همسرم خیلی تغییر کرده

با سلام٬ رفتار همسرم به نسبت اول ازدواج خیلی تغییر کرده. اصلا از کارهاش سر در نمیارم. نه به اون اول که نهایت احترام و علاقه رو به من داشت و نه به الان که طوری رفتار می کنه که انگار بشدت ازم متنفره. با وجود این طلاقم نمی ده و حاضره باهام باشه. نمی دونم چکار کنم. وقتی می خوام کامل ازش ببرم و سرد بشم طوری گرم رفتار می کنه که باورش برام سخته و تا من میام صمیمی بشم باهام سرد می شه٬ تحقیر و مسخره ام می کنه و تو جمع حسابی حالم رو می گیره. پیش دیگران طوری وانمود می کنه که من مایل به ادامه زندگیم و اون نه٬ ولی وقتی بهش می گم بیا از هم جدا بشیم می گه تو برو٬ همه چیز رو ببخش و برو. می گم اگر برم میای طلاقم بدی؟ می گه تو برو خونه پدرت تا ببینم چی می شه. ولی می دونم طلاقم نمی ده و من باید با خفت برگردم سر زندگیم. واسه همین نمی رم. چکار کنم؟ تحمل این شرایط خیلی برام سخته. ممنون

http://welayatnet.com/node/72186
تصویر salah.h
نویسنده salah.h در

بنظرم از عواقب ازدواج سنتی همین
اکثر ازدواج های سنتی دچار طلاق عاطفی شدن ولی خیلی هاشون بدلایل زیادی حاظر به جدایی نیستن؛ ولی وج مشترک این نوع ازدواج ها، زندگی بدون عشق و علاقه و صمیمیت
فقط همدیگرو تحمل کردن

تصویر hengamesaharkhiz

یکی از دلایلی که از احوال همسرم سر در نمیارم اینه که از اول تمایلی به ازدواج با اون نداشتم و از اول شروع کننده روابطمون اون بود. برای همین از اول تو احوالاتش دقت نمی کردم چون اون همیشه گرم و صمیمی بود و خیلی اظهار می کرد که من رو دوست داره. الان هم گرم بودن یا سرد بودن من به رفتار اون برمی گرده چون همچنان اون شروع کننده است. ولی الان سرد بودنش بیشتر شده.

تصویر ali08
نویسنده ali08 در

شوهرت یا آدم زیادی مسخره(دلغک=شوخ) ای هست
یا اینکه ازیناییه ک زیادی ریلکسن
یا مشکل روانی داره!

تصویر خانم آسمان

شاید شما از این خانم هایی هستی که اخم میکنی و عصبانی میشی جذابتر میشی. شاید شوهرت تو این حالت بیشتر دوستت داره خوب من جای تو بودم هر روز اخم میکردم  تا بهم محبت کنه.
ما یه فامیلی داشتیم تو اکثر دعواها که زنه خیلی خیلی عصبانی بود و داشت سکته میکرداز عصبانیت  شوهرش یهو بغلش میکرد و بوسش میکرد و شروع میکردن به شوخی و خنده دعوا یادشون میرفت.
وقتی یه مردی از ادم متنفر باشه نفرتش دائمی هست ولی وقتی زیادی ادم رو دوست داره اینطوری میشه.
در مورد جدایی هم نمیدونم چند ساله ازدواج کردین ولی مادر بزرگ های ما تا روز مرگشون هم اصلا اسم طلاق رو نمیبردن اصلا بعضی ها یه طوری در موردش صحبت میکردن که اسمش رو هم به زبون نمی اوردن ولی الان همه مثل نقل و نبات به زبون میارن.
هیچ وقت تو زندگی از حق و حقوقت نگذر چون نمیگن وای چه زن خوبی بود که از حق و حقوقش گذشت دور از جونت میگن احمق بود.
همش فکر میکنم رفتار خانواده شوهرت روی رفتار شوهرت اثر داره یه زنه خیلی باهوش بعد یه مدت میفهمه شوهرش چشه کی خوشحاله کی ناراحته میریم خونه مادرش بهتر میشه یا بدتر.
گاهی اوقات تو همین محیط مجازی متوجه میشیم که امروز فلانی حالش خوب نیست و کوک نیست اونوقت ادم نفهمه که شوهرش چرا حالش بده و دلش از کجا پره.
در مورد مسخره کردن شما هم نمیدونم ایشون چی میگه که شما حساسی اصلا چطور فهمیده که نقطه ضعف شما چیه و جلو چه کسایی اینکارهارو بیشتر میکنه.
بعضی خانواده ها کلا بی جنبه و بی فرهنگ هستن و دور هم که هستن دوست دارن سربه سر یکی که غریبه هست بذارن از این خانواده ها زیاد میشناسم اصلا این کار یه تفریحه براشون شاید اونقدر که از این تفریح لذت میبرن از یه سفر به دور اروپا انقدر لذت نبرن.
سعی کن جلوی اینطور خانواده ها تسلیم نشی و ضعف نشون ندی خمیشه خودت رو قوی نشون بده.

تصویر sadegh37
نویسنده sadegh37 در

یعنی کل فامیلتون تو حلقم
از هر مدلی فامیل و دوست داری
من چکاره شمام خدا داند

تصویر میزان
نویسنده میزان در

چرا تغییر کرده؟
چی شده تغییر کرده؟
نکنه شما تغییر کردید؟
وقتی علت رفتارش پیدا کردی انوقت میتونی حلش کنی یا تصمیم درستری برای زندگیت بگیری.

تصویر zm@45
نویسنده zm@45 در

خدا بهت صبر بده
یه پیشنهاد دارم برات دوست عزیز
در رفتارت تجدید نظر کن اساسی...یعنی چه که هر وقت بخاد بهت نزدیک بشه صمیمی بشه بعد تحقیر کنه...به نظرم برو با خانوادش صحبت کن بگو تحمل این شرایط برات غیر ممکنه..اگه هم نمیخاد پسرشون به زندگی برگرده مهریه اتو بدن و طلاق بگیر..نه اینکه همه چی رو ببخشی...برو مهرتو بزار اجرا تا دادگاه ازش حرف بکشه ببین چش شده...شایدم پای یکی دیگه وسطه از یجای دیگه تامین میشه که با تو مثل طلبکاراس...یه مدت زیر نظر بگیرش ببین چیزی سر درمیاری از کاراش یا نه...
در ضمن یکم غرورتو حفظ کن عزیزم.هیچ زنی نباید برای زندگی کردن به یه مرد التماس کنه...

تصویر elinazzz
نویسنده elinazzz در

ببین عزیزم مامان من همیشه میگه زیاد به مردا رو نده مغرور باش و باهاشون خیلی صمیمی نشو .به نظر من وقتی که باهات خوبه تو بی تفاوت باش و سرد رفتار کن و وفتی بد اخلاقی میکنه بی توجه باش طوری که رفتارای اون اصلا برات مهم نیست و وقتی که توی جمع هستین اصلا کاری نکنین که بهتون بی احترامی کنه مثلا اصلا باهاش حرف نزنید و کاری به کارش نداشته باشین

تصویر iman70
نویسنده iman70 در

ولا ادم میمونه چی بگه!!! شاید از مهریه میترسه بازی در میاره. شما رفتارت رو عوض کن وقتی اشت هستین زیاد بهش نزدیک نشو ببین بازم همونه یا نه؟

تصویر maleki
نویسنده maleki در

با سلام.
شما در رابطه تان دچار افراط و تفریط شده اید. یعنی وقتی قهر و عصبانیت را در پیش می‌گیرید به نهایت آن می‌رسید و از آنجایی که همسر و زندگیتان را دوست دارید موقع آشتی نهایت عشق را خرج می‌کنید.به همین خاطر مقداری نسبت به یگدیگر جسور شده و حرمت هارا نیز حفظ نمی‌کنید. تهمت زدن ،مسخره کردن ، شمردن عیوب یکدیگر در نزد دیگران شروع این ناراحتی ها و کشمکش هاست.زمانی که ما زیاده روی کنیم در هر موردی حساسیت ها زیاد می‌شود کنترل گری شروع شده و طرفین را نسبت به یکدیگر جری و دور می‌کند. همه توانمان را به جای نزدیک شدن و کمک به به طرف مقابلمان ، برای شکت دادنش به کار میبریم.دریغ کردن ها شروع شده و در هر زمینه ای بخیل می‌شویم.

متن زیر را باهم مرور می‌کنیم :
[استاد شهید مطهری درکتاب آشنایی با قرآن(ج 4، ص 52 و 53) می نویسند:
پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم یک وقت در حضور اصحاب فرمودند:«الا اخبرکم بِشَرِّ الناس، آیا به شما خبر ندهم که بدترین مردم کیست؟ گفتند: بلی یا رسول الله. فرمود: بدترین مردم آن کسی است که خیر خودش را از دیگران منع می کند و هر چه دارد تنها برای خودش می خواهد. آنهایی که حاضر بودند گمان کردند با این مقدمه دیگر بدتر از این افراد کسی نیست.سپس فرمود: آیا می خواهید به شما بگویم از این بدتر کیست؟ صنف دیگری را ذکر فرمود. اصحاب گفتند: خیال کردیم بدتر از این گروه دوم دیگر کسی نیست. بعد فرمود: آیا می خواهید از آن بدتر را به شما بگویم کیست؟ گفتند از این بدتر هم مگر هست؟ آنگاه صنف سوم را فرمود: بدتر از این افراد، مردمان بد زبان فحاش تهمت زن و آبروبرند. اینجا دیگر حضرت توقف کرد، یعنی بدتر از اینها دیگر وجود ندارد.]

وظیفه شما این است در مقابل همه این مسائل با صبر برخورد کرده و هیچگاه مقابله به مثل نکنید. در مقابل هر بدی که به شما می‌شود ده خوبی کنید.درمورد مسائل زشتی چون طلاق نیز به راحتی سخن نگفته و هیچگاه از جدایی حرف نزنید تا عادی نشود.درگیری های لفظی را کم کنید تا حداقل ارامش فضای خانه حفظ شود.
حرفتان این باشد با لباس سفید عروسی به خانه همسر آمدن همانا و با لباس سفید کفن بیرون رفتن همانا.تا بداند شما خواهان زندگی کردن هستین و دیگر مسئله رفتن به خانه پدر و طلاق از بین برداشته شود. نقاط حساس ،ضعف ، مثبت همسرتان را شناسایی و در تدبیرهایتان در نظر داشته باشید.ضرر نخواهید کرد اگر مقداری در این زمینه صبوری کرده و همراه زندگیتان شوید.

موفق و موید باشید.

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
کاربران آنلاین: 222