قوی ترین مردم!

10:58 - 1396/01/31
facenema
توکل
کوتاه نوشته این مطلب: 

امام کاظم (علیه السلام) می فرماید: «مَنْ أَرادَ أَنْ یكُونَ أَقْوَی النّاسِ فَلْیتَوَكَّلْ عَلَی اللّهِ. هر كه می خواهد كه قوی ترین مردم باشد بر خدا توكّل نماید.» (بحارالانوار، ج71، ص143) طبق این روایت، تکیه گاه مستحکم، قدرت انسان را افزایش می دهد، به مانند درخت انگور که برای رشد و افزایش خود نیاز به تکیه گاهی محکم دارد. و بنابر کلام معصوم (علیه السلام) بهترین و مطمئن ترین تکیه گاه خداوند است، چون دیگر موجودات همگی نیازمند و محتاج به تکیه گاه هستند و لذا خود نمی تواند برای دیگران تکیه گاه به حساب بیایند.
ولی توکل وسیله ای برای تنبلی و تلاش نکردن نیست چون هيچ پيامبر يا امامی چنين رفتاری نکرده، يا توصيه به چنين رفتاری نداشته است. برعکس، می بينيم که پيشوايان ما توصيه‌ های أکيدی نسبت به کار، فعاليت، تحصيل علم، عبادت، جهاد و... دارند. اگر بدون فعاليت و تنها با گفتن توکل بر خدا همه کارها حل می گشت پس اين همه دستور به کارهای سخت و سنگين برای چيست؟ پس قطعا چنين برداشتی از توکل صحيح نيست.
در روایات آمده است که «از درجات توکل این است که در همه امورت بر خدا توکل کنی.» (اصول کافی، ج2، ص65) اين همان مقام عالی توکل است. بدین معنا که بدانیم تنها خداست که بايد قدرت و اراده به انسان بدهد تا بتواند کاری انجام دهد. انسانی که به این مقام می‌رسد دیگر نسبت به آینده نه ترسی خواهد داشت و نه ناراحتی.

 

ایمان به خداوند از مسائل مهم و سرنوشت ساز در زندگی بشر است، چون انسان را از یأس و ناامیدی نجات می دهد و به او امید و قوت قلب می دهد، ایمان به خدا باعث ایستادگی در مقابل ناملایمات و سختیها می شود و در نهایت انسانیت انسان به آن وابسته است، اما یکی از ارکان و اصول ایمان، توکل است که از جمله فضائل اخلاقی نیز محسوب می شود.

معنای توکل
توکل در لغت به معنای «اظهار عجز در کاری و اعتماد کردن به دیگری» است و در اصطلاح، اطمینان به خدا و نامیدی از مردم و تسلیم خدا بودن و تنها به او اعتماد کردن است.[1]

توکل در روایات
امام کاظم (علیه السلام) می فرماید: «مَنْ أَرادَ أَنْ یكُونَ أَقْوَی النّاسِ فَلْیتَوَكَّلْ عَلَی اللّهِ [2] هر كه می خواهد كه قوی ترین مردم باشد بر خدا توكّل نماید.» طبق این روایت، تکیه گاه مستحکم، قدرت انسان را افزایش می دهد. به مانند درخت انگور که برای رشد و افزایش خود نیاز به تکیه گاهی محکم دارد. و بنابر کلام معصوم (علیه السلام) بهترین و مطمئن ترین تکیه گاه خداوند است، چون دیگر موجودات همگی نیازمند و محتاج به تکیه گاه هستند و لذا خود نمی تواند برای دیگران تکیه گاه به حساب بیایند.
اما یکی از برداشت های نادرست از توکل، این است که شخص گمان کند اعتماد نکردن به اسباب، به معنای ترک حرکت و کوشش برای امور زندگی دنیا یا آخرت است. یعنی وقتی کسی می گويد: من بر خدا توکل کردم ديگر هيچ وظيفه‌ ای ندارد و لازم نيست کاری انجام بدهد و توکل را بهانه‌ ای برای سوء استفاده‌ ها، تنبلی ها و راحت‌ طلبی های خويش قرار داده‌ اند.
آيا به راستی معنای توکل اين است که انسان هيچ فعاليتی انجام ندهد؟
آیت الله مصباح در پاسخ می فرماید: «قطعا می دانيم که اين‌ گونه نيست و هيچ پيامبر يا امامی چنين رفتاری نکرده، يا توصيه به چنين رفتاری نداشته است. برعکس، می بينيم که پيشوايان ما توصيه‌ های أکيدی نسبت به کار، فعاليت، تحصيل علم، عبادت، جهاد و... دارند. اگر بدون فعاليت و تنها با گفتن توکل بر خدا همه کارها حل می گشت پس اين همه دستور به کارهای سخت و سنگين برای چيست؟ پس قطعا چنين برداشتی از توکل صحيح نيست.» [3]

مراحل توکل
ملا احمد نراقی از علمای علم اخلاق، توکل را از نظر قوّت و ضعف دارای سه درجه دانسته است:
1: حال متوکل در اعتماد به خدا مانند حال وی در اعتماد به یک وکیل باشد (یعنی در هنگام گرفتاری به سراغ خداوند توکل کند). این درجه، ضعیف ترین درجه توکل است.
2: حال متوکل با خدا مانند حال کودک با مادرش باشد که جز او را نمی‌ شناسد و به غیر او پناه نمی‌ برد و جز او به کسی اعتماد نمی‌ کند. فرق این حالت با حالت اول آن است که در این جا متوکل فقط به کسی که بر او توکل کرده، توجه می‌کند و حتی در دلش هم به توکل خود هیچ التفات و توجهی ندارد. دوام چنین توکلی در فرد، اندک است و فقط خواص به آن دست می‌ یابند.
3: بالاترین درجه توکل آن است که حال متوکل در افعال و کردار خود در برابر خدا مانند حالت مرده‌ ای در دست‌ های مرده شوی باشد و همانگونه که مرده شوی جسم بی‌اختیار میت را حرکت می‌دهد، حرکت وی نیز تحت قدرت خداوند می‌باشد. تفاوت این درجه با درجه دوم آن است که در آن جا متوکل، دعا و تضرع را همچون طفل نسبت به مادرش ترک نمی‌ کند، اما در این حالت چه بسا شخص متوکل به سبب اعتماد به کرم و عنایت پروردگار، دعا و تضرع به درگاه او را نیز ترک نماید. این درجه از توکل بسیار نادر و مرتبه صدیقین است.[4]

آثار توکل
عزت در برابر غير خدا

اگر انسان حقیقتا متوکل باشد، اثرش آن خواهد بود که انسان در برابر ديگران احساس ذلت نکرده و هيچگاه برای ديگران تملق نمی کند و خود را در برابر آنها کوچک نمی سازد و برای تحقق نيازمندی هايش از راه‌ های حرام وارد نمی شود، زيرا می داند که خدای متعال می تواند از راه حلال نيازهای او را بر طرف نمايد و نمی خواهد که او از راه حرام استفاده کند و بدين ترتيب نيازی به رفتن سراغ راه های حرام در خود نمی بيند.

دوری از غرور و تکبر
توکل، رابطه با خدا را در وجود انسان تقويت می کند. بدين معنا که هر چه بيشتر خدا را در حيات خويش مؤثر بدانيم، خود را بيشتر عبد او می دانيم و ربوبيت او را بيشتر درک می کنيم. یعنی پی به فقر خود و غنای خدا می بریم. همانطور که قرآن می فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُم‏ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ [فاطر/9] اى مردم شما نيازمند به خدائيد و تنها خداوند است كه بى‏ نياز و شايسته هر گونه حمد و ستايش است.» هر چه معرفت انسان به اين رابطه بيشتر گردد ايمان او و رابطه‌ اش با خدا تقويت می شود.
و در مقابل هرچه انسان احساس استغنا و بی نيازی کند در حقيقت دچار انحراف و دوری از خدا شده است. در حقيقت تأکيد بر توکل بدين خاطر است که توکل، راهی بزرگ برای تقرب به پروردگار عالم است. چرا که توکل باعث می شود که انسان فقر خود را بهتر درک کند و واقعا بيابد که فقير است و آنگاه به خداوند اعتماد کند و به او توکل کند.

آرامش در زندگی
انسان همواره به دنبال برنامه ریزی برای آینده خود است و گاهی آنقدر غرق در توهمات خویش می شود که حتی آرامش فعلی خود را هم از دست می دهد. ولی زمانی که انسان وظیفه خود را انجام داد، نتیجه اش به خدا بسپارد و هرچه پیش آمد را خواست الهی بداند، به راحتی می تواند زندگی کند، چون ایمان دارد به کسی اعتماد کرده است که کارها را به بهترین شکل انجام می دهد. لذا در روایات آمده است: «إِلَهِي أَغْنِنِي بِتَدْبِيرِكَ لِي عَنْ تَدْبِيرِی [5] خدايا! با تدبير خود، مرا از تدبير و نقشه‌ کشی هايم بی نياز گردان.»

نتیجه:
هر اندازه معرفت ما نسبت به خدا و تقديرات او رشد کند توکل ما هم می‌تواند بيشتر شود. امام کاظم (علیه‌ السلام) می‌ فرما یند: «از درجات توکل این است که در همه امورت بر خدا توکل کنی و هر چه با تو كرد از او خشنود باشى و بدانى كه او نسبت به تو از هيچ خير و تفضّلى كوتاهى نمى كند و بدانى كه در اين باره حكم، حكم اوست، پس با واگذارى كارهايت به خدا بر او توكل كن و در آن كارها و ديگر كارها به او اعتماد داشته باش.» [6]

__________________
پی نوشت:
[1]. جوهری، الصحاح- تاج اللغه و صحاح العربیه، موضوع: لغتنامه، جوهری، اسماعیل بن حماد، تاریخ وفات مؤلف: 393 ه ق، زبان: عربی، ناشر: دار العلم للملایین، تاریخ نشر: 1410 ه ق،نوبت چاپ: اول، مکان چاپ: بیروت- لبنان، محقق/مصحح: احمد عبد الغفور عطار، ذیل واژه وکل.
[2]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار، ط مؤسسةالوفاء، ج 71، ص 143.
[3]. سایت آیت الله مصباح یزدی.
[4]. نراقی، احمدبن محمدمهدی، معراج السعاده، مشخصات نشر : تهران: علمیه اسلامیه، ص1363.
[5]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار، تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، موضوع: جوامع روايى‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: 111، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، مكان چاپ: بيروت‏، ج95، ص226.
[6]. الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب‏، تاريخ وفات مؤلف: 329 ق‏، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، موضوع: كتب اربعه‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: 8، ناشر: دار الكتب الإسلامية، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1407 ق، ج2 ، ص65.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA
متن تصویر را در کادر وارد نمائید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 278