کادوئی که کاش داده نمی شد!

با سلام
در ابتدا بسیار تشکر میکنم از اینکه بدون هیچ چشمداشتی به سوالات همه ی اعضای سایت و کانال تلگرام خود پاسخ میدهید.
من دانشجو هستم و 24سال سن دارم و همزمان با تحصیل کار میکنم.
با یکی از دوستانم(پسر) که با هم معاشرت داشتیم و رفیق بودیم با هم به دانشگاه میرفتیم.
چند ماهی بیشتر از دانشگاهمان نگذشته بود که دوستم با دختری آشنا شده بود و همدیگر را برای ازدواج انتخاب کرده بودند، و اینجا بود که ما سه نفر با ماشین من مسیر دانشگاه را طی میکردیم.
در همان روزهای اول آشنایی شان بود که روز تولد دوستم جشن تولد کوچکی برپا کردیم و یک فیلم چند دقیقه ای از مراسم باز کردن کادو ها گرفته شد که بعد ها اعضای خانواده ی ما این فیلم را دیدند.
تقریبا سه ماهی نگذشته بود که فهمیدم دوستی و قرار ازدواجشان به هم خورده است تا جاییکه یکبار هم خودم میانجیگری کردم و دوستی شان کمی گرمتر شد.
ولی چند روزی بیشتر نگذشته بود که دوباره روابطشان سرد شد و وقتی که جریان را از دیگر همکلاسیها سوال کردم فهمیدم دختره در مورد دوستم تحقیق کرده و متوجه شده که معتاد است و مواد مخدر مصرف میکند و قصد ترک آن را هم ندارد(و همچنین چند مورد بزهکاری بسیار بدتر از اعتیاد)و بالاخره همه چیز بینشان تمام شد و فقط این دو نفر دو الی سه ماهی با یکدیگر دوست بودند.
تقریبا دوماه از این جریان گذشته بود که ما دو نفر طی مراحلی با هم دوست شدیم و پدر و مادر او کاملا من را میشناسند و کمی با هم معاشرت داریم و در حال حاضر 9ماه از دوستی مان میگذرد و 100درصد قصد ازدواج داریم ولی100درصد مطمئن هستم که خانواده ام هنوز به خاطر دارند که این همان دختریست که قبلا با دوست من قصد ازدواج داشته است و در فیلم جشن تولد به دوستم کادو داد.
درحال حاضر هم،از ترس اینکه شاید مخالفتی کنند میترسم موضوع خواستگاری را به خانواده ام عنوان کنم.
لطفا راهنمایی ام کنید که بهترین کار را انجام دهم تا پشیمان نشوم.

انجمن‌ها: 
http://welayatnet.com/node/98908

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
تصویر 48
نویسنده 48 در

شما چطوری با ایشون دوست شدید........ ایشون پیشنهاد دادند یا شما...........؟ کلا دید مثبتی به این مسئله ندارم........ اون تموم شده سریع یکی دیگه....... روحیه ی جالبی نیست......... ببخشید رک گفتم ولی نظر من همین بود.... شایدم من اشتباه میکنم....... والله اعلم

تصویر یه دوست

شاید حق با شما باشه شاید هم نباشه. اون تموم شد ، خوب نباید بنشینند عزا بگیرند. اتفاقا عاقل بودند که اون فرد رو با اون شرایط شون رد کردند و حالا قصد ازدواج دارند.

سوال اینجاست چرا مجددا کسی که با فردی با اون سوابق فاسد معاشرت داشته رو انتخاب کرده اند؟؟؟ از خودشون نپرسیدند این آقا پسر از سوابق دوست شون اطلاع داشته یا خیر؟ اگر داشته چرا معاشرت می کرده؟؟؟ و چرا به خود دختر خانم هشدار نداده است؟ و .... (بگذریم که خود دختر خانم چرا با دو جوان نامحرم که حتی شناخت کاملی هم ازشون نداشته رفت و آمد تا حد مهمونی هدیگه رفتن، داشته و باز هم کلی سوال های دیگه ....)

البته کلیات رو میگم نه اینکه بخواهم نویسنده رو متهم کنم. به هرحال سوال های جدی وجود دارند که جواب هاشون بسیار مهم هستند. هم هر دو آقا پسذ و هم خود دختر ....

تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

قبل از هرچیز این نکته را متذکر شوم که ارتباط شما با دخترخانم، همانطور که باعث روابط احساسی میانتان می‌شود، موجب می‌شود که در انتخابتان تحت تاثیر احساسات عمل کنید که مسلما می‌تواند آسیب‌های خود را به همراه داشته باشد. از این رو یک انتخاب درست و مناسب در ازدواج، تنها با تكیه بر عقلانیّت و خردورزی ممكن است نه صرف عشق و علاقه زیاد. لذا تب و تاب یک رابطه تازه و هیجانات احساسی ناشی از آن موجب می‌شود احساسات و عواطف فرد، عنان عقل و منطق او را به دست بگیرند و آن را از کنترلش خارج کنند و به او بگویند که چکار کند و چکار نکند. ویژگی جادویی عشق، با تمام زیبایی‌هایی که برای فرد عاشق دارد، می‌تواند او را به سمت کارهای شتابزده و حتی احمقانه سوق دهد.

آنچه درباره کسب موافقت خانواده برای ازدواج و انتخاب شما بیان می‌شود با فرض این است که طرف مقابلتان مناسب شما باشد؛ یعنی تناسب لازمه میان شما ودخترخانم برقرار باشد، در غیر اینصورت که که به خطا خواهید رفت.

گرچه شما در مورد انتخابتان با خانواده گفتگو نکردید و  هنوز نسبت به واکنش و نظرشان اطلاع خاصی ندارید، ولی مخالفت احتمالی خانوادۀ شما در مورد انتخابتان، قابل درک است و احتمال مخالفت آنان وجود دارد.

پر واضح است که مطرح کردن این موضوع آن هم برای اولین بار با والدین، به صورت مستقیم سخت است، پس بهتر است از یک فرد قابل اعتماد مانند؛ پدربزرگ، مادربزرگ و خواهر یا برادر یا مادر به عنوان واسطه از آنها کمک بگیرید و از او بخواهید که این موضوع را به خانواده شما منتقل کند. پس طرح این مسئله از سوی شما به خانواده می‌تواند با مخالفت آنان روبه رو شوید. به جای اینکه مستقیما شما در مورد این مسئله چیزی بگویید، بهتر است قبلش با یکی از اعضای خانواده تان که با او احساس راحتی می‌کنید و می‌تواند شما را درک کند صحبت کنید و ابتدا ببینید می‌توانید رضایت و موافقت او را بدست آورید یانه، مثلا اگر با مادرتان احساس راحتی می‌کنید بهتر است اول با مادرتان در زمنیه ازدواج صحبت کنید و کم کم دربارۀ موردی که انتخاب کرد‌ه اید، نظرشان را به دست آورید و بعد از اینکه توانستید رضایت و موافقت او را بدست آورید، از او بخواهید در جلب نظر و موافقت پدرتان هم به شما کمک کند. بنابراین این روش برای کسب موافقت خانواده و کمک از یک نفر برای تاثیرگذاری بر دیگر اعضای خانواده، نتیجۀ بهتری به دنبال دارد تا اینکه مستقیما خودتان بی پرده به خانواده بگویید.

امّا لازم به ذکر است که موافقت یا عدم موافقت خانواده‌تان بستگی به میزان حساسیت انان نسبت به این موضوع دارد. به طور کلی هرچقدر نسبت به موردی که شما انتخاب می‌کنید حساسیت بالایی داشته باشند به همان نسبت می‌تواند مخالفتهای آنان را به دنبال داشته باشد.

با این وجود، اگر والدینتان به رغم سعى و تلاش شما، رضایت ندادند، به مصلحت شما است كه از این ازدواج دست بكشید و بدون رضایت آنان اقدام نكنید، مگر آنكه مخالفت آنان را برطرف و تبدیل به رضایت كنید و چنانچه احساس كردید لجاجت در كار است، نه مخالفت، در این صورت از همكارى افراد خیرخواه و آگاه، در رفع این حالت كمك بگیرید.

با آرزوی موفقیت

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 137