مخالفت مادر بهانه ای برای نیامدن به خواستگاری

سلام ۲۶سالمه دوسال پیش با پسری۲۷ساله دوست شدم قصدمون ازدواج بود همون اوایل به پیشنهاد من نظر مادرشو جویا شدیم و ایشون مخالفتی نداشتن.از دوشهر مختلف بودیم زیاد همو ندیدیم اما تلفنی مدام با هم بودیم.منتظر بودیم کارش جور شه و بیان خاستگاری حالا کارش جور شده اما در کمال ناباوری مادرش مخالفت میکنه هرروز یک بهانه میاره دوری،عدم آشنایی و... میگه دخترخالتو میخام برات بگیرم..واقعا کلافم نمیدونم چیکار کنم نمیخام ضربه روحی بخورم اگه همون اول میگفت نه فوری میکشیدم کنار اما الان دلبسته شدم از هرنظر هم کف همیم نقاط مثبت و منفی همو میدونیم .بهم ریختم و دوستم میگه صبور باش امیدوارم راضی بشه اما من نمیدونم تهش چی میشه نمیخام شکست بخورم بگین باید چیکار کنم توروخدا؟

http://welayatnet.com/node/94211
تصویر s-matin
نویسنده s-matin در

پسری که مادرش بهش بگه می خوام این و اون رو برات بگیرم ،بچه ننس و مادرش فردا بعد عروسی همش تو زندگیتون دخالت میکنه .این ها رو در نظر بگیر خواهرم

تصویر miss..merida

سلام

بهشون بگید یا خواستگاری رسمی بیان اگرقبول کردن که هیچی  ولی قبول نکردن بدون رجوع به قلبتون و گرفتن تصمیم احساسی باهاش قطع رابطه کنید تا از راه درستش بیان .ایشون خودش باید خانوادش راضی کنه .شما اینم بدون هیچ پدر و مادر طاقت غم فرزندش نداره.پس اگر ایشون واقعا بخاد میتونه پدر ومادرش راضی کنه.
یه نکته ای که هست اینکه یه وقتا یه عده حرف دل خودشون رو از زبون بقیه به ادم منتقل میکنن..به این موضوع توجه داشته باشید.
درباره ضربه روحی :
ببینید شما عاقلید 27 سالگی دوران پختگی و عقل رس شدن برای یک خانمه.درسته ادم یه جایی هایی حق داره براثر تلخی ها  قلبش بدرد بیاد اما خب باید زود بخودش بیاد..
 زندگی همیشه اونجور که ما میخوایم پیش نمیره اینجاست که ما باید صبور باشیم تحمل کنیم .همه ما به بن بست های روحی رسیدیم روزای تلخ رو تحمل کردیم اما تجربه های خوبی اخرش نصیبمون شده.

موفق باشید

تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

با سلام به شما کاربر محترم

شما از همان ابتدا راه را اشتباه رفتید. اول رابطه برقرار می‌کنید. بعد دلبسته می‌شوید... بعد از دو سال مادر ایشان مخالفت می‌کند... خوب معلوم است که احتمال موفقیت در چنین روابطی بسیار پایین است. شما این را درنظر نگرفتید که بعد از دو سال رابطه از کجا معلوم که حتما با هم ازدواج خواهید کرد؟ از کجا معلوم که خانواده‌ها با این وصلت موافقت کنند؟ و ...

در چنین شرایطی اگر سرانجام این رابطه ازدواج نشد، بیشترین ضربه روحی را شما خواهید خورد؛ به دلیل اینکه بدون مشورت و تدبیر و آینده نگری وارد رابطه‌ای شدید که معلوم نیست که چقدر امکان موفقیت وجود دارد. 

سوال: با توجه به اینکه شما و آن پسر از دو شهر مختلف هستید و ارتباطتان هم تلفنی است، از کجا متوجه شدید که مادر آقاپسر با این وصلت مخالفت می‌کند؟ اگر از کجا معلوم که طرف مقابلتان واقعیت را به شما می‌گوید؟ از کجا معلوم خود او این دروغ را ایجاد نکرده باشد برای اینکه دوستی با شما را حفظ کند بی آنکه هدفی برای ازدواج باشما داشته باشد؟

ممکن است شما به هر دلیلی مطمئن باشید که ایشان واقعیت را به شما می‌گوید و واقعا مادرشان با این وصلت مخالف باشد، به هرحال اگر اینگونه باشد برای اینکه تکلیفتان هرچه زودتر مشخص شود دیگر نباید این رابطه را ادامه دهید؛ چرا که دو سال رابطه برای ازدواج زیاد است و چرا این رابطه با گذشت دو سال رسمیت پیدا نمی‌کند؟

بنابراین هرگز شما به این نوع رابطه ادامه ندهید و بگویید؛ اگر شما را به‌عنوان همسر انتخاب کرده است، رسماً با خانواده جلو بیاید و از شما خواستگاری کند، تا با مشورت خانواده‌ها بررسی کنید که -فارغ از عشق- به‌ درد هم می‌خورید یا نه؟ زیرا اگر این کار را نکند و شما کماکان به این رابطه ادامه دهید، ضمن اینکه در این رابطه بیشتر در معرض گناه قرار می‌گیرید، روزبه‌روز عشقتان به ‌همدیگر بیشتر می‌شود(همچنانکه الان هم همینطور است) و اگر بعداً خانواده‌ها مخالفت کنند و نتوانید ازدواج کنید، در آن صورت، هر دو برای فراموش کردن همدیگر، رنج بیشتری را می‌بایست تحمل کنید و آن‌وقت است که ضربه روحی شدیدتری خواهید خورد. 

اگر بازهم طرف مقابلتان از اقدام رسمی برای خواستگاری، طفره می‌رود، او را تهدید کنید که تا رسماً برای خواستگاری اقدام نکند، رابطه شما با او قطع می‌شود. اگر با این تهدید، قبول کرد اقدام رسمی کند که هیچ، امّا اگر مخالفت کرد و گفت؛ به روال گذشته، این رابطه را ادامه بدهیم، بدانید که شما را برای دوستی می‌خواهد، نه ازدواج و اگر گفت؛ فعلاً شرایطم فراهم نیست، به او بگویید؛ پس تا وقتی شرایط شما فراهم شود، رابطه‌ای نداشته باشیم. اگر دیدید وقتی نتوانست شما را به ادامه رابطه راضی کند، به‌ جای خواستگاری آمدن، به قطع رابطه برای همیشه راضی شد، احتمال فراوان این است که او از اول هم شما را برای دوستی می‌خواسته است، نه ازدواج که در حال حاضر به‌راحتی از شما می‌گذرد و به قطع رابطه همیشگی راضی می‌شود.

اگر بازهم طرف مقابلتان از اقدام رسمی برای خواستگاری، طفره می‌رود، او را تهدید کنید که تا رسماً برای خواستگاری اقدام نکند، رابطه شما با او قطع می‌شود. اگر با این تهدید، قبول کرد اقدام رسمی کند که هیچ، امّا اگر مخالفت کرد و گفت؛ به روال گذشته، این رابطه را ادامه بدهیم، بدانید که شما را برای دوستی می‌خواهد، نه ازدواج و اگر گفت؛ فعلاً شرایطم فراهم نیست، به او بگویید؛ پس تا وقتی شرایط شما فراهم شود، رابطه‌ای نداشته باشیم. اگر دیدید وقتی نتوانست شما را به ادامه رابطه راضی کند، به‌جای خواستگاری آمدن، به قطع رابطه برای همیشه راضی شد، احتمال فراوان این است که او از اول هم شما را برای دوستی می‌خواسته است، نه ازدواج که در حال حاضر به‌راحتی از شما می‌گذرد و به قطع رابطه همیشگی راضی می‌شود.

لازم به ذکر است؛ اگر طرف مقابتان، قطع رابطه را قبول کرد و گفت: چند سال بعد به خواستگاری تو می‌آیم، به او بگویید: درست است که در حال حاضر شرایط ازدواج شما جور نیست، امّا من هم نمی‌توانم چند سال با وعده‌ای ‌که معلوم نیست تحقق پیدا کند صبر کنم. پس اگر قول می‌دهید که در حال حاضر با خانواده برای خواستگاری اقدام رسمی کنید و حرف‌های مقدماتی  میان دو خانواده زده شود و اصل این موضوع توسط خانواده‌ها قعطی شود، من هم راضی می‌شوم که برای انجام مراسم ازدواج بعداً اقدام کنید، امّا اگر این کار را نمی‌کنید، من هم نمی‌توانم قبول کنم که برای چند سال دیگر صبر کنم؛ چون اولاً شاید بعد از گذشت چند سال، خانواده‌ها مخالفت کنند. ثانیاً حتی ممکن است که بعداً نظر شما عوض شود و در این‌ صورت، چند سال از بهترین سال‌های عمر بنده صرفاً به‌ خاطر تغییر نظر شما تلف می‌شود.

آن‌ چه که به صلاح شما می‌باشد این است که هرچه زودتر فارغ از عشق و علاقه‌ای که به همدیگر دارید، تکلیف خود را با این پسر روشن کنید؛ چراکه اگر شما را برای ازدواج می‌خواهد، پس اقدام رسمی کند وگرنه نه خودش را معطل و نه عمر عزیز شما را تلف کند. 

با آرزوی موفقیت

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
کاربران آنلاین: 211