر) آوردند گفت: «هوسهاى نفسانى شما اين كار را برايتان آراسته! من صبر جميل(و شكيبايى خالى از ناسپاسى) خواهم داشت و در برابر آنچه مى‌گوييد، از خداوند يارى مى‌طلبم!»

این چنین بیان می‌شود: «مروی است که... پدر، ایشان را گفت: اگر چنانست که راست می‌گوئید، این گرگ که یوسف را خورده بگیرید نزد من آورید تا صدق قول شما را از او معلوم کنم. ایشان به صحرا رفتند و گرگی بگرفتند و دست و پای وی را ببستند و نزد پدر آورده بی‌فکندند و گفتند: این گرگی است که یوسف را خورده. یعقوب گفت: ای گرگ نزد من آی! آن گرگ بیامد و نزد یعقوب بایستاد. یعقوب گفت: ای گرگ! شرم نداری که میوه دل من و روشنی هر دو چشم مرا بخوری؟ گرگ به آواز آمد که: به حق پیری و موی سفید تو که من فرزند تو را نخورده ام! به درستی که خون و گوشت شما که پیغمبرانید بر ما حرام است و من مظلومم و بر من دروغ بسته اند و در این زمین غریبم...»[1]

مؤید این روایت را می‌توان در سایر کتب روایی مشاهده کرد، نقل شده است روزی امام علی(علیه السلام) در بعضی از طرقات کوفه با گرگی برخورد کردند و او در ضمن کلام خود با حضرت، عرض کرد: من گرگ شریفی هستم. چون حضرت دلیل این مطلب را از او پرسیدند گفت: «أَنِّي مِنْ وُلْدِ ذَلِكَ الذِّئْبِ الَّذِي اصْطَادَهُ أَوْلَادُ يَعْقُوبَ فَقَالُوا هَذَا أَكَلَ أَخَانَا بِالْأَمْسِ وَ إِنَّهُ مُتَّهَم‏؛[2] زیرا من از شیعیان شما هستم و پدرم به من خبر داد که من از نسل آن گرگی هستم که فرزندان یعقوب او را گرفتند و گفتند: او برادر ما را خورده و به او تهمت زدند.»

احتجاج از امام محمد باقر(علیه السلام) آورده است که از آن حضرت سؤال شد: « عَنْ شَيْ‏ءٍ مَكْذُوبٍ عَلَيْهِ لَيْسَ مِنَ الْجِنِّ وَ لَا مِنَ الْإِنْسِ فَقَالَ الذِّئْبُ الَّذِي كَذَبَ عَلَيْهِ إِخْوَةُ يُوسُف‏؛[3] چیزی که مورد اتهام واقع شد ولی انسان یا جن نبود، امام فرمود: گرگی که برادران یوسف بر آن دروغ بستند.»

سخن پایانی: اگر در بعضی روایات نقل می‌شود، که گرگ حضرت یوسف بهشتی است، لزوماً به این معنا این نیست که گرگی حضرت یوسف را خورده باشد. بلکه دارای معانی دیگری است که در این متن به آن اشاره شد.

پی نوشتها:
[1]. تفسير منهج الصادقين في إلزام المخالفين، كاشانى ملا فتح الله، ناشر: كتابفروشى محمد حسن علمى، سال چاپ: 1336 ش، ج‏5، ص23.
[2]. بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تاریخ چاپ: 1403 ق، ج‏41، ص240.
[3]. عيون أخبار الرضا عليه السلام، ابن بابويه، محمد بن على،، 2جلد، ناشر: جهان - تهران، تاریخ چاپ: 1378ق، ج‏1، ص244.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA
متن تصویر را در کادر وارد نمائید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 115