«شیخَین» در روایتی از کافی

06:41 - 1396/01/31

- برخی به روایتی از کافی برای جواز لعن علنی استناد می‌کنند، اما از روایت مذکور نه تنها جواز لعن علنی استنباط نمی‌شود، بلکه لزوم حفظ وحدت و نام نبردن قابل برداشت است.

شیخین در روایتی از کافی

در روایتی از امام باقر(علیه‌السلام) نقل شده که «شیخَین» ملعون‌اند.[1] این روایت خبر واحدی است که در روضه‌ی کافی با واسطه حنّان بن سدیر و پدرش، نقل شده و خبر صحیح نیست؛ بلکه موثوقه است. در این روایت نامی از شخص خاصّی به میان نیامده است. از این روایت نه تنها جواز لعن علنی استنباط نمی‌شود، بلکه لزوم حفظ وحدت و نام نبردن از مقدّسات دیگران، قابل برداشت است. زیرا «شیخین» به دو پیرمرد یا دو نفر از اعیان یک قوم، گفته می‌شود و عبارتی است کنایی. اهل بیت(علیهم‌السلام) راضی به تضعیف مسلمانان و ایجاد اختلاف بین آن‌ها نبوده‌اند.
_______________________
پی‌نوشت
[1]. شیخ کلینی، الکافی، ج8، ص260.

با دشمنانی مواجهیم که نابودی اصل اسلام، همه‌ی همّ و غمّ‌شان است. نه طرف‌دار اسلام اهل سنّت‌اند و نه طرف‌دار اسلامی که اهل بیت(علیهم‌السلام) معرّفی می‌کنند. وحدت جهان اسلام، سدّ محکمی در برابر این دشمنان است. بنابراین، ایجاد تفرقه بین صفوف مسلمین و ایجاد درگیری‌های داخلی در دستور کار دشمنان قرار گرفته و هر روز با روشی جدید سنّی را به جان شیعه و شیعه را به جان سنّی، می‌اندازند. مزدورانی بین شیعه و مزدورانی بین اهل سنّت دارند که طرفِ مقابل را تکفیر می‌کنند و از طرفی زمینه‌ی تکفیر شدن توسّط گروه مقابل را فراهم می‌آورند. «بدگویی از خلفا» یکی از تکنیک‌هایی است که باعث پذیرش «کُفر شیعیان» توسّط قاطبه‌ی اهل سنّت می‌شود؛ زیرا خلفا جزء مقدّس‌ترین مقدّسات اهل سنّت به‌شمار می‌آید و روایات بسیاری در فضائل ایشان دارند.

شیعیان انگلیسی در این مسیر حرکت می‌کنند و برای توجیه عمل خود، ادّعا می‌کنند که دلایلی از روایات برای لعن علنی خلفا کشف کرده‌اند!

پیش از این، به برخی از این موارد جواب دادیم.[1] در اینجا یک مورد دیگر را بررسی می‌کنیم.

در بخش پایانی کتاب کافی که به روضه‌ی کافی مشهور است، روایتی از امام باقر(علیه‌السلام) نقل شده که حضرت فرمودند: «فرزندان یعقوب، پیامبر نبودند، امّا آنان نوه‌های اولاد پیامبران بودند. اولاد یعقوب عاقبت بخیر شدند و بعد از توبه و پی‌بردن به زشتی اعمال خود، از دنیا رفتند. امّا "دو پیرمرد" بدون توبه و بدون پی‌بردن به اعمال زشت‌شان از دنیا رفتند. بنابراین، لعنت خدا، فرشتگان و همه‌ی مردم بر آن‌ دو نفر باد.»[2]

در بررسی سند روایت دو نکته حائز اهمّیّت است:
نکته‌ی اوّل: در مورد اعتبار روضه‌ی کافی بین حدیث‌شناسان اختلاف نظر وجود دارد[3] امّا همگی این مطلب را قبول می‌کنند که اعتبار این بخش کتاب کافی، مانند اعتبار سایر بخش‌های آن نیست و از اعتبار پایین‌تری برخوردار است. محقّق خویی برای ردّ حجّیّت همه‌ی احادیث کتاب کافی و لزوم بررسی سندی روایات آن، می‌نویسد: «در کتاب کافی، مخصوصاً در روضه‌ی کافی، روایاتی است که یقیناً از معصومین(علیهم‌السلام) صادر نشده است.»[4] مقصود این‌که، روایات روضه‌ی کافی تفاوت اساسی با روایات سایر بخش‌های آن دارد.

نکته‌ی دوم: سلسله‌ی سند این روایت 
این حدیث، خبر واحد است و تنها از علی بن ابراهیم قمی از پدرش از حنّان بن سدیر صیرفی از سدیر بن حکم نقل شده است. «حنّان» شخصی واقفی بوده[5] امّا شیخ طوسی وی را توثیق کرده است.[6] علامه حلّی در مورد روایات این شخص توقّف و احتیاط می‌کند.[7] در مورد پدر وی یعنی «سدیر» توثیق لفظی وجود ندارد، هر چند از برخی روایاتی که کشی نقل کرده می‌توان وثاقت ایشان را به دست آورد.[8]
بنابراین، روایت مذکور موثوقه است و از درجه‌ی وثاقت پایین‌تری نسبت به روایت صحیحه برخوردار است.

در بررسی معنای روایت نیز باید به نکاتی توجّه کرد:
«شیخین» در لغت عرب، تثنیه‌ی «الشیخ» به معنای پیرمرد[9] یا مردی است که پیریِ او آشکار شده باشد[10] یا شخصی که بزرگ قومی است.[11]
بنابراین، امام باقر(علیه‌السلام) بدون نام بردن از شخص خاصّی، دو نفر را که در نزد پیروان خودشان سرشناس بوده‌اند، لعن کرده‌اند و از عاقبت شوم ایشان خبر داده‌اند؛ زیرا «شیخین» تصریح به نام شخصی نیست، بلکه عبارتی است کنایی که مخاطب ممکن است از آن برداشت‌هایی بکند. علّت این عدم تصریح، بیان حقیقت با حفظ حدود آن و آموزش این روش به پیروان خود است.

همین روایت و امثال آن است که سیره‌ی حضرات معصومین(علیهم‌السلام) در مورد روش صحیح لعن دشمنان را روشن می‌سازد. عباراتی چون «الجبت و الطاغوت» ، «صنمَی قریشٍ» ، «فلانٌ و فلانٌ» ، «الاوّل و الثانی» و امثال این‌ها درس روشنی است برای شیعیان در حفظ وحدت. اوّلین داعیه‌دار وحدت بین مسلمین، خودِ اهل بیت(علیهم‌السلام) بوده‌اند و به پیروان خود نیز همین روش را تعلیم فرموده‌اند.

امام رضا(علیه‌السلام) به ابن ابی محمود خراسانی فرمودند: «دشمنان ما سه نوع روایت در مورد ما جعل کرده‌اند: روایات غلوّ، روایاتی که کمتر از حقّ ما را بیان می‌کنند، روایاتی که صراحتاً بدی‌های دشمنان ما را(با نام‌شان) ذکر می‌کنند. وقتی مردم روایات نوع اوّل را می‌شنوند، شیعیان ما را تکفیر می‌کنند. وقتی روایات نوع دوم را می‌شنوند، به آن معتقد می‌شوند(و ما را به درستی نمی‌شناسند). هنگامی که روایات نوع سوم را می‌شنوند، ما را با ذکر نام‌مان دشنام می‌دهند!»[12]

متأسّفانه اقدامات تشیّع انگلیسی، موجب هتک حرمت اهل بیت(علیهم‌السلام) در سریال‌های تلویزیونی اخیر که توسّط وهّابیون ساخته شده، می‌باشد.

به هر روی، از روایت مذکور نه تنها جواز لعن علنی استنباط نمی‌شود، بلکه لزوم حفظ وحدت و نام نبردن از مقدّسات اهل سنّت، قابل برداشت است؛ زیرا «شیخین» به دو نفر از اعیان یک قوم، گفته می‌شود و عبارتی است کنایی.
------------------------------------
[1]. برای مطالعه مطلب اینجا کلیک کنید.
[2]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی،  غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، تهران، 1407ق، ج8، ص260.
[3]. كلباسى، محمد بن محمدابراهيم‏،  الرسائل الرجالية، درايتى، محمدحسين‏، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر، چاپ اول، قم، 1422ق، ج4، ص135.
[4]. خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحديث،  ج1، ص36.
[5]. شیخ طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسي، قيومى اصفهانى، جواد، مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجامعة المدرسين بقم المقدسه‏، چاپ سوم، قم، 1373ش، ص334.
[6]. شیخ طوسی، محمد بن حسن، فهرست الطوسي، طباطبائى، عبدالعزيز، مكتبة المحقق الطباطبائي‏، چاپ اول، قم، 1420ق، ص164.
[7]. علامه حلى، حسن بن يوسف بن مطهر، رجال العلامة الحلي، بحرالعلوم، محمدصادق‏، دار الذخائر، چاپ دوم،  نجف اشرف‏، 1411ق، ص218.
[8]. مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى‏،  روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه( ط- القديمة)، موسوى كرمانى، حسين و اشتهاردى على پناه‏، مؤسسه فرهنگى اسلامى كوشانبور، چاپ دوم، قم، 1406ق، ج14، ص133.
[9]. ابن دريد، محمد بن حسن‏، جمهرة اللغة، دار العلم للملايين‏، چاپ اول، بیروت، ج1، ص603.
[10]. فراهيدى، خليل بن احمد، كتاب العين، نشر هجرت‏، چاپ دوم، قم، 1409ق، ج‏4، ص284.
[11]. ازهرى، محمد بن احمد، تهذيب اللغة، دار احياء التراث العربي‏، چاپ اول، بیروت، ج7، ص196.
[12]. شیخ صدوق، محمد بن بابویه، عیون اخبار الرضا علیه‌السلام، لاجوردی، مهدی، نشر جهان، چاپ اول، تهران، 1378ق، ج1، ص304.

امتیاز: 
No votes yet

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 253