باورپذیری معجزات

12:33 - 1395/11/29
facenema

تفاوت هری‌پاتر و جادوگر شهر اُز، با معراج پیامبر اکرم یا عصای حضرت موسی در این است که اوّلی، ناشی از توهّم و خیالبافی است؛ ولی معجزات پیامبران انسان‌ها را از اوهام بیرون آوردند؛ اگرنه، تا ابد در حیرت و گمراهی باقی می‌ماندند.

باورپذیری معجزات

بی دینان، پناه‌گاهی برای خود نمی‌بینند و در کنج خلوت دلشان، افسردگی ناشی از بی‌تکیه‌گاه بودن را متحمّل می‌شوند. با این حال امّا؛ برای دست یافتن به دلایلی که بی دینی‌شان را اثبات کند دست و پا می‌زنند. یکی از ایراداتی که به مسلمانان گرفته‌اند این است که همانگونه که قصّه‌هایی مانند هریپاتر و جادوگر شهر اُز و... افسانه هستند، به معراج رفتن پیامبر اکرم و قالی پرنده حضرت سلیمان نیز غیر قابل باور و داستان‌های تخیّلی هستند؛ نه چیزی بیشتر!
در این نوشتار با نگاهی به تفاوت معجزه با افسانه‌های خیالی، دلایل باور به معجزات پیشین پیامبران را مرور می‌کنیم.

علّت معجزه
برخی خیال کرده‌اند مبنای اعتقاد به معجزه، بر کنار گذاردن قانون علیّت استوار است. درحالیکه باید گفت؛ هر چیزی، حتّی معجزات پیامبران نیز، دارای علّت است. قرآن کریم با اشاره به این واقعیّت می‌فرماید: «وَ رَسُولاً إِلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في‏ بُيُوتِكُمْ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ؛[آل‌عمران/49] و(او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوى بنى اسرائيل(قرار داده، كه به آنها مى‏‌گويد:) من نشانه‌‏اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده‌‏ام من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى‏‌سازم سپس در آن مى‏‌دمم و به فرمان خدا، پرنده‏‌اى مى‏‌شود؛ و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص[پيسى‏] را بهبودى مى‏‌بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏‌كنم و از آنچه مى‏‌خوريد، و در خانه‌‏هاى خود ذخيره مى‏‌كنيد، به شما خبر مى‏‌دهم مسلّماً در اين‌ها، نشانه‌‏اى براى شماست، اگر ايمان داشته باشيد!» مسأله ايجاد حيات در موجودات جهان، هر گاه به صورت تدريجى باشد چيز عجيبى نيست، زيرا مى‌‏دانيم همه موجودات زنده كنونى از همين آب و خاك به وجود آمده‌‏اند، معجزه آن است كه خداوند همان عوامل را كه طىّ هزاران يا ميليون‌ها سال رخ داده، يك جا جمع كند و به سرعت، مجسمه كوچكى به شكل پرنده، مبدّل به موجود زنده‌‏اى شود، و اين مى‏‌تواند نشانه‌‏اى از صدق دعوى آورنده آن در مورد ارتباط با جهان ما وراء طبيعت و قدرت بى پايان پروردگار باشد.[1] پس اوّل اینکه؛ معجزه، امری محال نیست؛ بلکه کاری است که علّتش را کسی نمی‌داند. دوم اینکه؛ تمام علّت‌ها مادّی نیستند. سوم آنکه؛ انجام معجزه، از طرف خدا و برای اثبات پیامبری فرستادگانش است.

ایمان به غیب
چنانکه گفته شد؛ تمام علّت‌های وقایع، مادّی نیستند و نیز اینچنین نیست که انسان، همه حقایق را بداند. علم به علّت‌های غیبی و ناپیدا، تنها در دسترس خداوند متعال است که می‌فرماید: «قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلاَّمُ الْغُيُوب‏؛[سبأ/48] بگو: "پروردگار من حق را(بر دل پيامبران خود) مى‌‏افكند، كه او داناى غيب‌ها (و اسرار نهان) است."» حقیقت معجزه نیز در همین مسیر قرار دارد؛ لذا در جای دیگری قرآن کریم می‌فرماید: «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي‏ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظيم‏؛[آل‌عمران/179] و نيز چنين نبود كه خداوند شما را از اسرار غيب، آگاه كند(تا مؤمنان و منافقان را از اين راه بشناسيد اين بر خلاف سنت الهى است)؛ ولى خداوند از ميان رسولان خود، هر كس را بخواهد برمي‌گزيند(و قسمتى از اسرار نهان را كه براى مقام رهبرى او لازم است، در اختيار او مى‏‌گذارد.) پس(اكنون كه اين جهان، بوته آزمايش پاك و ناپاك است،) به خدا و رسولان او ايمان بياوريد! و اگر ايمان بياوريد و تقوا پيشه كنيد، پاداش بزرگى براى شماست.»
خلاصه اینکه؛ با عینک مادّی، همه معجزات الهی پیامبران، غیرممکن دیده می‌شوند؛ امّا اگر عینک حقیقت را بر چشم بزنیم و در عجایب خارق العادّه نظام هستی تأمّل کنیم، به خوبی می‌فهمیم که همه‌چیز، آن نیست که به چشم می‌بینیم و یا با حس تجربه کرده‌ایم؛ و خدا می‌تواند کاری کند که اسباب آن برای ما ناآشنا باشد. چنانکه در رابطه با ذوالقرنین می‌فرماید: «إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً؛[کهف/84]ما به او در روى زمين، قدرت و حكومت داديم و اسباب هر چيز را در اختيارش گذاشتيم.» اسباب معجزات، از قبیل علّت‌های نامعلومی هستند در اختیار خدا!

هدف از معجزه
یکی دیگر از تفاوت‌های اساسی معجزه با افسانه های خیالی در هدف و غرض آنهاست. امام صادق(علیه السلام) در تبیین هدف از معجزات پیامبران می‌فرمایند: «المُعجِزَةُ عَلامةٌ للّهِِ لا يُعطيها إلاّ أنبِياءَهُ و رُسُلَهُ و حُجَجَهُ؛ لِيُعرَفَ بهِ صِدقُ الصّادِقِ مِن كِذبِ الكاذِبِ؛[2] معجزه، نشانهاى از خداست و آن را تنها به پيامبران و فرستادگان و حجّتهاى خود مى دهد تا به وسيله آن راستِ راستگو، از دروغِ دروغگو باز شناخته شود.» به راستی اگر معجزات پیامبران نبودند هر کسی ادّعای نبوّت می‌کرد و راه حق از باطل روشن نمی‌شد. پس معجزه نه تنها ممکن است؛ بلکه به عنوان نشانه‌ای برای تشخیص حق از باطل، ضروری است.

نتیجه اینکه؛ داستان‌های افسانه‌ای، تنها ناشی از حس تخیّل انسان هستند و ذرّه‌ای واقعیّت ندارند؛ ولی معجزات الهی که به عنوان وقایعی بزرگ هستند به واسطه ناشناخته بودن علّت و اسباب آن، عجیب و خارق العادّه هستند. پس فاصله این دو، همان فاصله بین توهّم و واقعیّت است. اگر معجزات الهی نبودند همگان در سرگردانی باقی می‌ماندند؛ درحالیکه داستانهای خیالی، انسان‌ها را به توهّم فرو می‌برند.

پی‌نوشت
[1]. مكارم شيرازى، ناصر؛ تفسير نمونه، ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران، سال چاپ: 1374، ج2، ص556.
[2]. ابن بابويه، محمد بن على؛ علل الشرائع‏، ناشر: كتاب فروشى داورى‏، قم، سال چاپ: 1385 ش / 1966 م‏، ج1، ص122.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA
متن تصویر را در کادر وارد نمائید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 233