عدالت اسلامی، درباره حضانت فرزندان

01:07 - 1396/02/01
facenema
 حضانت فرزندان

احکام اسلامی در بحث حضانت فرزندان، بر اساس مصالح اجتماعی و طبیعی فرزندان تنظیم شده و با نگاه کلان تمام مصادیق حضانت، مورد توجه قرار گرفته است. در اسلام بحث حضانت فرزندان از وظائف مشترک مادر و پدر است؛ اگر فرزند پسر بود، مادر تا دو سال و اگر دختر بود، تا هفت سال در مسئولیت نگهداری فرزند بر پدر اولویت دارد. اگر مادر نخواهد بچه را نگهداری کند، باز بر عهده پدر است تا او را نگهداری کند و مسئولیت نگهداری فرزند را بپذیرد. [معارف و معاریف،ج4، ص574]

در زمان طفولیت که فرزند نیاز بیشتری به مادر دارد، اولویت نگهداری فرزند به مادر داده شده، البته در همین مدت، تأمین هزینه زندگی کودک نیز بر عهده پدر است، اما در سنین بالاتر، مسئولیت نگهداری فرزند به خود پدر داده می‌شود و این قاعده به خاطر آن است که در وضع احکام کلی و فراگیر معمولاً قاعده طبیعی و متعارف مورد توجه است، البته در بحث حضانت کودک آمده: اگر هرکدام از پدر و مادر نخواهند این مسئولیت را بپذیرند، از این جهت که به زندگی فرزند آسیب می‌رسد، حاکم شرع و قاضی این مسئولیت را بر عهده دیگری می‌گذارد. [ قانون مدنی، ماده 1169] بحث حضانت از فرزندان امری است كه به راحتی مورد مصالحه والدین واقع می‌شود و بر اساس مصالح اجتماعی تنظيم شده، لذا حق اولویت حضانت در دوره طفولیت با مادر است و بعد از طفولیت با پدر.

آئین عدالت محور اسلام، با تمام احکام و قوانین آن، از طرف باری تعالی بر مبنای مصالح حکیمانه تشریع شده و بحث مسئولیت‌ها و تکالیف، از مباحثی مدبرانه‌ای است که شریعت اسلامی با دقت نظر خاص به آن پرداخته است، خصوصاً در مباحث مربوط به والدین و فرزندان که حقوق و تکالیف کاملی در جهت رشد و تعالی مادی، روحی و عاطفی فرزندان را الزام کرده است، که از این طریق هم رابطه عاطفی و هم مباحثی حقوقی بین والدین و فرزندان را حتی بعد از متارکه والدین نیز با استحکام منحصر به فردی پیگیری کرده است.

با این همه مشاهده می‌شود که برخی افراد نا آگاه یا معاندان وابسته به استکبار سعی می‌کنند، با مطرح کردن بحث‌های واهی و بی‌اساس، شائبه‌ای از تبعیض علیه بانوان را در بحث حضانت فرزندان مطرح کنند ازجمله اینکه می‌گویند: «حق حضانت مرد، تبعیض علیه زنان است.»

این در حالی است که قوانین و احکام اسلامی در بحث حضانت فرزندان، بر اساس مصالح اجتماعی و طبیعی فرزندان تنظیم شده و با نگاه کلان تمام مصادیق حضانت، مورد توجه قرار گرفته است، چه اینکه در اسلام بحث حضانت فرزندان از وظائف مشترک مادر و پدر است؛ یعنی اسلام مسئولیت شرعی سرپرستی و نگهداری فرزند را بر عهده پدر و مادر نهاده و بیان کرده: اگر فرزند پسر بود، مادر تا دو سال و اگر دختر بود، تا هفت سال در مسئولیت نگهداری فرزند بر پدر اولویت دارد. اگر مادر نخواهد بچه را نگهداری کند، باز بر عهده پدر است تا او را نگهداری کند و مسئولیت نگهداری فرزند را بپذیرد. [1]

این اولویت‌بندی در بحث حضانت به خاطر مصالح و نیاز کودک تعیین شده است؛ چرا که در زمان طفولیت که فرزند نیاز بیشتری به مادر دارد، اولویت نگهداری فرزند به او داده شده، البته در همین مدت، تأمین هزینه زندگی کودک نیز بر عهده پدر است، اما در سنین بالاتر، مسئولیت نگهداری فرزند به خود پدر داده می‌شود و این قاعده به خاطر آن است که در وضع احکام کلی و فراگیر معمولاً قاعده طبیعی و متعارف مورد توجه است، چنانکه در وضع همه قوانین کشوری یا بین المللی وضعیت غالبی و حداکثر مصادیق مورد ملاحظه قرار دارد، نه برخی موارد خاص.
مانند آن‌که: مادری تمکن یا علاقه به نگهداری کامل از فرزندان خود را داشته باشد و نخواهد دیگر ازدواج کند. البته در فرض چنین تمایلی از طرف مادر، نیز امکان و ظرفیت طرح این مسئله با پدر و درخواست نوعی همراهی و مصالحه مطرح می‌شود، چنانکه مادر می‌تواند درخواست خود را از طریق حاکم شرع مطرح و فرزند را خودش نگهداری کند.

در برخی از موارد، والدین به‌خصوص مادران به دلایل مختلف خواهان پذیرش مسئولیت فرزندان خود نبوده یا نمی‌توانند مسئولیت هزینه و نگهداری از فرزندان را بر عهده بگیرند، اینجا لازم است طبق احکام اسلامی مباحث حضانت به انجام رسد تا شرایط عادلانه در حفظ حرمت فرزندان و والدین مخدوش نشود، لذا در بحث حضانت کودک آمده: اگر هرکدام از پدر و مادر نخواهند این مسئولیت را بپذیرند، از این جهت که به زندگی فرزند آسیب می‌رسد، حاکم شرع و قاضی این مسئولیت را بر عهده دیگری می‌گذارد. [2]

اما دلیل حق اولویت مرد در حضانت فرزندان (بعد از دوره طفولیت) این است که اسلام مرد را از هنگام تشکیل و حتی انحلال زندگی زناشویی، تنها مسئول نیازهای مالی و اجتماعی فرزندان می‌شناسد و در این زمینه هیچ مسئولیت مالی را در اداره امور مادی و معنوی کودکان متوجه مادران نمی‌کند، زیرا شریعت اسلامی در چنین وضعیتی نیاز زن به ازدواج دوّم را در نظر گرفته و طی روندی با مباحث حضانت موانع را در زمینه ازدواج مجدد مادر مرتفع می‌کند.

از طرفی اگر زنی در سنّ جوانی طلاق بگیرد، غالباً با مرد دیگری ازدواج خواهد کرد، در این حالت غالباً شوهر دوم حاضر نیست وجود کودکان او را در خانه بپذیرد، لذا مسئولیت اجتماعی پدر در اینجا، به معنای محرومیت مادر از فرزندان خود پس از طلاق نیست و مرد حق ندارد که مانع از دیدن فرزندان به وسیله مادر شود؛ طبق قوانین اسلام، زن حق دارد که در چارچوب برنامه‌ای که مورد توافق هر دو طرف باشد، با فرزندان خود ملاقات کند.

در نتیجه: بحث حضانت از فرزندان امری است كه به راحتی مورد مصالحه واقع می‌شود و بر اساس مصالح اجتماعی تنظيم شده، لذا حق اولویت حضانت در دوره طفولیت با مادر است و بعد از طفولیت با پدر.

_________________________________________________
پى‏‌نوشت‏
[1]. معارف و معاریف، مصطفى حسینى دشتى، نشر دانش ، قم، 1376 ش ، ج 4، ص 574، ماده حضانت.
[2]. قانون مدنی جمهوری اسلامي ايران، ماده 1169.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA
متن تصویر را در کادر وارد نمائید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 184