ارتباطی که اینده ام را تباه کرده

سلام خسته نباشید,من 23سالمه و 1سال با اقایی اشنا هستم که قصدمون ازدواج بود بنا به دلایلی که به نظرم واقعا ارزششو نداشت ایشون رابطه رو به هم زدن, کسی که همش دم از غیرت و مردونگی میزد ولی همیشه باهام صادق بود به هر حال, رابطمون بهم خورده,حالا من چنتا سوال,دارم که ممنون میشم کمکم کنید چون اینقد ذهنم درگیر هرروز و شب کارم تنهایی گریه کردن و پشیمونی,اول اینکه من تو این ارتباط به این اقا خیلی علاقه مند شدم طوری که از فکرم بیرون نمیره تصویرش و چون تو دانشگاه همو میبینیم برام سختترم میشه همه چی, از طرف دیگه باهم رابطه فیزیکی داشتیم البته هنوز باکره ام و همین عامل باعث شده وابستگیم هم بهش بیشتر بشه هم از,طرف دیگه عذاب وجدان پیدا کردم به خاطر کار اشتباهی که کردم وهم اینکه با فردی که دراینده میخواهم باهاش اشنا بشم و زندگی کنم اخه چه جوری این مسیله رو بگم, و دوم این که میخووام فراموشش کنم ولی از ذهنم بیرون نمیره و همش فک میکنم در اینده نمیتونم با کس دیگه ای تو رابطه باشم, نمیدونم چیکار کنم, ببخشید ولی این رابطه  که بینمون بود وابستگیو توم بیشتر کرده, طوری که نبودش داره دیوونم میکنه,ولی عقلم میگه این رابطه اشتباه ولی اصلا دیگه عقلم کار نمیکنه, طوری که اگه وی در حقم بدیم کرده باشه از یاد میبرم وفقط خوبیش و چهرش دایم تو ذهنمه, راهنماییم کنین که چه جوری از این فکرام راحت بشم ؟و اینکه بیان این موضوع به فردی که بخوام در اینده باهاش ازدواج کنم اشتباهه, ولی میترسم بعد ازدواج بفهمه البته هیچ مدرکی فک نکنم باشه ولی اون پسر میگفت ماه هیچ وقت پشت ابر نمیمونه, همین عامل باعث شده منی که هیچ ارتباطی تا الان نداشتم با اشتباهی که هرشب فکرمودرگیر کرده, بی خوابی,بکشم و عذاب,به نظرتون دیگه حق ازدواج ندارم ؟

-------------------------------------

کاربران محترم توجه داشته باشند که ادامه‌ی ارتباط با کارشناسان سایت و درج نظرات جدید برای رسیدن به پاسخ نهایی و جامع، تنها با عـضویـت در سایت ممکن خواهد بود؛ برای عضویت در سایت به آدرس مقابل مراجعه فرمائید: www.welayatnet.com/fa/user/register

http://welayatnet.com/node/99444
تصویر 48
نویسنده 48 در

اینکه همش خوبی ایشون رو می بینید یعنی عاشق ایشون هستید.......... با گذشت زمان ابتدا از ایشان و سپس از خودتان بابت بزرگنمایی بدتون خواهد امد....... چی بگم بهتون..... بعضی چیزها رو نمیشه نوشت و یا گفت...... جمله های خوبی به کار نبرده اند....... تهدید و یا ........ جالب نیست...... هر چند نمیدونیم علتش چی بوده ولی ادم عاشق همش فکر میکنه خودش مقصره ....... با نمایان شدن عیب هاش خودبخود فراموش خواهد شد..........

تصویر یه دوست

به چه دلیلی بهم خورد؟  دلایل جدی بودند ولو از نظر شما بی ارزش یا واهی و بهانه برای قطع ارتباط؟ با کلی گویی که نمیشه.

ایشون هم ناراحت هستند؟ با فرد دیگری ارتباط داشته اند؟ یا جدیدا و بعد از شما ارتباط برقرار کرده اند؟

 

چرا می گفت ماه پشت ابر پنهان نمی مونه؟ حرف تو حرف بوده یا منظوری داشته که بعدها ممکنه باعث مزاحمت بشه. زیاد بوده و هستند کسانی که از رابطه قبل از ازدواج برای اخاذی یا سوء استفاده جنسی مجدد استفاده می کنند.

تصویر mostafavi
نویسنده mostafavi در

سلام به شما کاربر محترم

متاسفانه شما گرفتار دوستی دختر و پسری شده‌اید. مسلما این رابطه با خودش تبعاتی ازجمله وابستگی و دلبستگی را به همراه داشته است. مضافاً ارتباط جنسی میان شما و ایشان نیز این وابستگی و دلبستگی را تشدید کرده است. به هرحال در حال حاضر که رابطه به هردلیلی قطع شده، از یک طرف نمی‌توانید او را فراموش کنید و از طرفی عذاب وجدان بابت گناهی که با او مرتکب شدید و همچنین بیان گذشته خود به همسرآینده‌تان فشار روحی شما را افزایش داده است. نکاتی در ذیل بیان خواهد شدکه لازم است بدان توجه کنید.

نکته اول: باید بپذیرید که در این ارتباط دچار اشتباه و خطاهای گناه آلودی شدید که لازم است در این زمینه به درگاه خداوند توبه کنید و صرف عذاب وجدان و پشیمانی کافی نیست. مضاف بر توبه لازم است به خود و خدای خودتان تعهد بدهید که در آینده از اینگونه روابط بپرهیزید وگرنه از رحمت خداوند دور خواهید شد. 

نکته دوم: از آنجایی که قبلا رابطه‌ای با جنس مخالف نداشته‌اید و اولین باری است که با جنس مخالف ارتباط برقرار کرده‌اید، طبیعی است که قطع رابطه موجب ضربه روحی به شما شده و متاسفانه هنوز هم متوجه بازیچه واقع شدن از سوی دوست پسرتان نشده‌اید و به جای اینکه نسبت به او و این رابطه‌ بیزار شوید، دچار وابستگی به او شده‌اید. از سویی دیگر در این رابطه شما بیشترین ضربه را خوردید؛ چراکه طرف مقابلتان بعد از مدتی رابطه و کامیابی از شما و ... به هردلیلی باشما قطع رابطه کرده بی آنکه آسیبی متحمل او شده باشد، در حالی که قطع این رابطه موجب فشارهای روحی، عذاب وجدان و پشیمانی به شما شده و در وضعیتی قرار گرفته‌اید که نمی‌دانید چه تصمیمی باید بگیرید.

نکته سوم: تاکید می‌کنم که هیچ‌گاه به قول ازدواج پسرها برای شروع یک رابطه اعتماد نکنید؛ چرا که اولا؛ امکان دروغ گفتن آنان وجود دارد. دوما: اگر هم راست بگویند ممکن است بعدا نظرشان عوض شود یا نتوانند خانواده خود را راضی کنند. سوما؛ چه بسا خانواده  شما راضی به چنین وصلتی نشوند. چهارم؛ چه بسا سر مسائل مختلفی از جمله؛ مهریه و مراسمات و مسکن زوجین به هم بخورد. 

نکته چهارم: درباره گفتن موضوع رابطۀ خود با جنس مخالف به همسر آینده‌تان عرض کنم: چنانچه مطمئن باشید که همسر آینده‌تان از خطاهای گذشتۀ شما آگاهی پیدا نمی‌کند، نیازی نیست که شما از گذشته خود به او بگویید؛ چرا که اولاً بیان گناهان گذشته خود که در حال حاضر با ندامت، توبه و عدم تکرار آن، پاک شده است، براساس نظر مراجع تقلید و فقهای عظام جایز نیست.[1] ثانیاً بیان و افشای گناهان گذشته خود به دیگری هیچ فایده عقلایی ندارد؛ زیرا بیان آن قبل از ازدواج، باعث می‌شود که فرد تا آخر عمر مجرد بماند و اگر بعد از ازدواج هم به همسر گفته شود، چیزی جز به هم ریختگی اعصاب، بدبینی و بی اعتمادی و از بین رفتن آرامش زندگی ثمره دیگری نخواهد داشت. اگر همچنان ترس از افشای گذشتۀ خود نزد همسر آینده‌تان دارید، می‌توانید با کسی ازدواج کنید که نسبت به این مسائل خیلی تاکیدی ندارد (به عبارت دیگر؛ بعضی از پسران هستند که در هنگام ازدواج، نسبت به گذشته طرف مقابلشان خیلی حساسند و در این باره از طرف مقابل پرس‌وجو و تحقیق می‌کنند، امّا بعضی هم نسبت به این مسئله حساس نیستند و پرس‌وجویی هم در این باره نمی‌کنند؛ لذا شما می‌توانید با گروه دوم که نسبت به این مسئله حساس و پیگیر نیستند ازدواج کنید.) 

نکتۀ آخر: راهکارهای فراموش کردن طرف مقابلتان، عبارتند از:

- کلید فراموشی این است که دل شما از رسیدن به او ناامید شود.
- توجه کنید که این عشق مثل اعتیاد روح و جسم شما را نابود خواهد کرد پس سعی کنید از آن متنفر شوید.
- خود را برای مدتی سختی کشیدن آماده کنید.
- فکر نکنید که فراموش کردن محال است؛ چون عده زیادی از دخترها توانسته‌اند پس شما هم می‌توانید.
- هر وقت به یادش می‌افتید سعی کنید بیشتر به عیوب و نقصها و کارهای بدی که انجام داده فکر کنید.
- هر گونه نشانۀ او را از بین ببرید یا از خود دور کنید. (اگر همکلاسی هستید در صورت امکان کلاس خود را تغییر دهید.)
- خود را به حدی مشغول کنید تا وقت فکر کردن به او را نداشته باشید و همچنین اوقات فراغت را با یادگیری مهارتهای هنری، مهارتهای زندگی، تفریح و بازی و مطالعه و ... پر کنید.
- در نشستهای دوستانه و فامیلی و سفرهای جمعی و کلاسهای مختلف بیشتر شرکت کنید.
- از تنهایی بپرهیزید..(البته از تنهایی که موجب افکار نادرست و تحریک آمیز می‌شود، خودداری کنید.)
- فعالیتهای ورزشی فکر شما را مشغول و انرژی شما را تخلیه می‌کند.
- ارتباط محبت آمیز با مادر و اعضای دیگر خانواده و یا دوستان صمیمی را تقویت کنید.
- توجه داشته باشید که باید همیشه براى ذهن و فكر خود، محتواى مطلوب و موضوع مناسب داشته باشید. برای همین سعی کنید کتاب و مطالعات دینی داشته باشید.
- ارتباط عاشقانه قلبی با خدا و اهل بیت(علیهم‌السلام) برقرار کنید.
- از دعا و گریه در درگاه خدا غافل نشوید چون هم سبک می‌شوید و هم ممکن است که خدا دل شما را از این علاقه خالی کند.

پس با بکار بستن این راهکارها و داشتن صبر و شکیبایی، می‌توانید زندگی جدیدی را آغاز کنید.

پی‌نوشت:
[1]. تفسیر نمونه، ج14، ص406 

باآرزوی موفقیت

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 255