سیاست اگر اخلاقی باشد سودآور است

02:15 - 1395/09/21
facenema

- ثروت مستمر و همیشگی و همگانی، قدرت پایدار و محبوب قلوب آحاد جامعه، رفاه همگانی و رضایت حداکثری در جامعه، امنیت جانی و مالی، اعتماد و اطمینان قلبی احاد جامعه به همدیگر، آرزوهای شیرین و زیبایی هستند که در سایه سیاست برگرفته از اخلاق اسلامی محقق خواهد شد.

سیاست

-سوال:
وقتی وارد سیاست می‌شویم دیگر نباید به اخلاق بیاندیشیم؛ چون همه به فکر منافع خودشان هستند نه فضایل اخلاقی! چرا دین اینقدر بر روی اخلاق تاکید دارد؟

پاسخ:
اخلاق در لغت به ‌معنای صورت باطنی و ناپیدای انسان است که سرشت و سیرت نیز نامیده می‌شود [1] و در اصطلاح به حالت نفسانى راسخ در نفس كه با پيدايش آن حالت، اعمال اخلاقى بدون زحمت و نياز به تأنّى و تأمّل سر می‏زند،[2] را اخلاق می‌گویند.
و سیاست در لغت به معانی حکومت، ریاست، امر و نهی آمده است و در اصطلاح نیز به معانی مختلفی مانند هنر استفاده از امکانات، حکومت کردن بر انسان‌ها، مبارزه برای قدرت، تخصیص اقتدار آمیز ارزش‌ها و...ذکر شده است.[3]
وقتی گفته می‌شود اخلاق با سیاست رابطه دارد، منظور آن است که نظام سیاسی وظیفه دارد زمینه‌های رشد و بالندگی اخلاقِ فردی و اجتماعی را فراهم کند. کارگزان نظام دارای حسن خلق باشند و پایبنده به ارزش‌های اخلاقی و هم اینکه از وسایل و ابزار ارزشمند و اخلاقی برای پیگیری اهداف سیاسی بهره گیرند، به طور کلی سیاست از ارزش‌های اخلاقی تاثیر بپذیرد و از آن تبعیت کند.[4]
علم اخلاق اسلامی دربردارند مولفه‌های بسیاری زیادی است که، زندگی فردی و اجتماعی را متحول کرده و آن را به اوج عزت و سربلندی می‌رساند و نغمه خوش امنیت، رفاه فردی و اجتماعی و... را در جهان حاکم می‌سازد. امام علی (علیه‌السلام) در اهمیت اخلاق در همه عرصه‌های زندگی می‌فرماید:
«به مكارم اخلاق پايبند باشيد كه آن مايه سربلندى است و از اخلاق پَست دورى كنيد كه آن انسان‌هاى شريف را پَست و بزرگوارى را از بين مى‌برد.» [5]
سروسامان دادن قوانین بشری بر اساس اخلاق خداپسندانه، آن قدر مهم و اساسی است و جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هدف نهایی از رسالات خویش در به کمال رساندن اخلاق می‌دادند و می‌فرماید:
«راستى كه من براى به كمال رساندن مكارم اخلاق مبعوث شده‌ام.» [6]
با توجه به مقدمه‌ای که ذکر شد اکنون به نقش اخلاق در سودآوری سیاست می‌پردازیم و به برخی از مولفه‌های اخلاقی که اگر در سیاست نیز عملیاتی شود، موجب سود مالی، اعتبار و اعتماد، امنیت ملی و بین اللمللی می‌شود، می‌پردازیم.
1. لزوم پرهیز از پیمان شکنی، فریب‌، خیانت و دروغ در سیاست
امروزه منظور برخی از افراد و حتی کشورها از سیاست، رسیدن به منافع زیاد از راه‌های پیمان شکنی، فریبکاری، خیانت و دروغ است. شخص عهد شکن یا خیانت کننده خودش را زرنگ و با هوش فرض می‌کند و اقدامش را سیاست می‌داند در حالی که عهد شکنی و خیانت‌کاری، نشانه کج فهمی و بی عقلی شخص می‌باشد. امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«وفای به عهد زیور خردمندی و نشانه نجابت و فضیلت است.» [7]
تحلیل روایت فوق بر این است که شخص خردمند و باهوش به سود مقطعی که از ناحیه عهدشکنی یا فریب‌کاری نصیبش می‌شود نگاه نمی‌کند، بلکه در صدد کاشتن درختی سودآور است که هر ساله با ثمره هایش او را بی‌نیاز کند، و این درخت با برکت با رعایت نکات اخلاقی ریشه زده و رشد می‌کند. در واقع شخصی که عهد شکنی می‌کند ممکن است سودی مقطعی نصیبش شود، ولی اگر عهد شکنی نمی‌کرد و به وسیله اعتمادی که به دست می‌آورد، در مال و ثروت دیگران شریک بود و همین اعمتاد برای او حکم درختی را داشت که هر ساله میوه سودآور برایش تولید می‌کند، اما عهدشکنی، خیانت، فریبکاری و دروغ علاوه بر این که خشم و غضب خالق هستی را به همراه دارد؛ باعث می‌شود اعتماد افراد نسبت به شخص فریب دهنده کاسته شده و حتی در صدد دشمنی و مقابله با او برآیند که این کار باعث به خطر افتادن جان و ثروت او می‌شود. امام علی (علیه‌السلام) خطاب به مالک اشتر وفای به عهد را در سیاست توصیه می‌کند و می‌فرماید:
«بپرهیز از اینکه به وعده‌ای که به زیردستان خود می‌دهی وفا نکنی، زیرا خلفِ وعده سببِ برانگیخته شدنِ غضب خداوند و مردم می‌شود.» [8]
این تفکر که انسان یا کشوری با ترفند لبخند، تعارف و تعریف‌های خام کننده، عهد و پیمانی را امضا کنند که یک طرف به آن عمل کند و طرف دیگر با حقه بازی و تحریف ِمکارانه از متن توافق، بد عهدی کند، این عمل او  سیاست سودآور نیست، بلکه آن کشور با این عمل شیطانی خود، اعتماد بین اللمللی را از دست می‌دهد و حتی برای طرفدارانی که در کشور عمل کنند به توافق دارد، روشن می‌شود که آنها به کشوری فاسد اعتماد کرده بودند، همین تفکر عمومی برای منزوی شدن و در نهایت نابودی کشور عهد شکن کفایت می‌کند. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید:
«هیچ گروه و ملّتی پیمان و عهدهای خود را نشکست، مگر آنکه دشمنانشان بر آن تسلّط یافتند.» [9]
اگر واقعا کنار گذاشتن اخلاق در سیاست راهی برای رسیدن به سرمایه بیشتر، عزت و بزرگی و سایر اهداف مادی و معنوی بود، پیامبران و امامان (علیهم‌السلام) قدرت و توانایی بیشتری در این عرصه داشتند و هیچ گاه افرادی چون ابوسفیان، معاویه، یزید و... به گرد پایشان هم نمی‌رسید، امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«به خدا سوگند كه معاويه از من زيرك‌تر نيست، ليكن او پيمان می‌شكند و از حق منحرف می‌شود و از عقوبت خدا نمی‌ترسد و اگر بدی پيمان شكنی نبود، من از همه زيرك‌تر و به روش نيرنگ‌بازيی داناتر بودم، ولی هر نيرنگ و بی‌وفايی، بيرون رفتن از فرمان خداوند است و هر نافرمانی خداوند كافر شدن به معبود مطلق است و هر نيرنگ‌باز و بی‌وفايی را پرچمی است كه به آن در روز قيامت شناخته می‌شود.»[10]
2. لزوم پرهیز از ظلم و ستم در سیاست
قتل، غارت، جنگ، اسارت و... امروزه در عرصه بین المللی و کشورهای استعمارگر و حتی برخی از افراد که روحیه استکباری و خود پسندی دارند و از این راه به ثروت می‌رسند، نوعی سیاست است که در نظر آنها بدون استفاده از این شیوه‌ها رسیدن به ثروت و قدرت ناممکن است، در حالی که قطره‌های خون همانند قطره‌های باران است که لحظه به لحظه روی هم ریخته می‌شود، تا سیلی عظیم را تشکیل می‌دهد و شخص ظالم و سرمایه‌هایی که از راه ظلم به دست آورده است را در خود می‌بلعد و از بین می‌برد. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید:
«حکومت ممکن است با کفر باقی بماند، اما با ظلم باقی نخواهد ماند.» [11]
امروزه در برخی از کشورهای به ظاهر قدرتمند لشکر کشی به کشورهای ضعیف، ریختن خون دیگران به ناحق و... برای مهار کردن اعتراضات و جریان‌های مخالف استکبار است و مستکبرین این را سیاستی برای به دست آوردن و حفظ ثروت خود می‌دانند، در حالی که آنان با این عمل، حکومت خود را در معرض سقوط قرار می‌دهند که حکومت رژیم بعث عراق نمونه بارز آن است، امام علی (علیه‌السلام) نیز سیاست آغشته به ظلم را مخل حفظ ثروت و قدرت می‌داند و می‌فرماید:
«از خون و خونريزى به ناحق بپرهيز، زيرا هيچ چيزى انتقام انگيزتر و بدانجام‌تر و نعمت ‏زدای تر و نوبت پايان دهنده‌‏تر، از خونريزى به ناحق نيست.» [12]
3. پرهیز از تکبر و خودپسندی
سیاست نوعی ارتباط زیرکانه بین دو شخص یا دو کشور است، اصل ارتباط زمانی شکل خواهد گرفت که طرفین از روحیه تکبر و خودپسندی پرهیز کنند؛ چون اگر کشوری خود را بزرگ فرض کند از علم و دانش و تجربیات کشور دیگر استفاده نخواهد کرد و روحیه تکبر او را از چشم سایر کشورها می‌اندازد و محبوبیتش را از بین می‌برد. امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«ميوه درخت تواضع، محبّت و دوستى و جلب قلوب است؛ ميوه درخت تكبّر و خود برتربينى، كينه و عداوت و دشمن ‏سازى است.» [13]
ممکن است گفته شود که تکبر لازمه ابهت والیان و کارگزاران و از ابزارهای اطاعت و پیروی مردم و مخاطبان است. از رفتارهای متعارف و کلاسیک حُکّام که سبب ترس و واهمه می‎شد، رفتار متکبرانه بوده است، ولی ابهتی که مبنای آن ترس باشد ارزشی ندارد و حاکمی که با زور حکومت کند محبوبیتی ندارد. امام (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«از سخیف‎ترین ویژگی‎های والیان در نزد مردم صالح آن است که، مردم پندارند که آنان دوستدار فخر و مباهات‎اند و بنای کار و حکومت خود را بر کبر و غرور می‎نهند.» [14]
نتیجه‌گیری
با توجه به مطالبی که ذکر شد، نقش اخلاق در عرصه سیاست مشخص شد. قطعا اگر خلقیاتی مانند عمل به وعده، صداقت و راستگویی، ترک خیانت، رعایت عدالت، تواضع و فروتنی که ضد آنها در این مطلب مورد بررسی قرار گرفت، در سیاست فردی و اجتماعی و بین المللی رعایت می‌شد وضعیت کنونی جهان دگرگون می‌شد، آن وقت همه مردم به صورت مساوی از ثروت و قدرت استفاده می‌کردند، صلح و دوستی لذت بیشتری داشت، ثروت‌ها در امنیت و در حال افزایش بودند، رفاه و رضایت حداکثری در دنیا حاکم بود. قطعا صلح و دوستی جهانی، قدرت و ثروت و رفاه همگانی، امنیت مالی و جانی آرزوهایی هستند که در ذهن همه مردم جهان نقش بسته‌اند، ولی چون قدرت‌های حاکم بر منطقه سیاست برگرفته از اخلاق اسلامی را ندارند، این آرزوهای به منصه ظهور نمی‌رسد.

_________________________________________
پی نوشت:
[1]. زبیدی الحنفی، محمد مرتضی الحسینی الوسطی، تاج‌العروس، چاپ اول، انتشارات دارالهدایه، بیروت، 1385ق. ج ‌13، ص ‌124.
[2]. فیض کاشانی، محسن، المحجه البیضاء، ترجمه عارف، محمد رضا، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، 1372. ج 5، ص 95.
[3]. عالم، عبد الرحمان، بنیادهای علم سیاست، چاپ شانزدهم، انتشارات نی، تهران، 1386ش، ص 29 الی 30.
[4].خرمشاد،محمد باقر، نگرشی دیگر بر نسبت اخلاق و سیاست، فصلنامه علوم سیاسی، تابستان 1392 - شماره 62 علمی-پژوهشی، ص 42.
[5]. «عَلَيْكُمْ بِمَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَإِنَّهَا رِفْعَةٌ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْأَخْلَاقَ الدَّنِيَّةَ فَإِنَّهَا تَضَعُ الشَّرِيفَ وَ تَهْدِمُ الْمَجْدَ» مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چاپ گوناگون، انتشارات اسلاميه، تهران، ج 66، ص 370.
[6]. «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ» همان، ج 67، ص 382.
[7]. «اَلْوَفاءُ حِلْیَةُ الْعَقْلِ وَ عِنْوانُ النَّبْلِ. «غرر الحکم، ح 5249» تمیمی آمدی، عبد الواحد، تصنیف غرر الحکم، چاپ اول، انتشارت دفتر تبليغات، قم، 1366ش، ص 251.
[8]. «لِلْمالِک ِالاَشْتَر: وَ ِایّاک اَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبعَ مَوْعِدَک بِخُلْفِک، فَاِنَّ الْخُلْفَ یُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَ اللهِ وَ النّاسِ» مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چاپ گوناگون، انتشارات اسلاميه، تهران، ج 72، ص 96.
[9]. «ما نَقَضَ قَوْمٌ الْعَهْدَ اِلا سَلَّطَ عَلَیْهِمْ عَدُوُّهُمْ ...» همان ج 75، ص 457.
[10]. «وَ اللَّهِ مَا مُعَاوِيَةُ بِأَدْهَى مِنِّي وَ لَكِنَّهُ يَغْدِرُ وَ يَفْجُرُ- وَ لَوْ لَا كَرَاهِيَةُ الْغَدْرِ لَكُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ- وَ لَكِنْ كُلُّ غُدَرَةٍ فُجَرَةٌ وَ كُلُّ فُجَرَةٍ كُفَرَةٌ- وَ لِكُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ يُعْرَفُ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» همان، ج 72، ص 291.
[11]. «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم» همان ص 331.
[12]. «فَلَا تَصُونَنَّ سُلْطَانَكَ بِسَفْكِ دَمٍ حَرَامٍ فَإِنَّ ذَلِكَ يُخْلِقُهُ وَ يُزِيلُهُ فَإِيَّاكَ وَ التَّعَرُّضَ لِسَخَطِ اللَّهِ» همان، ج 75، ص 265.
[13]. «ثَمَرَةُ التَّواضُعِ الَمحَبَّةُ وَ ثَمَرَةُ الْكِبْرِ الْمَسَبَّةُ» تمیمی آمدی، عبد الواحد، تصنیف غرر الحکم، چاپ اول، انتشارت دفتر تبليغات، قم، 1366ش، ص 249.
[14]. «وَ إِنَّ مِنْ أَسْخَفِ حَالاتِ الْوُلَاةِ عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ أَنْ يُظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الْفَخْرِ وَ يُوضَعَ أَمْرُهُمْ عَلَى الْكِبْرِ» مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چاپ گوناگون، انتشارات اسلاميه، تهران، ج 27، ص 253.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA
متن تصویر را در کادر وارد نمائید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 133