می ترسم همسرم را وسوسه کنند جدا شه

باسلام
من جوانی ۳۱ساله هستم ساکن وشاغل درتهران وخانواده ام درشهرستان زندگی میکنند.تاسوعای چهارسال پیش مادربرزگم فوت کرد ودرروزعاشورا مراسم تشییع وختمش بود،پیرزن مهربان ودلسوزی بود وروزخوبی ازدنیارفت ،خدارحمت کنه همه ی رفتگان رو.من تومراسم کلیه مخارج روپذیرفتم وهرکسی هم دوست داشت میتونست کمک کنه،منم اوضاع مالی خوبی داشتم ولی مجرد باخانوادم توشهرستان زندگی میکردم.چندروزبعدازمراسم بدون هیچ فکروبرنامه ریزی قبلی یهویی ازخوددخترداییم ودورازچشم خانواده‌ها خواستگاری کردم واونم بدون مکث وفکر بله روداد درکمترازیک دقیقه منودخترداییم شدیم ما.بعدازچندماه رابطه دوستانه عقد کردیم البته همسرم ازمن یکسال بزرگتر است...ومنم اومدم تهران برای همیشه نزدیک داییم اینا وکارمم ادامه دادم.وقتی اومدم تهران، با حدود دویست میلیون سرمایه وماهی چهاپنج میلیون درامد ولی اشتباه کردم که همون زمان عروسی نکردم ،بماند!وطولی نکشید که رکودبازار وکلاهبرداری شخصی خدانشناس گریبانگیرم شد وهرچه تلاش میکردم اوضاع بدترمیشد وخلاصه که الان بیش ازسه سال ازعقدمون گذشته برعکس گذشته شدم کارگرمردم باحقوقی نزدیک یک میلیون ،اصلا پولی ندارم وحدود هفتادمیلیون هم بدهکاری دارم.خانواده ام هم وضعیت مالی خوبی ندارن کمکم کنن داییم هم همینطور البته من وقتی داشتم خیلی کمک خانوادم کردم ووظیفم بوده ازهیچ کسی ،هیچگونه انتظاری ندارم ومیدونم خانواده خودم وهمسرم خیلی دوست دارن باری از روی دوشم بردارن ولی بنده خداها توان ندارن اونا هم گرفتاریهای خاص خودشون رودارند.وتاجایی که بتونن دریغ نمیکنند.بهرحال خواست خدا وحکمتش دراین بوده ومن هم ناشکرنیستم.واما دراین مدت رابطه من وهمسرم بخاطر این اتفاقات تلخ ، بدنشده وروزبه روزهم بیشتر عاشق ودوستدارهم شدیم وباشناخت وعلاقه ای که نسبت بهم داریم خداروشکر تابحال هیچ اختلاف ودرگیری نداشتیم وما زوجی هستیم. که خانواده‌ها مون قلبا ازدستمون کاملا راضی اند وازاینکه راهی برای رفتن سرزندگیمون پیدانمیشه مثل خودمون درعذابند.درضمن همسرم برای اینکه هرچی زودتر بریم سرزندگیمون حاضره قید عروسی ،خونه دلخواه،لوازم زندگی کامل وخیلی چیزای دیگه روبزنه وفقط زودتر مستقل باشیم ،خدایی همسرم دلسوزو منطقیه ،اما افسوس که هرراهی به ذهنم میاد متاسفانه به بن بست میخورم خودم خیلی عذاب میکشم یه مدت برای تسکین دردم به مواد رو اوردم که همش تنهاراه خلاصی خودمو خودکشی تصورمیکردم واما بخواست خدا زودمتوجه شدم ومشکل اعتیادم رو به همسرم گفتم البته اونموقع بیکارهم بودم خلاصه بایاری خداوکمک همسرم ازشراعتیاد خلاص شدم وکارپیداکردم ومشغول شدم بدهی هام روهم بابدبختی قسطی کردم والان باکمک خانوادم وحمایت اونا درحدتوانشون دارم قسط میدم.حالا بنظرشما چطوری زندگیمونو شروع کنیم ؟ترس دارم روزی کاسه صبرهمسرم یاخانوادش لبریزباشه.ازطرفی توفامیل ادمهایی هستند که همسرم رو تشویق به جدایی میکنند.بهش میگن تنها راه خوشبختیت یاطلاقه یا پول زیاد برای دادن بدهی شوهرت وشروع یه زندگی خوب. به علت تاخیر در اقساط وامی که گرفتم هم نمیتونم وام ازدواج بگیرم اگه هم بتونم بگیرم توان پرداخت بهیچ عنوان ندارم.ایا باگذشت زمان اوضاع بدترمیشه یابهتر؟ماهیانه چهارصد هزارتقریبا برام میمونه که باهمسرم تقسیم میکنیم برای مخارجمون که همسرم میگه اگه خونه زندگی داشتیم بااین مبلغ بهترین زندگیرو میکردیم.فقط میخام بگم که دارم دیوونه میشم لطفا راهنمایی کنید.
باتشکر...!

http://welayatnet.com/node/99379

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
تصویر happy_boy
نویسنده happy_boy در

بقول شاعر پایان شبه سیه سپید است.

داداش گلم مطمئنم همه ی این مشکلاتت ی روزی تموم میشه و میفتی تو دوران پیشرفت و رشد. تو تنها کسی نیستی که از این مشکلات داری. از همه مهم تر تو ی همسرفداکار داری که تو سخت ترین شرایط پیشت بوده و با نداری هات ساخته. تو هم تا میتونی محبتت رو از همسرت دریغ نکن و اون جاذبه رو براش داشته باش که حرفای دیگران از تو دورش نکنه. درسته اوضاع مالیت خوب نیست ولی میتونی با خرید هدیه های کوچیک بهش ثابت کنی که چقد دوستش داری. 

در اخر توکلت برخدا باشه . ی روز میای این مطالب رو میخونی و تو دلت میگی خدایا شکرت که همه سختی ها تموم شد.

تصویر s.saeed
نویسنده s.saeed در

سلام. چنین خانوم هایی کم پیدا میشه ، قدر همسرت رو بدون ...

اگه مشکل مسکن نداری میتونی با یه مراسم خیلی خیلی ساده برید سر خونه و زندگیتون . تلاش کن و بعدش توکل کن بخدا و زندگیتو بسپار به خودش و اینو بدون که همراه هر سختی ، آسانی هست ...

 

و در آخر اگه همسرتون با یه مراسم ساده یا حتی بدون جشن عروسی اومد سر خونه و زندگی ، هیچوقت لطفش رو فراموش نکن و همیشه قدردانش باش ...

 

تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

شرایط روحی و مالی شما کاملا قابل درک است و از این بابت تاحدودی طبیعی است که فشارهایی که در این مدت متحمل شدید، به گونه‌ای بوده که در رفتارهای شما نیز اثرگذار بوده است. البته اینکه در این وضعیت، سعی در مدیریت زندگی خود دارید و علیرغم شکست بازهم به کمک همسرتان، روزهای تلخ (اعتیاد، بیکاری و بدهکاری) را پشت سرگذاشتید و در حال پرداخت بدهی خود هستید، جای بسی امیدواری است تا ان شاء الله به یاری همسرتان زندگی مشترک خود را آغاز کنید.

این نکته راهم باید متذکر شوم اینکه همسرتان، با وجود مشکلات و ناملایمات مالی و روحی شما، در کنارتان ایستاده است، این جای شکر و امیدواری است و از جمله سرمایه‌های زندگی شماست؛ لذا لازم است از این جهت قدردان زحمات او باشید.

اشاره نکردید چند سال ممکن است بدهی شما کامل پرداخت شود و تا چه زمانی فشار مالی روی دوش شما هست؟ باتوجه به اینکه اطرافیان شما اعم از خانواده و دیگران از جهت مالی چندان نمی‌توانند به شما کمک کنند راهی که به نظر می‌‌رسد می‌تواند تاحدودی هم وضعیت زندگی مشترک شما را سامان دهد و هم اینکه فشار مالی شما را کاهش دهد این است که همسرتان در صورت ممکن باتوجه به روحیات و شرایطش برای مدتی (که بتوانید زندگی مشترک خود را حداقل آغاز کنید)، مشغول کاری گرچه پاره وقت شوند. به نظر می‌رسد همسرتان با توجه فشارهایی که بعد از سه سال دروان عقد پشت سر گذاشته و اینکه هردو تمایل دارید وارد زندگی مشترک شوید، بعید نیست که در زمینه مالی حاضر باشند به شما کمک کند تا با هم و با توکل برخدا زندگی مشترک خود را بتوانید آغاز کنید.

البته راه دیگری هم هست و آن اینکه همین رویه را ادامه دهید و هریک نزد خانواده خود زندگی کنید تا زمانی که فشار مالی شما کاهش پیدا کند و سپس وارد زندگی مشترک شوید که این راه به نظر، زمان طولانی می‌طلبد و چه بسا از تحمل طرفین به دور باشد.

در نتیجه توصیه می‌کنم در این زمینه با همسرتان صحبت کنید و با همفکری او به یک راه حل مناسبتری برسید. مطمئنا با همفکری با همسرتان بهتر می‌توانید به نتیجه برسید. 

در مورد تاثیرات دیگران بر روی همسرتان که او را تحت فشار قرار می‌دهند و ... برای جلوگیری از آن سعی کنید احساسات و عواطف او را در نظر بگیرید بنابراین حداقل کاری که می‌توانید انجام دهید این است که او را از جهت عاطفی اشباع کنید و دوست داشتن خود را حتی اگر شده هر روز به او منتقل نمایید.  امام صادق(علیه‌السلام) در این باره فرموده: «هنگامى كه كسى را دوست مى‌دارى، او را از این محبّت آگاه كن؛ زیرا این كار، دوستى بین شما را محكم‌تر مى‌كند.»[اصول کافی، ج۲، ص۶۴۴، ح۲] در بسیاری از اوقات، ابراز محبت می‌تواند در فرد مقابل بسیار تاثیرگذار باشد و تمام سوءتفاهم و دلخوری‌ها را یکجا از بین ببرد. مضاف براینکه از هدیه دادن (ولو کوچک) گاه به گاه به همسرتان نیز غفلت نکنید. این کارها باعث می‌شود تاحدود زیادی بتوانید قدردان زحمات همسرتان باشید و هم اینکه همسرتان احساس دلگرمی بیشتری به شما و زندگی با شما خواهد کرد و تاثیرات منفی دیگران در ایشان نیز منتفی خواهد شد.

با آرزوی موفقیت

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 190