وابستگی افراطی شوهرم به مادرش

03:19 - 1395/12/22
facenema
وابستگی به مادر

تشکیل نهاد مقدسی به نام خانواده و در کنار هم بودن همسران، در عین آرامش و راحتی از جمله ثمرات مهم ازدواج است. زن و مرد در کنار یکدیگر موجبات آرامش و آسایش همدیگر را فراهم می کنند و مرد، تکیه‌گاهی بزرگ، برای خانم و زن دلگرمی و مهربانی و عطوفت و کانونی از مهر و عاطفه را برای مرد، مهیا می‌کند و این دو هستند که در کنارهم و دوشادوش یکدیگر خانه‌ای پر از گرمی و لطافت و زیبایی را برای هم به ارمغان می‌آورند.
چیزی که یک مرد را «مرد» می‌کند، تدبیر و استقلال و قدرت مردانگی او است. این که بتواند درست فکر کند و درست تصمیم بگیرد و حمایتگر خوبی برای همسرش باشد.
اما مشکلی که در بعضی از مردها یافت می‌شود، عدم استقلال و وابستگی به خانواده، بلاخص مادر خودشان است. بعضی از مردها، مستقل نیستند.
باید اذعان داشت، برای تعدادی از مردها، تنها زن زندگی و تنها موضوع مهم زندگی، «مادرشان» است. اینگونه مردها، هر قدر هم که بزرگ شده باشند، باز پسر خوب مامان هستند که به دستورات و حرف‌های مادر، نه نمی‌گویند و بدون اجازه مادرشان آب نمی‌خورند.

انواع وابستگی ها
وابستگی به خانواده خود در همسران بلاخص در مردان، دو حالت می‌تواند داشته باشد.
الف: در این حالت، فردی که به خانواده‌اش وابسته است، تنها در مواردی خاص، برای حل مشکل‌ها و اختلاف‌ها به سراغ خانواده می‌رود و به تصمیم و گفته آنها عمل می‌کند.

ب: در حالت دوم خانواده، برای فرد حکم سایه را دارد؛ خانواده‌اش در زندگی جدید او حضور و نقش پررنگی دارند. در تمامی تصمیماتی که قرار است بگیرد خانواده‌اش نیز حضور دارند. این فرد بعد از جدا شدن از خانواده خود و تشکیل یک زندگی جدید نتوانسته‌ است از لحاظ روانی و عاطفی از پدر و مادر خود جدا شود. در این وابستگی‌های بیش از حد، خانواده هم به خود اجازه می‌دهند، در کوچک‌ترین مسائل مربوط دختر و یا پسرشان دخالت کنند. اغلب حالت دوم است که مشکل‌ساز می‌شود.

پرسش و پاسخ در انجمن را، در این زمینه مرور می‌کنیم:

سوال/ سلام از ازدواج بنده 6 ماه می گذرد، همسرم وضع مالی مناسب و الحمدلله، اخلاق خوبی دارد، اما تنها مشکلی که دارد و واقعا در زندگیمان مشکل بزرگی هست، اینکه همسرم به مادرش فوق العاده وابسته است، درمورد کوچکترین چیزها با مادرش مشورت می‌کند، مثلا نوع لباس پوشیدن، اینکه برای من پالتو چه قیمتی بخرد، چقدر پول بدهد که باهم به بازار برویم و... مادر همسرم طبقه بالا زندگی می کنند.
همسرم صبح زود به خانه مادرشان رفته و تا آخر شب آنجا می ماند.
کوچکترین درد و دل و صحبتی که باهم داریم، را با مادرش در میان می‌گذارد. قدرت تصمیم گیری ایشان، بسیار پایین است. همسرم حتی برای یک، بیرون رفتن ساده هم از مادرش اجازه می‌گیرد.
همچنین حاضر به حضور نزد مشاور نیست. فعلا امکان تعویض خانه هم نیست.

خواهش می‌کنم، کمکم کنید.

پاسخ:
با سلام
خواهر گرامی از اینکه می توانیم به شما کمک کنیم خوشحالیم

در قدم اول سعی نکنید با دعوا و ناراحتی و خشونت او را وادار کنید که بین شما و مادرش یکی را انتخاب کند؛ زیرا بهتر است بدانید که در این بازی از قبل باخته‌اید. این روش فقط تنش و اختلاف را در خانه‌تان ایجاد می‌کند و نتیجه‌ای هم نمی‌دهد.
اگر بخواهید با محبت و روش‌های زنانه هم همسرتان را به سمت خود بکشید و به اصطلاح از مادرش دور کنید، بازهم موفق نمی‌شوید و در ضمن ابراز علاقه‌هایتان مصنوعی بوده و نمی‌تواند تأثیر مثبت‌ خود را در زندگی بگذارد.

شما باید ابتدا، علت را بررسی کنید. همسر شما اگر به بلوغ عاطفی رسیده باشد، می‌تواند در عین حال که یک پسر خوب و مهربان است و به مادرش توجه می‌کند، برای شما هم چیزی کم نگذارد و احساس منفی در شما ایجاد نکند. (البته اگر زیاده‌خواه نباشید و بپذیرید که توجه او به مادرش منافاتی با علاقه‌اش به شما ندارد.) یعنی بتوانید در او این نتیجه را بدست آورید که در او وابستگی موجود است یا دلبستگی.

وابستگی و دلبستگی
«دلبستگی عبارت است از داشتن پیوندی عاطفی با فردی دیگر که آن فرد می‌تواند از اعضای خانواده، دوستان و یا هر شخص دیگری که با او رابطه‌ای احساسی و عاطفی داریم باشد. دلبستگی یکی از مهمترین عوامل پایداری روابط بین‌فردیست.
اما وابستگی، آن است که خود را مانند جسمی شناور به دیگری بچسبانیم و در واقع تحمیل کنیم. در تمام موارد روی او تکیه و حساب کنیم تا شاید روزی دستمان را بگیرد و این یعنی خودداری از برآوردن و پاسخ به نیازهای‌مان به خاطر دلبستگی شدید.» [1]
 پس شما باید به همسرتان کمک کنید تا به بلوغ عاطفی رسیده و بتواند بین علایق‌اش در زندگی توازن ایجاد کند. این کار در یک ماه و دو ماه انجام نخواهد شد. اگر وابستگی بیش از حد است یعنی در ایشان این خصوصیات را می بینید
الف: تکیه صد در صد به طرف مقابل
ب: گرفتن حق انتخاب و «نه» از او» و با این خصوصیات، روال زندگی فردی شوهرتان و همچنین خانوادگی شما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، می‌توانید از یک مشاور به صورت حضوری کمک بگیرید.
البته صورت‌مسئله رفتن به نزد مشاور، وابستگی او به مادرش نباشد؛ چون در این صورت ممکن است اصلاً همراه شما نیاید. بهتر است بهانه‌ای چون اختلافات روزمره و نارضایتی‌های پنهان را پیدا کنید و بگویید برای بهترشدن رابطه‌تان دوست دارید مشاوری به شما کمک کند. در این مدت هم اصلاً شمشیرتان را از رو نبندید و نگذارید همسرتان متوجه حساسیت شما بر روی مادرش بشود.

برای آن‌که آرامش داشته باشید و حس نکنید وسط یک میدان مبارزه قرار گرفته‌اید، بهتر است مادر همسرتان را دوست بدارید و ارتباط خوبی با او برقرار کنید. بعد از ازدواج مادرشوهرتان، چون مادر خودتان است؛ نه از جهت عمق دوست داشتن که شاید یک شعار اشتباه باشد، بلکه از جهت نوع‌دوست داشتن و جنس رابطه.

موفق و موید باشید.

نتیجه:
وقتی در یک زندگی خانم به وابسته بودن همسرش به مادر خود پی می‎برد در ابتدای امر از هرگونه دعوا و ناراحتی باید اجتناب کرده و از مهربانی و عطوفت بیش از حد هم جلوگیری کند، بلکه خانم در ابتدای امر باید علت را بررسی کند که آیا همسرش به بلوغ عاطفی رسیده است و می تواند میان همسر و مادرش در مهربانی تعادل برقرار کند و در صورت عدم این بلوغ بهتر کمک کار خود همسر(خانم) است که قدم به قدم این بلوغ را ایجاد کند.

منبع سوال در انجمن:

http://welayatnet.com/node/105436
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
[1]. کاشفي، محمدرضا، آيين مهرورزي،قم: دفتر تبليغات اسلامي، 1376. ص65.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA
متن تصویر را در کادر وارد نمائید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 213