بعد از جلسه مشاوره ورق برگشت

ادامه صحبتهایی که توی پست (ایشان از نامزدیم باخبر بودند) . تا هفته ی قبل 4 جلسه اومدن خونه ی ما و با هم صحبت کردیم . و هم من و هم ایشون تصمیم قطعیمونو در مورد ازدواج گرفتیم و قرار شد جلسه بعد حرف مهریه و مراسمات زده بشه و بنا به درخواست من برای اطمینان بیشتر یک جلسه پیش مشاور رفتیم و بعد از این جلسه مشاوره یکدفع ورق برگشت و دیگه ازشون خبری نشد که نشد بعد از اینکه جواب مثبتو از من گرفته بود . و من هنوز توی فکرم که چی شد بعد سه سال صحبتهای مستقیم و غیر مستقیم بدون هیچ توضیح و حرفی یکباره همه چی تموم شد .حالا چی توی این جلسه گذشت که این تصمیمو گرفت من نفهمیدم و خیلی دلم میخواد بدونم و غرورم هم بهم اجازه نمی ده که بخوام به نحوی ازش بپرسم (که یکموقع منت کشی به نظر برسه اگر اینقدر براش ارزش ندارم که برام توضیح بده و ازم توضیح بخواد به جهنم بره پی کارش ) توکل به خودش هر چی خواست بشه بشه هر چند سخته.
اما خداییش مشاوره یکطوری بود و البته منم شاید اونطور .عاقلانه باید جواب سوالاتش رو میدادم جواب ندادم ما تقریبا بیشتر صحبتهایی که اون کرد رو با هم زده بودیم و به توافق رسیده بود . اما الان از طریق یکی از دانشجویانش فهمیدم تزش مقر کشیه یعنی یکجوری جز طرفو درمیاره تا اون اعتقاداتش رو به زبون بیاره.
مثلا میگفت توی خانواده پدریش پدر سالاریه و مثلا وقتی مادرش داره برنج میکشه پدرش میاد و دستور میده برام چایی بریز و مادرش هم میریزه و بعد لیوانشو همونجا که نشسته ول میکنه و میره و من درجوابش گفتم ما اصلا توی خانوادمون رسمه که همیشه بابام برای مامانم چایی میریزه و حتی صبحانه درست کردنم با بابامه(البته واقعیته) و به یاد ندارم یکدفعه مامانم برای بابام چایی ریخته باشه و ...(البته فکر میکنم خیلی واضح نگفته باشم و طرفم فکر کرده باشه توی خانواده ما زن  سالاریه اما اینطوری نیست و این فقط یک توافق بین بابا و مامان منه) و یکسری مسایل دیگه  من فقط داشتم جوابموقعیتهایی که مشاور برام میساخت رو میدادم و اصلا حواسم نبود مهم اون طرفی هست که داره این حرفها رو میشنوه و باید کامل توضیح بدم تا اون دچار بدفهمی نشه یا مثلا در مورد اینکه چطور  میخواد درآمدشو خرج کنه و اون گفت همشو میدم به خانمم تا اون هر طوری خواست خرج کنه و باز یکموقعیت برای من تعریف کرد مثلا از خودش و زنش(که الان میدونم دروغ گفته چون زنش خانه داره) که زنش شاغله و ما با هم شرط کردیم که باید غیر دویست تومنشو توی خونه خرج کنه و شما اگه حقوق داشته باشی چه کار میکنی من گفتم توی خونه خرج میکنم و اما بایدی در کارنیست چون وظیفه ای ندارم خرج خونه رو بدم و اگه اینکارو میکنم از روی محبته و نه اجبار و کلی حرف و بحث که بعدش به وجود اومد (که بعدش فهمیدم داشته مقر میکشیده به روش نادرست و میخواسته طرف من نظرات منو بشنوه). اما چه کار کنم حالا که شده و تموم شده و رفته و کاری ازدست من بر نمیاد

http://welayatnet.com/node/82072
تصویر حسین وجدانی «مشاور»

با سلام

از انتخاب گروه مشاوران رهروان ولایت برای همفکری متشکریم

توجه داشته باشید که مشاوره اصولی دارد. ۹۰ در صد این اصول مربوط به مشاور هست که بتواند با دانشی که دارد اطلاعات درست و صحیح از مراجع دریافت کند تا در نهایت بتواند راهنمایی خوبی داشته باشد، خوب این مسائل حاصل دهها واحد درسی است که یک مشاور می گذراند.

اما ده در صد اصول مربوط به مراجع می باشد و بایستی مراجع اطلاعات صحیحی به مشاور بدهد تا مشاور بر اساس آن تصمیم گیری کند مثلا شما فکر کنید پسری در اثر احساسات نه منطق، مدتهاست عاشق و مجنون دختری شده است. حالا به این دو نفر می گویند برای ازدواج باید پیش مشاور بروید!  این مشاوره فایده ای نخواهد داشت! چرا که آقا پسر به طور غریزی و اندکی آگاهی می داند علت سوال مشاور چیه و دختر از چه مسائلی خوشش می آید مثلا پسری که مخالف چادر هست به خاطر عشق به دختر در جواب سوال مربوط به حجاب میگه من عاشق چادرم! و لذا مشاور بر اساس اینکه این دو شخص هر دو عشق چادر هستند حکم به ازدواج می کند اما وی بعدا روال دیگری را در زندگی پیش می گیرد که ممکن است زندگی با شکست مواجه شود.

در مثال بالا پسر در لحظه اول فکر می کند زرنگی کرده و دختر را نصیب خود کرده است اما وقتی گرفتار می شود تازه می فهمد چه اشتباه بزرگی مرتکب شده است.

غرض از مباحث بالا این است که در مراجعه به مشاور بایستی واقعیت را بیان کنی چون شما می خواهید به حقیقت دست پیدا کنید که حقیقت فقط در اثر واقعیت نمود پیدا می کند. پس شما اگر واقعیت را بیان کردید و نظر مشاور بر این بوده که شما سنخیت ندارید این به نفع شماست و اگر غیر واقع گفتید اشتباه از خودتون بوده و نباید این کارو می کردید.

تصویر جنان
نویسنده جنان در

این خواستگار هم رفت و نقطه سر خط.و یک سوال بی جواب دیگه توی ذهن من به جا گذاشت که چرا؟
امممممما میدونم هر چی بوده حتما صلاح من در همین بوده.

تصویر زهرا88
نویسنده زهرا88 در

یعنی چی جنان؟؟؟
بعد از اینکه پدرت رو دید تو خیابون دیگه نیومدن یا اومدن و بعدش نشد؟

تصویر جنان
نویسنده جنان در

سلام دوستان
امروز یک چیزی رو فهمیدم این همه فکر و خیال وفلسفه بافی همه الکی بود .
قرار بود فردای روزی که ما مشاوره رفتیم خواستگار من یکسری فرم رو از مشاور بگیره و جواب صددرصد مشاور بعد از پر کردن این فرمها داده بشه .
امروز این آقای خواستگار پدر منو بیرون دیده بود و بهش گفته بود که تازه شنبه هفتهی دیگه این فرمها رو مشاور بهش میده و فرمها آماده نشده بوده. اما چرا یک کلمه ما رو در جریان نذاشتن که اینقدر آسمون ریسمونو بهم نبافم ؟
واقعا دیگه بیخیالش شده بودم دیگه حس فکر کردن بهشو ندارم اینقدر که به حرفها و اعمال خودم فکر کردم که مگه من چه کار کردم و چی گفتم, دلم میخواد بگم نه و همه چیزو تموم کنم شاید اینکارو کنم , به خاطر این رفتار شون خیلی اذیت شدم.

تصویر الهه نازززز

حتما بهش بگو که چرا ما رو در جریان نگذاشتین.
اما اصلا از این که این چند روز چی بهتون گذشته هیچی بهش نگین.
جوری رفتار کنین و حرف بزنین که انگار این چند روز اصلا ماجرا رو فراموش کرده بودین و مشغول کارهای خودتون بودین.

تصویر جنان
نویسنده جنان در

نه عزیزم اینطور نیست.من توی بیان افکار وعقایدم خیلی سختگیرانه تر از اون چیزی که واقعا هستم , خودمو نشون میدم و ترسم هم از همین بود  که خودمو بد نشون داده باشم .به خاطر همینه که تا این سن مجرد موندم و اصلا آدمی نبودم  و نیستم که به خاطر اینکه ازدواج کنم دست از عقایدم بردارم  وگرنه تا حالا حتما ازدواج کرده بودم. چون به این اعتقاد دارم ازدواج کردن هدف نیست و فقط میتونه کمک کنه که زودتر و راحتر به هدفم برسم.

تصویر haserat
نویسنده haserat در

خیلی ببخشید اینو میگم اما از نظر من شما که لحظه ای احساس کردید خواستگارتون پا پس کشیده فورا در خودتون شک کردید و در صحت عقاید و افکارتون و نحوه اظهار نظر شک کردید بعید میدونم براحتی جواب منفی بدید.انشاالله که خواستگارتون ادم خوبی باشه اما اینکه برای بدست اوردن یک فرد حاضر میشید بسرعت از عقایدتون کوتاه بیاید اصلا نشانه خوبی نیست.چرا که ادمها تا اخر عمر نمیتونن به همین راحتی از عقایدشون کوتاه بیان و در واقع میشه فیلم بازی کردن که بالاخره یکجا اختلافات خودش را نشون میده.
متاسفانه خیلی از خانمها صرفا برای اینکه ازدواج کنند و خواستگارشون را از دست ندن ابتدا کوتاه میان و شروع میکنن به فیلم بازی کردن و چندوقت بعد عقد تازه نظر واقعیشون مشخص میشه و چه بسا خیلیاشون بعد عقد از انتخابشون پشیمون میشن.
یکمقدار منطقی تر و محکم تر فکرکنید و تصمیم بگیرید

تصویر کیمیا71

نمیتونی از همون مشاوره بپرسی .شاید آقا پسره دوباره با همون مشاوره حرف زده نظر ش تغییر کرده یا به همون مشاوره بگو که احتمالا منظورتو در حرفات بد منتقل کردی شاید کمکت کرد

تصویر جنان
نویسنده جنان در

بله حضور داشتند  . دقیقا نمیدونم چی شد که نظر این آقا برگشت .  یکسری مباحث درباره حقوق زن و مرد طرح شد که فکر میکنم من یکمقدار بد منظورم رو بیان کردم همین .البته این حدس خودمه.

تصویر خانم آسمان

من درست متوجه نشدم که شما داشتین با مشاور حرف میزدین اقای خواستگار هم حضور داشته یا نه؟
یعنی مشاور یه چیزی به اون اقا گفته که منصرف شده؟

تصویر جنان
نویسنده جنان در

یکی از آشنایان بنده دانشجوی این آقای مشاور بود و خیلی ازش تعریف میکرد . خداییش شاید مشاور بدی نبود اما فکر میکنم اینطور ریز شدن و صحبت کردن از ریز امور درست نیست مخصوصا برای دونفر که در حد سه چهار جلسه صحبت از همدیگه آشنایی دارند و میتونه باعث خیلی سوتفاهمات بشه . چون ریز رفتارها بیشتر توی تعملات توی زندگی تعریف میشه و خیلی به طرز رفتار طرف مقابل برمیگرده. و ممکنه خصلتهای خوب طرفم منو قانع به کنار کداشتن خیلی از حرفهاو نظریاتی بشه که الان توی ذهنمو و منم توی جلسه ی مشاوره جواب  بدترین حالتهایی رو دادم که مشاور بیان میکرد و نه جواب این آقایی که خواستگار من بود. شاید اگه از یکنفر با خصوصیات این آقا مثال میزد من طور دیگه جواب میدادم اما من جواب بدترین حالتها رو دادم  من از یکسری از باید و نبایدهام میتونم کوتاه بیام اما از اینکه کسی بخواد به من تحمیل کنه که کاری رو که از روی محبت  ویا برای خدا دارم  انجام میدم وظیفمه و باید انجام بدم معمولا زیر بار نمیرم اما اگه طرفم فهم و شعورش رو داشته باشه خیلی گذشتها رو براش انجام میدم. 

تصویر جنان
نویسنده جنان در

نظر مشاور این بود که مشکلی برای ازدواج ما وجود نداره و ما تناسب خوبی رو باهم داریم , همون نتیجه ای که ما قبل از مشاوره خودمون بهش رسیده بودیم , اما نمی دونم چی شد دیگه بدون هیچ توضیحی الان دو هفته است از خواستگارم خبری نیست (و من متوجه شدم نظرش عوض شده) اون موقع با مثالهایی که مشاور میزد من رفته بودم توی جبهه ی حمایت از حقوق زنان( البته بطور منطقی بحث میکردیم نه تند و تیز و البته نظریه های فکری و اعتقاداتم رو میگفتم و نه اون چیزی که در عمل هستم) که الان که فکرشو میکنم یکم جوگیر شده بودم و یکجاهایی که باید بیشتر توضیح میدادم رو واضح بیان نکردم و میتونه طرفم رو دچار سو تفاهم شده باشه که من از اونطرف بام افتادم(چون خداییش من این ضعف خودم رو قبول دارم که توی رسوندن منظور حرفهام به اطرافیانم یکمقدار مشکل دارم و مهارت کلامی قوییی ندارم اما الان کارییش هم نمیتونم بکنم دیگه تموم شده)
.الان فقط فکرم درگیر اینه که چرا اینطوری شد و اصلا هم حاضر نیستم خودم ازش توضیح بخوام و غرورم این اجازه رو بهم نمیده ومیدونم این کار درست نیست. اما توی همسایگی اگر هم میخواستن تمومش کنند یکطور دیگه باید تموم میکردن نه اینطوری .

تصویر جنان
نویسنده جنان در

نظر مشاور این بود که مشکلی برای ازدواج ما وجود نداره و ما تناسب خوبی رو باهم داریم , همون نتیجه ای که ما قبل از مشاوره خودمون بهش رسیده بودیم , اما نمی دونم چی شد دیگه بدون هیچ توضیحی الان دو هفته است از خواستگارم خبری نیست (و من متوجه شدم نظرش عوض شده) اون موقع با مثالهایی که مشاور میزد من رفته بودم توی جبهه ی حمایت از حقوق زنان( البته بطور منطقی بحث میکردیم نه تند و تیز و البته نظریه های فکری و اعتقاداتم رو میگفتم و نه اون چیزی که در عمل هستم) که الان که فکرشو میکنم یکم جوگیر شده بودم و یکجاهایی که باید بیشتر توضیح میدادم رو واضح بیان نکردم و میتونه طرفم رو دچار سو تفاهم شده باشه که من از اونطرف بام افتادم(چون خداییش من این ضعف خودم رو قبول دارم که توی رسوندن منظور حرفهام به اطرافیانم یکمقدار مشکل دارم و مهارت کلامی قوییی ندارم اما الان کارییش هم نمیتونم بکنم دیگه تموم شده)
.الان فقط فکرم درگیر اینه که چرا اینطوری شد و اصلا هم حاضر نیستم خودم ازش توضیح بخوام و غرورم این اجازه رو بهم نمیده ومیدونم این کار درست نیست. اما توی همسایگی اگر هم میخواستن تمومش کنند یکطور دیگه باید تموم میکردن نه اینطوری .

تصویر الهه نازززز

کاری از دستت بر نمیاد. جز این که فراموشش کنی و به هیچ وجه سراغش رو نگیری. این جوری می فهمه که برای شما کوچکترین ارزشی نداشته.
حواست باشه خودت رو خورد نکنی.
شما هم درست جواب دادین. مشکل از این آقاست. بعضی از خواستگارها این جوری هستن و کاری از ما دخترها بر نمیاد.
این مشاور رو خود خواستگارتون معرفی کرده بود؟

تصویر haserat
نویسنده haserat در

اصلا خودت را سرزنش نکن چونکه پاسخهات کاملا معقول و منطقه بودن و اینو ازمن بیاد داشته باش که هیچوقت به مشاور و روانشناس جماعت حقیقت را نگو چون ادمهای دروغگویی هستن و به وضوح دیدم جلو تو یک حرفی میزنن و جلو خواستگارت یک حرف دیگه و موجودات قابل اعتمادی نیست.این به تجربه بهم ثابت شد.جالب اینکه بری پیش یک مشاور دیگه اونم یک برداشت دیگه ای میکنه کاملا درتضاد با نظر مشاور قبلی.من خیلی خوش بین بودم به مشاورها اما با تجربیاتی که کسب کردم کاملا بی اعتماد شدم و اگر یک زمانی بخوام تصمیم مهمی بگیرم به تجربیات خودم و عقل خودم و خانوادم استناد میکنم تا نظر یک مشاور که اصلا گذشته ی خودش معلوم نیست چی بوده.
بنظر من دیگه پیگیر قضیه نشو چون بعید میدونم نظر اون اقا عوض بشه و اینجوری شان خودتو میاری پایین.اگر خودش برگشت ازش دلیلشو بپرس

تصویر کیمیا71

مشاور علاوه بر علمش و تجربه اش باید خدا ترس باشه .تا حقی رو از کسی ضایع نکنه و با دلسوزی به مراجعه کنندگانش مشاوره بده.در جواب  حسرت هیچ کدوم ازاون ویژگی هایی که شما برای مشاوره نام بردید قابل قبول نیست
 

تصویر حسین وجدانی «مشاور»

با سلام

اینکه مشاور شما نظر صحیحی در مورد مشکلتان نداشته دلیل بر بی اثر بودن مشاوره نیست شاید شما نتونستید مشاور مناسبی پیدا کنید  بله ما مشاورهایی داریم که قدرت تشخیص ندارند شما نباید به چنین اشخاصی مراجعه کنید.

تصویر haserat
نویسنده haserat در

ازنظر شما مشاور صحیح را چطور میشه پیداکرد؟کسی که مدرک دکترا داره؟یا کسی که استاد دانشگاهه؟یا کسی که مشهوره؟ویا شایدم کسی که حق المشاوره های انچنانی میگیره؟
من یک زمانی برای ازدواج پیش همشون رفتم اما فقط بمشکلات اضافه کردن و نظر هرکدام هم با اون یکی فرق داشت.
الان طرف مشکل جسمی داره(مثلا سرطان داره) و پش ده مدل دکتر میره و هرکدام هم یک نظری میدن.یکی میگه سرطانه.یکی میگه سرطان نیست.یکی میگه نا شناخته هست.یکی میگه مشکل خون داری.یکی میگه مشکل کبد و بعد یک سال ازمایش هنوز وحدت نظر ندارن.حالا این درخصوص مشکل جسمیه که قابل رویته حالا چه برسه به مسائل روحی که همشون انتزاعی و غیرقابل رویتن

تصویر merida
نویسنده merida در

-_-

تصویر حسین وجدانی «مشاور»

با سلام

از انتخاب گروه مشاوران رهروان ولایت برای همفکری متشکریم

توجه داشته باشید که مشاوره اصولی دارد. 90 در صد این اصول مربوط به مشاور هست که بتواند با دانشی که دارد اطلاعات درست و صحیح از مراجع دریافت کند تا در نهایت بتواند راهنمایی خوبی داشته باشد، خوب این مسائل حاصل دهها واحد درسی است که یک مشاور می گذراند.

اما ده در صد اصول مربوط به مراجع می باشد و بایستی مراجع اطلاعات صحیحی به مشاور بدهد تا مشاور بر اساس آن تصمیم گیری کند مثلا شما فکر کنید پسری در اثر احساسات نه منطق، مدتهاست عاشق و مجنون دختری شده است. حالا به این دو نفر می گویند برای ازدواج باید پیش مشاور بروید!  این مشاوره فایده ای نخواهد داشت! چرا که آقا پسر به طور غریزی و اندکی آگاهی می داند علت سوال مشاور چیه و دختر از چه مسائلی خوشش می آید مثلا پسری که مخالف چادر هست به خاطر عشق به دختر در جواب سوال مربوط به حجاب میگه من عاشق چادرم! و لذا مشاور بر اساس اینکه این دو شخص هر دو عشق چادر هستند حکم به ازدواج می کند اما وی بعدا روال دیگری را در زندگی پیش می گیرد که ممکن است زندگی با شکست مواجه شود.

در مثال بالا پسر در لحظه اول فکر می کند زرنگی کرده و دختر را نصیب خود کرده است اما وقتی گرفتار می شود تازه می فهمد چه اشتباه بزرگی مرتکب شده است.

غرض از مباحث بالا این است که در مراجعه به مشاور بایستی واقعیت را بیان کنی چون شما می خواهید به حقیقت دست پیدا کنید که حقیقت فقط در اثر واقعیت نمود پیدا می کند. پس شما اگر واقعیت را بیان کردید و نظر مشاور بر این بوده که شما سنخیت ندارید این به نفع شماست و اگر غیر واقع گفتید اشتباه از خودتون بوده و نباید این کارو می کردید.

موفق باشید

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 244