مرغ از قفس پرید، تمام شد

سلام به دوستان و مشاوران عزیز...
من پسری هستم 21 ساله. از بچگی (حدود 16 سالگی) به دختر همسایه مون علاقه مند بودم.و با بزرگتر شدنم این علاقه بیشتر شد، چون اخلاقش و ... واقعا مناسب بود. امسال تابستون تصمیم داشتم به خواستگاریش برم ولی توی مدتی که خارج از شهر خودمون تحصیل میکردم براش خواستگار اومد و ایشون هم جواب مثبت دادن و نامزد شدن.منتهی تاریخ عقد رو مشخص نکردن و هنوز عقد نکرده اند.
الان که حدود 4 ماه میگذره که نامزد شدن هنوز نتونستم فکر اون خانم رو از سرم بیرون کنم و حتی نمیتونم به هیچ کس دیگه ای فکر کنم حتی اگه فرد همه چیز تمامی هم بهم معرفی کنند باز هم دلم راضی نیست و هیچ علاقه ای ندارم.
شاید باورتون نشه ولی 24 ساعت به فکرشم و حتی از بس بهش فکر میکنم خیلی زیاد خوابش رو هم میبینم.قبل از اینکه بفهمم نامزد کرده خیلی دوستش داشتم ولی نمیدونستم هیچ وقت نمیتونم بدون اون زندگی کنم. این رو هم بگم که کلا دیدم نسبت به مردن عوض شده و دیگه اصلا از مرگ نمیترسم(البته به فکر خودکشی نیستم).
جدیدا از اقواممون همه میپرسن چرا ازدواج نمیکنی و این خیلی آزارم میده. و حتی با این که مطمئنم به کسی که میخوام نمیرسم باز میلی به ازدواج ندارم چون نمیتونم کس دیگه ای رو به اندازه اون دختر دوست داشته باشم و نمیخوام زندگی کسی رو خراب کنم.
و البته هیچ وقت باهاش دوست نبودم و حتی با رفتارم بهش نفهموندم که دوستش دارم...با این حال همیشه مراقبش بودم.
لطفا کمکم کنید... زندگیم رفته توی فکر و خیال

http://welayatnet.com/node/71175
تصویر پریسار

با سلام بر علی آقا
 
چون اخلاقش و ... واقعا مناسب بود.

1- این برداشت یا پندار شما چقدر صحت داره؟؟؟؟؟

بنظرت یک درصد احتمال داره ک شما راجع ب این برداشت اشتباه کنی؟؟

2-هر انسان فقط یک بار حق زندگی کردن دارد.

3-کتاب های مورد علاقه ات رو مطالعه کن

موفق باشید.

تصویر my name is ali

خب من برای ازدواجم معیارایی گذاشته بودم مثل ایمان(در راسش حجاب) و هم کفو بودن و فرهنگ خانوادگی و اصالت و ... که ایشون تقریبا همه اینها رو داشتند.
منظورتون از جمله "هر انسان فقط یک بار حق زندگی کردن دارد" رو نمیفهمم...
و اینکه بگذریم... اون شخص الان ازدواج کرده، مشکل من اینه که نمیتونم فراموشش کنم.با این که به این نتیجه رسیدم که (حتما) این که ما به هم نرسیدیم به صلاح هر دومون یا حداقل به صلاح اون هست. خیلی چیزها هنوز باعث میشه یه دلگرمی داشته باشم مثل اینکه همسر ایشون رو خیلی وقته میشناسم و میدونم زندگی خوبی خواهند داشت. ولی باز هم نمیتونم از فکرش بیرون بیام! هنوز هم مثل قبل شبانه روز به فکر هستم و گاهی خوابش رو میبینم... این ها اذیتم میکننه.

تصویر atii
نویسنده atii در

سلام
خدایاااا 21 ساله... پسر....   اونوقت اقوام میپرسن چرا ازدواج نمیکنی....
خدایاااااااااsurprise

تصویر salah.h
نویسنده salah.h در

خوشبحالت چه اقوامی داری

تصویر امید به زندگی

دقیقا این سوال منم بود
به آدم 21 ساله اونم پسر گیر میدن میگن چرا ازدواج نکردین بابا دمتون گرم

تصویر خانم آسمان

من همیشه فکر میکردم اقوام فقط از خانم ها میپرسن که چرا ازدواج نمیکنی پس به اقایون هم گیر میدن که چرا ازدواج نمیکنی.
عیب نداره یه دو سه سال بگذره اروم میشی.
الان دختر پسرها با هم قول و قرار ازدواج دارن شب قبل عقد به خاطر یه چیز مسخره مراسم رو بهم میزنن حالا شما و این خانم هم تعهدی نداشتین معلوم نبود برین خواستگاری شرط و شروط اونها چی باشه و اصلا شماها از هم خوشتون بیاد یا نه ممکن بود هزارتا اتفاق دیگه بیفته.
ولی من خودم به یه چیزی خیلی خیلی اعتقاد دارم خدا بی دلیل کسی رو وارد زندگی ادم نمیکنه بی دلیل هم خارج نمیکنه مطمئن باش نفعت رو تو این کار چند سال دیگه متوجه میشی نمیدونم چی میشه ولی این اتفاق ها برای من زیاد افتاده که فهمیدم که کار خدا اون موقع یه حکمتی داشته.

تصویر alijoon
نویسنده alijoon در

واقعا متاسفم...چیز خاصی نمیتونم بگم....اما بهر حال اتفاق پیش میاد برا خودمم پیش اومده...
اگه واقعا دوستش داشتی یه لطفی کن دیگه بهش فکر نکن...چون از صحبتات برداشتی کردم که مثلا آیا امکانش هست که ما به هم برسیم؟این رو در نظر بگیر اون پسری که رفته خواستگاریش و بله گرفته الان دل خوش کرده به زندگی...کلی شاد شده...بیخیال ایشون شو

بیخیالش شو...زمان همه چیز رو تغییر میده...
لینک مطلب خودمه نگاهی بنداز علی الخصوص نظر کارشناس محترم

http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D8%B0%D8%A7%D8%A8%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C

تصویر doki
نویسنده doki در

نگران نباش فراموش میکنی....دل پسرا کاروانسراست. ...خخخخ

تصویر my name is ali

شایدم...
البته در مورد پسرای اطراف شما احتمالا... :)))

تصویر باران
نویسنده باران در

بیاین اتاق گفتگو لطفا

تصویر my name is ali

کسی نمیخواد نظری بده!!!!!!

تصویر my name is ali

مشکل اینجاست که نمیتونم فراموشش کنم ...نه اینکه نمیخوام :(

تصویر ezdewaj
نویسنده ezdewaj در

باسلام و احترام
به هر حال فکری که 5 سال است ذهن شما را به خود درگیر کرده است، یک شبه یا یک هفته و ماه قابل رفع نیست و بهترین راه این است که تمام چیزهای که شما را با آن درگیر می کند از خود دور کنید. مثلاً هدیه، کتاب، مکان و افرادهای خاص... و از همه مهمتر به فکر مقدمات ازدواج با فرد دیگر باشید تا به مرور از ذهن شما برود، هر چند شاید بعدها هم گاهاً به ذهن و فکر شما بیاید مهم این است که زندگی شما را مختل نکند. وفقکم الله

تصویر ezdewaj
نویسنده ezdewaj در

باسمه تعالی
با سلام و احترام
از اعتماد شما به گروه مشاوران‌"رهروان ولایت"‌متشکریم. انشاءالله منشاء خیر ‌و‌ سعادت برای شما باشیم.
قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:  لا یخطب احدکم علی خطبة اخیه.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هیچ یک از شما زنی را که دیگری خواستگاری می کند، خواستگاری نکند. [مگر اینکه خواستگار اول منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاریش بلامانع است.]. اللمعة الدمشقیة،شهید اول، جلد دو،کتاب النکاح، مسائل عشرون، مساله 18،ص314

جایز و درست نیست که به دختری که قبلاً خواستگاری شده و مقدمات ازدواجش مهیاست و به قول شما 4 ماه هم گذشته، هرچند عقد شرعی و رسمی نکرده، فکر کنید یا احیاناً به فکر خواستگاری باشید. لذا کار را تمام شده بدانید و اینگونه فکر کنید که به صلاح دنیا و آخرت شما نبوده که ایشان همسر شما باشد و خدا انشاالله بهتر از ایشان را نصیب شما کند.

البته از هر چیزی که شما را به فکر ایشان می اندازد دوری کنید و حتی از آن مکان و محله هم دوری کنید و به فکر موارد دیگر باشید.
ضمناً اگر مقدمات و لوازم ازدواج را دارید، در همان محل تحصیل مورد خوب پیدا کنید و زودتر و سنجیده اقدام کنید. دعاگوی شما هستیم. وفقکم الله

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 115