اکراه عائشه از به زبان آوردن نام حضرت علی(ع)

02:36 - 1395/12/24
facenema

-بر مبنای احادیث صحیح اهل سنت و نیز اعترافات محققان اهل سنت، عائشه از شدت بغض نسبت به امیرالمومنین(علیه‌السلام) حتی خوشش نمی‌آمد که نام حضرت را بر زبان جاری سازد.

اکره عائشه از به زبان جاری ساختن نام امیرالمومنین(علیه‌السلام)

نقش عائشه همسر پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در اتفاقات صدر اسلام بسیار پررنگ‌ است. از وی بیش از دو هزار حدیث در منابع اهل سنت نقل شده است. نقش او در وقایع پس از وفات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بسیار پررنگ‌تر از زمان حیات آن حضرت است. اما آن چیزهایی که باعث شده او در نزد شیعه از آن جایگاهی که دیگر همسران رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دارا هستند برخوردار نباشد مخالفت‌ها و برخوردهای وی در برابر اهل بیت(علیهم‌السلام) است همچون عملکرد وی در جنگ جمل و ممانعت از دفن پیکر امام حسن(علیه‌السلام) در جوار قبر مطهر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و بغض او نسبت به اهل بیت، خصوصا نسبت به امیرالمومنین(علیه‌السلام) و همراهی وی با غاصبان خلافت. 

اما از آن‌رو که شأن و منزلت عائشه در نزد اهل سنت بسیار والاست همواره اهل سنت در تطهیر و تقدیس عائشه سعی فراوان می‌کنند تا او را از این نقدها و طعن‌ها، تبرئه سازند و به‌گونه‌ای حقیقت را وارونه جلوه دهند که گویی هیچ اختلاف و مشکلی بین او و امیرالمومنین(علیه‌السلام) و دیگر اصحاب کساء نبوده و تمام آن‌چه که شیعه به عنوان طعن مطرح می‌کند دروغ و تهمتی بزرگ و نابخشودنی به ساحت این بانوست. ما در دو مقاله قبلی[1] برخی از موارد اختلافات و نشانه‌های دشمنی او با امیرالمومنین(علیه‌السلام) را بیان نمودیم و اکنون به مصداقی دیگر از این بغض و عداوت وی با امیرالمومنین(علیه‌السلام) اشاره می‌کنیم.

عائشه از به زبان آوردن نام حضرت علی(علیه‌السلام) خوشش نمی‌آمد
بر طبق روایت صحیح بخارى _ [صحيح‌ترين كتاب اهل سنت بعد از قرآن] _ عائشه اکراه داشت نام اميرمؤمنان(عليه‌السلام) را بر زبان جارى كند. بخاری اين روايت را با سند مختلف در پنج جا از كتاب صحيح بخارى نقل کرده است: «عائشه گفت: هنگامى كه بيمارى رسول خدا(صلى‌الله‌عليه‌وآله) شديد شد، از همسرانش اجازه گرفت كه دوران نقاهت را در خانه من بگذراند، و آنها اجازه دادند. پس آن حضرت در حالى خارج شد كه دو مرد زير بغل‌هاى او را گرفته بودند و پاهاى حضرت از شدت بيمارى بر زمين كشيده مى‌شد. عباس و يك مرد ديگر زير بغل او را گرفته بودند. عبيدالله مى‌گويد: كه اين قصه و سخن عائشه را با عبدالله بن عباس در ميان گذاشتم؛ پس گفت: آيا مى‌دانى آن مردى كه عائشه اسم او را نياورده چه كسى بود؟ گفتم: خير. گفت: او على بن أبى طالب بود.»[2]

احمد بن حنبل [امام مذهب حنابله] همين روايت را به صورت كامل‌تر نقل كرده و دليل اين را كه چرا عائشه نام اميرمؤمنان(عليه‌السلام) را نبرده، نيز توضيح داده است: «عبید الله بن عبد الله از عایشه چنین روایت کرد: «هنگامیکه رسول خدا(صلى‌الله‌عليه‌وآله) در خانه میمونه بنت حارث [که آخرین همسر حضرت بود] بیمار شدند، حضرت از دیگر همسرانش اجازه گرفتند که در خانه من مداوا شوند، پس پیامبر(صلى‌الله‌عليه‌وآله) در حالی‌که بر دوش فضل بن عباس و مردی دیگر تکیه کرده و پاهایشان بر زمین کشیده می‌شد از خانه وی خارج شدند. عبیدالله می‌گوید در این مورد با ابن عباس سخن گفتم و او از من پرسید: «آیا می‌دانی آن "مرد دیگر" که بود که عائشه اسمش را نگفت؟ او علی بن ابی طالب بود، ولی عایشه از او خوشش نمی‌آید [که نام او را نمی‌برد]!.»[3]
عبدالرزاق صنعانی(م211ق) نیز در المنصف، در حدیثی که نقل می‌کند همین علت را برای بر زبان نیاوردن نام امیرالمومنین(علیه‌السلام) توسط عائشه، ذکر می‌کند.[4]

نظر محققین در مورد علت ابای عائشه از به زبان آوردن نام امیرالمومنین(علیه‌السلام)
ابن حجر عسقلانى در «فتح البارى» و بدر الدين عینی در «عمدة القارى» و قسطلانی در «ارشاد الساری» در شرح اين روايت مى‌گويند: «اسماعيلى از عبد الرزاق از معمر نقل كرده است كه: «[نامش را نبرد] چون عايشه از على، دلِ خوشى نداشت». و ابن اسحاق در مغازى از زهرى نقل كرده است كه: «[نامش را نبرد] چون عائشه نمى‌توانست از على (عليه السلام) به نيكى ياد كند».[5]
قسطلانی در جای دیگر، علت ذکر نکردن نام امیرالمومنین(علیه‌السلام) را این چنین می‌نویسد: «و نامش را نبرد چون اموری که برای بشر حاصل می‌شود و سبب إعراض از نام بردن کسی می‌شود برای عائشه نسبت به امیرالمومنین(علیه‌السلام) حاصل شد.»[6]

شعیب ارنؤوط وهابی، محقق کتاب مسند احمد در توضیح عبارت «و لا تطیب له نفسا» می‌نویسد: «عائشه دلِ خوشی از او نداشت یعنی از علی خوشش نمی‌آمد به‌خاطر این‌که علی، فضل و خیرش مشهور شده. و دلیل این نا خوشی و کراهت نیز به خاطر چیزی بود که بین علی و عائشه رخ داده است».[7]
محقق دکتر عبد المعطی قلعجی نیز در مورد ابای عائشه از بر زبان جاری ساختن نام امیرالمومنین(علیه‌السلام) می‌نویسد: «عائشه نام علی را نبرده است چون [به دلیل دل ناخوشی] نمی‌تواند از علی به نیکی یاد کند در حالی‌که استطاعت نام بردن را دارد. و این اختلاف بین عائشه و علی بن ابی طالب به مسائل گذشته بر می‌گردد.»[8]
محقق سعید الأفغانی از علمای معاصر اهل سنت در کتاب «عائشة و السیاسة» بر این مطلب تصریح می‌کند که عائشه از علی(علیه‌السلام) بدش می‌آمده: «پس اگر عائشه برای عثمان خیر و محبت و احترام قائل بود و در کل از او راضی بود، برای علی بن ابی طالب خلاف آن بود و عائشه از خوشش نمی‌آمد».[9]

تحریف روایات توسط بخاری و مسلم
متن روایت «المنصف عبدالرزاق» همان متن روایت صحیح مسلم است که متاسفانه مسلم، با این‌که این حدیث را از عبدالرزاق نقل می‌کند علت این نام نبردن را [یعنی عبارت «و لا تطیب له نفسا» را] از آخر حدیث حذف کرده است.[10]
همین‌طور یکی از راویات بخاری نیز به لحاظ متن و سند، همانند روایتی است که ابن سعد در الطبقات الکبری آورده است و با کمال تاسف، بخاری نیز عبارت «إن عائشة لا تطیب له نفسا بخیر» را که ابن سعد در روایتش آورده حذف کرده است.[11]
پس با توجه به این‌که عبدالرزاق صنعانی(م211ق) و ابن سعد(م230ق) و احمد بن حنبل(م241ق) به لحاظ تاریخی بر اسماعیل بخاری(م256ق) و مسلم نیشابوری(م261ق) مقدم هستند مشخص می‌شود که بخاری و مسلم، عبارت «و لا تطیب له نفسا» را از این احادیث حذف و تحریف کردند چون آن‌ها که متقدم بودند این عبارت را آوردند و این دو نفر که از آنها متاخر بودند این عبارت را نیاوردند.

صحت احادیث
در مورد صحت روایات بخاری و مسلم که در صحاح خود آوردند بحثی نیست.
حدیثی که عبدالرزاق نقل کرده‌ نیز حدیث صحیح است چون اسنادش متصل است نه مرسل؛[12] و رجال سند نیز همگی از ثقات نزد اهل سنت هستند و رجال حدیث نیز همان رجال حدیثی بخاری و مسلم هستند.
حاکم نیشابوری نیز در المستدرک علی الصحیحین این حدیث را از طریق دیگری می‌آورد و آن را صحیح می‌شمارد.[13]

سه حدیثی که احمد بن حنبل نیز در این باره نقل کرده است از احادیث صحیح به حساب می‌آیند. و شعیب ارنؤوط سلفی وهابی، در تعلیقات خود در ذیل آن احادیث، آن‌ها را صحیح دانسته است.[14]
ألبانی وهابی نیز می‌گوید: «این روایت را احمد بن حنبل به صورت مختصر روایت کرده و در آخرش اضافه کرده که عائشه از علی خوشش نمی‌آمد. و سند این روایت صحیح است».[15]
ابراهیم العلی که از علمای معاصر اهل سنت است، این روایت را در کتاب "صحیح السیرة النبویة" که در ابتدای آن شرط کرده فقط مطالب و اقوال صحیح را می‌آورد ذکر کرده است.[16]

بر مبنای روایات صحیح اهل سنت و نیز اعتراف محققان آنها، عائشه نسبت به علی(علیه‌السلام) بغضی داشت که حتی خوشش نمی‌آمد نام او را بر زبان جاری سازد. حال، چگونه وهابیت، ادعا می‌کند که عائشه با امیرالمومنین(علیه‌السلام) اختلاف و دشمنی نداشته است؟!! حال، باید از برخی اهل سنت که به‌راحتی اختلاف و بغض عائشه با امیرالمومنین(علیه‌السلام) را انکار می‌کنند پرسید که با این احادیث صحیح چه می‌کنید؟! آیا این احادیث صحیح، دلیلی بر وجود این اختلاف و عداوت نیست؟!

____________________________
پی‌نوشت: 
[1]. ر.ک: «شادی و سجده‌ی شکر عائشه از خبر شهادت امیرالمومنین». و «بررسی سند حدیث «سجده شکر عائشه از شنیدن خبر شهادت امیرالمومنین». «رضایت عائشه به دشنام دادن به امیرالمومنین(علیه‌السلام)». 
[2]. «حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى قَالَ أَخْبَرَنَا هِشَامُ بْنُ يُوسُفَ عَنْ مَعْمَرٍ عَنِ الزُّهْرِىِّ قَالَ أَخْبَرَنِى عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَتْ عَائِشَةُ لَمَّا ثَقُلَ النَّبِىُّ - صلى الله عليه وسلم - وَاشْتَدَّ وَجَعُهُ اسْتَأْذَنَ أَزْوَاجَهُ أَنْ يُمَرَّضَ فِى بَيْتِى فَأَذِنَّ لَهُ، فَخَرَجَ بَيْنَ رَجُلَيْنِ تَخُطُّ رِجْلاَهُ الأَرْضَ، وَكَانَ بَيْنَ الْعَبَّاسِ وَرَجُلٍ آخَرَ. قَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لاِبْنِ عَبَّاسٍ مَا قَالَتْ عَائِشَةُ فَقَالَ لِى وَهَلْ تَدْرِى مَنِ الرَّجُلُ الَّذِى لَمْ تُسَمِّ عَائِشَةُ قُلْتُ لاَ. قَالَ هُوَ عَلِىُّ بْنُ أَبِى طَالِبٍ». صحيح البخاری [الجامع المسند الصحيح المختصر من أمور رسول الله(صلى‌الله‌عليه‌وسلم) وسننه وأيامه]، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاری الجعفی(م256ق)، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، 1422ق، ج1، بَابُ وُضُوءِ الرَّجُلِ مَعَ امْرَأَتِهِ، وَفَضْلِ وَضُوءِ المَرْأَةِ، ص50، ح198، متن کتاب؛/ و همان، ج1، ص134، ح655، متن کتاب؛/ و همان، ج3، كتاب الهبة، باب هِبَةِ الرَّجُلِ لاِمْرَأَتِهِ وَالْمَرْأَةِ لِزَوْجِهَا، ص158، ح2588، متن کتاب؛/ و همان، ج6، كتاب المغازى، باب مَرَضِ النَّبِىِّ(صلى‌الله‌عليه‌وسلم) وَوَفَاتِهِ؛ ص11، ح 4442، متن کتاب؛/ و همان، ج7، باب اللدود، ص127، ح 5714، متن کتاب؛/ و 
«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ، وَعَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ، - وَاللَّفْظُ لِابْنِ رَافِعٍ -، قَالَا: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، قَالَ: قَالَ الزُّهْرِيُّ: وَأَخْبَرَنِي عُبَيْدُ اللهِ بْنُ عَبْدِ اللهِ بْنِ عُتْبَةَ، أَنَّ عَائِشَةَ أَخْبَرَتْهُ قَالَتْ: " أَوَّلُ مَا اشْتَكَى رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي بَيْتِ مَيْمُونَةَ فَاسْتَأْذَنَ أَزْوَاجَهُ أَنْ يُمَرَّضَ فِي بَيْتِهَا وَأَذِنَّ لَهُ قَالَتْ: فَخَرَجَ وَيَدٌ لَهُ عَلَى الْفَضْلِ بْنِ عَبَّاسٍ وَيَدٌ لَهُ عَلَى رَجُلٍ آخَرَ، وَهُوَ يَخُطُّ بِرِجْلَيْهِ فِي الْأَرْضِ " فَقَالَ عُبَيْدُ اللهِ: فَحَدَّثْتُ بِهِ ابْنَ عَبَّاسٍ فَقَالَ: «أَتَدْرِي مَنِ الرَّجُلُ الَّذِي لَمْ تُسَمِّ عَائِشَةُ هُوَ عَلِيٌّ». صحیح مسلم [المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله(صلى‌الله‌عليه‌وسلم)]، مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيری النيسابوری(م261ق)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقی، بیروت، دار إحياء التراث العربی، ج1، ص312، متن کتاب.
[3]. «حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أَبِى ثنا عبد الرَّزَّاقِ عن مَعْمَرٍ قال قال الزهري وأخبرني عُبَيْدُ اللَّهِ بن عبد اللَّهِ بن عُتْبَةَ أَنَّ عَائِشَةَ أَخْبَرَتْهُ قالت أَوَّلُ ما اشْتَكَى رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم في بَيْتِ مَيْمُونَةَ فَاسْتَأْذَنَ أَزْوَاجَهُ ان يُمَرَّضَ في بَيْتِهَا فَأَذِنَّ له قالت فَخَرَجَ و يد على الْفَضْلِ بن عَبَّاسٍ و يد على رَجُلٍ آخَرَ و هو يَخُطُّ بِرِجْلَيْهِ في الأَرْضِ قال عُبَيْدُ اللَّهِ فَحَدَّثْتُ بِهِ بن عَبَّاسٍ فقال أَتَدْرُونَ مَنِ الرَّجُلُ الآخَرُ الذي لم تُسَمِّ عَائِشَةُ هو عَلِىٌّ وَلَكِنَّ عَائِشَةَ لاَ تَطِيبُ له نَفْساً». مسند أحمد، أبوعبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيبانی(م241ق)، مصر، مؤسسة قرطبة، ج6، ص228، ح25956؛/ و مسند الإمام أحمد بن حنبل، المحقق: شعيب الأرنؤوط و عادل مرشد وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركی، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق-2001م، ج43، ص86-87، ح25914، متن کتاب. محقق کتاب در تعلیقه می‌نویسد: «إسناده صحيح على شرط الشيخين». همان، ج43، ص87.
«حَدَّثَنَا عَبْدُ الْأَعْلَى، عَنْ مَعْمَرٍ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُبَيْدِ اللهِ بْنِ عَبْدِ اللهِ، عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: مَرِضَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي بَيْتِ مَيْمُونَةَ، فَاسْتَأْذَنَ نِسَاءَهُ أَنْ يُمَرَّضَ فِي بَيْتِي، فَأَذِنَّ لَهُ، فَخَرَجَ رَسُولُ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مُعْتَمِدًا عَلَى الْعَبَّاسِ، وَعَلَى رَجُلٍ آخَرَ، وَرِجْلَاهُ تَخُطَّانِ فِي الْأَرْضِ، وَقَالَ عُبَيْدُ اللهِ: فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: أَتَدْرِي مَنْ ذَلِكَ الرَّجُلُ؟ هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ، وَلَكِنَّ عَائِشَةَ لَا تَطِيبُ له نَفْسًا».
مسند الإمام أحمد بن حنبل، المحقق: شعيب الأرنؤوط و عادل مرشد وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركی، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق-2001م، ج40، ص67، ح24061، متن کتاب.
«حَدَّثَنَا سُفْيَانُ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُبَيْدِ اللهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَ: سُفْيَانُ سَمِعْتُ مِنْهُ حَدِيثًا طَوِيلًا لَيْسَ أَحْفَظُ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَّا قَلِيلًا، دَخَلْنَا عَلَى عَائِشَةَ فَقُلْنَا: يَا أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ، أَخْبِرِينَا عَنْ مَرَضِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَتْ: " " اشْتَكَى، فَجَعَلَ يَنْفُثُ، فَجَعَلْنَا نُشَبِّهُ نَفْثَهُ نَفْثَ آكِلِ الزَّبِيبِ، وَكَانَ يَدُورُ عَلَى نِسَائِهِ، فَلَمَّا اشْتَكَى شَكْوَاهُ، اسْتَأْذَنَهُنَّ أَنَّ يَكُونَ فِي بَيْتِ عَائِشَةَ، وَيَدُرْنَ عَلَيْهِ، فَأَذِنَّ لَهُ، فَدَخَلَ عَلَي رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَيْنَ رَجُلَيْنِ مُتَّكِئٌ عَلَيْهِمَا، أَحَدُهُمَا عَبَّاسٌ، وَرِجْلَاهُ تَخُطَّانِ فِي الْأَرْضِ، قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: " أَفَمَا أَخْبَرَتْكَ مَنِ الْآخَرُ؟ " قَالَ: لَا، قَالَ:" هُوَ عَلِيٌّ "». محقق کتاب در تعلیقه خود می‌نویسد: «إسناده صحيح على شرط الشيخين. سفيان: هو ابن عيينة. وأخرجه بتمامه ومختصراً الحميدي (233) ، والنسائي في "الكبرى" (7088) و (8935) ، وابن ماجه (1618) ، ويعقوب بن سفيان في "المعرفة والتاريخ" 2/726، وأبو عوانة 2/113 من طريق سفيان، بهذا الإسناد». مسند احمد، طبع الرسالة، ج40، ص123-124، ح24103، متن کتاب.
[4]. المصنف، أبو بكر عبد الرزاق بن همام بن نافع الحميری اليمانی الصنعانی(م211ق)، المحقق: حبيب الرحمن الأعظمی، هند، المجلس العلمی، بیروت، المكتب الإسلامی، چاپ دوم، 1403ق، ج5، 429، متن کتاب.
[5]. «قوله: "قال هو على بن أبى طالب" زاد الإسماعيلى من رواية عبد الرزاق عن معمر "و لكن عائشة لا تطيب نفسا له بخير" و لابن إسحاق في المغازي عن الزهري: "ولكنها لا تقدر على أن تذكره بخير"». فتح الباري شرح صحيح البخاری، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل العسقلانی الشافی(م852 ق)، تحقيق: محب الدين الخطيب، بیروت، دار المعرفة، ج2، ص156؛/ و عمدة القاری شرح صحيح البخاری، بدر الدين ابومحمد محمود بن أحمد العينی الغيتابی الحنفی(م855ق)، بیروت، دار إحياء التراث العربی، ج5، ص192؛/ و إرشاد الساری لشرح صحيح البخاری، شهاب الدين ابوالعباس أحمد بن محمد بن أبى بكر بن عبد الملك القسطلانی القتيبی المصری(م923ق)، مصر، المطبعة الكبرى الأميرية، چاپ هفتم، 1323ق، ج2، ص37، متن کتاب.
[6]. «ولم تسمه لما كان عندها منه مما يحصل للبشر مما يكون سببًا في الإعراض عن ذكر اسمه». ارشاد الساری، پیشین، ج1، ص275، متن کتاب.
[7]. «لا تطيب له، أي: لعلي، على اشتهار فَضْله وخيره، وذلك لما جرى بينهما». مسند احمد، طبع الرسالة، پیشین، ج40، ص70، متن کتاب.
[8]. «لم تسمّه عائشة، فهی لا تقدر على ان تذکره بخیر وهی تستطیع وتعود هذه المسألة الى الماضی الذی نختزن فیه ذکریاتنا وآلامنا وتسیرنا هذه الذکریات والآلام فیما نستقبل من اعمال من حیث نشعر أو لا نشعر». دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة، أحمد بن الحسين بن علي بن موسى الخُسْرَوْجِردی الخراسانی، أبو بكر البيهقی(م458ق)، المحقق: د. عبد المعطی قلعجی، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1405ق، ج7، ص170، متن کتاب
[9]. «فلئن کانت عائشة منطویة لعثمان على خیر ومحبة وتوقیر،.. وبالجملة على الرضى، إنها لعلى خلاف ذلک مع علی، إنها لم تکن تطیب نفسها له بخیر .....». عائشة والسیاسة، سعید الافغانی، بیروت، دارالفکر، 1365ق، ص60، متن کتاب.
[10]. صحیح مسلم، پیشین، ج1، ص312، متن کتاب.
[11]. صحیح بخاری، ج7، باب اللدود، ص127، ح 5714، متن کتاب؛/ و الطبقات الكبرى، أبو عبد الله محمد بن سعد بن منيع الهاشمي بالولاء، البصري، البغدادي المعروف بابن سعد(م230ق)، المحقق: إحسان عباس، بیروت، دار صادر، چاپ اول، 1968م، ج2، ص232، متن کتاب.
[12]. حدیث متصل به حدیثی گفته می‌شود که سندشبه نقل هر راوی از راوی بالاتر از خودش متصل باشد و هیچ راوی‌ای از سلسله سند حذف نشده باشد. حدیث مرسل به حدیثی گفته می‌شود که در سلسله روات، یک یا چند راوی حذف شده باشند و دانسته نشود که این راوی از کدام راوی بالاتر از خود روایت کرده است.
[13].  4385 --«حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْحَافِظُ، ثنا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ النَّضْرِ بْنِ مَسْلَمَةَ بْنِ الْجَارُودِ، حَدَّثَنِي الزُّبَيْرُ بْنُ بَكَّارٍ، حَدَّثَنِي يَحْيَى بْنُ الْمِقْدَامِ، عَنْ عَمِّهِ، مُوسَى بْنِ يَعْقُوبَ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ إِسْحَاقَ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، أَنَّ عُرْوَةَ بْنَ الزُّبَيْرِ، وَالْقَاسِمَ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ، وَأَبَا بَكْرِ بْنَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ هِشَامٍ، وَعُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ، كُلَّهُمْ يُخْبِرُهُ، عَنْ عَائِشَةَ زَوْجِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَدَأَهُ مَرَضُهُ الَّذِي مَاتَ بِهِ فِي بَيْتِ مَيْمُونَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، فَخَرَجَ عَاصِبًا رَأْسَهُ، فَدَخَلَ عَلَيَّ بَيْنَ رَجُلَيْنِ تَخُطُّ رِجْلَاهُ الْأَرْضَ، عَنْ يَمِينِهِ الْعَبَّاسُ، وَعَنْ يَسَارِهِ رَجُلٌ» ، قَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ: أَخْبَرَنِي ابْنُ عَبَّاسٍ، «أَنَّ الَّذِي عَنْ يَسَارِهِ عَلِيٌّ» هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ». المستدرك على الصحيحين، أبو عبد الله الحاكم محمد بن عبد الله بن محمد بن حمدويه بن نُعيم بن الحكم الضبی الطهمانی النيسابوری المعروف بابن البيع(م405ق)، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1411ق-1990م، ج3، ص58، ح4385، متن کتاب.
[14]. مسند احمد، طبع الرسالة، پیشین، ج43، ص87، ح25914؛ و ج40، ص124، ح24103.
[15]. «و رواه أحمد (6/228) مختصرا. وزاد فى آخره: " ولکن عائشة لا تطیب له نفسا ". وسنده صحیح».  إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل، محمد ناصر الدين الألبانی(م1420ق)، إشراف: زهير الشاويش، بیروت، المكتب الإسلامی، چاپ دوم، 1405ق-1985م، ج1، ص178، متن کتاب.
[16]. صحيح السيرة النبوية، إبراهيم بن محمد بن حسين العلی الشبلی الجنينی(م1425ق)، تقديم: د. عمر سليمان الأشقر، راجعه: د. همام سعيد، اردن، دار النفائس للنشر والتوزيع، چاپ اول، 1415ق-1995م، ص564، متن کتاب.

منبع: سایت فرق و ادیان

نظرات

تصویر بهمنیار
نویسنده بهمنیار در

ای آقا جان مولا جان ای امیر مومنان حضرت علی علیه السلام سکوت بیست و پنج ساله تو بزرگترین فریاد تاریخ بود که هنوز هم رد پای مظلومیتت و عدالتت را در بستر تاریخ منعکس می کند چرا که هنوز هم محبان و شیفتگان ات برای صلاح جامعه مسلمین سکوت می کنند و چه زیانکارانند آنها و پدران شان که با ظلم به تو و جامعه مسلمین و شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (سلام اله علیها) خشم خدا را برای خود خریدند  -  وَ سَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ : و آنان كه ظلم و ستم كردند به زودی خواهند دانست چگونه زیر و زبر می شوند و به چه كیفرگاهی باز می گردند

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA
متن تصویر را در کادر وارد نمائید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 122